کل مؤسسه پلیس است: حفظ نظم و محافظت از جان ومال افراد. همه کارهای انجام شده توسط کارکنان این زیر سیستم به سوی نیل به این اهداف سازمانی مهم جهت گیری شده است. وظایف موجود در این ریز سیستم با هدف دستیابی به اهداف و مقاصد تعیین شده انجام می شوند.که وظایف آن عبارتنداز: گشت زنی، تردد وسایل نقلیه، تحقیقات جنایی، فساد، مواد مخدر، قاچاق کالا، جرایم سازمان یافته، عملیات های ویژه، پیشگیری از وقوع جرم، خدمات نوجوانان، خدمات جامعه، خدمات مدارس. (همان ،ص100).

2-5-12-2- زیر سیستم مدیریت
وظایف تشکیل دهنده زیر سیستم مدیریت (کارکنان، آموزش، برنامه ریزی وتحلیل، بودجه وامور مالی، مساعدت قانونی، پردازش اطلاعات، اطلاعات مردمی، بازرسی ها، امورداخلی، اطلاعات جاسوسی) نه در کمک مستقیم به مردم بلکه به سود سازمان به عنوان یک کلّیّت، به اجراء در می آیند. به علاوه وظایف این زیر سیستم کاربرد بلند مدت تری نسبت به زیر سیستم خدمات کمکی دارد. یک روش برای تشخیص وظایف مدیریتی از وظایف خدمات کمکی این است که بپرسیم:«آیا لازم است این وظیفه شبانه روزی انجام شود؟» وظایفی همچون برنامه ریزی وآماده سازی بودجه که به طور مستمر اجرا نمی شوند، به طور کلی وظایف مدیریتی در نظر گرفته می شوند و وظایفی مانند؛ ارتباطات و شناسایی که مستمراً اجرا می شوند، معمولاًدرگروه وظایف خدمات کمکی دسته بندی می گردند؛ هردو نوع وظیفه به سود یا در خدمت کل اداره پلیس هستند؛ هردو اصولاً اموری داخلی می باشند. از طرف دیگر وظایف عملیاتی به صورت خارجی و به سود مستقیم مردم انجام می گیرند. (همان ،صص116- 117).
2-5-12-3- ریز سیستم خدمات کمکی
عملیات ها را به فعالیت هایی توصیف کردیم که در کمک مستقیم به مردم انجام می شوند ومدیریت را فعالیت هایی شرح دادیم که در دراز مدت به سود تمام واحدهای سازمانی کار می کنند. باقی فعالیت ها در حیطه زیر سیستم خدمات کمکی به اجراء در می آیند. لازم است که این فعالیت ها نیز به نفع واحدهای اداری پلیس هستند، اما نسبت به فعالیت های مدیریتی منظم تر و مستمر تر هستند. خدمات کمکی معمولاً به صورت 24 ساعته در روز و 365 روز در سال به مأموران عملیاتی پلیس خدمات ارائه می کنند؛در حال که فعالیت های مدیریتی معمولاً به صورت هشت ساعت در روز وپنج روز درهفته در خدمت مأموران پلیس هستند. اگرچه گاهی تشخیص این دو نوع فعالیت از یکدیگر دشوار است، اما برای تشخیص راحت تر می توان خدمات مدیریتی را خدماتی بلند مدت و دارای محدویت زمانی دانست در حالی که خدمات کمکی ،خدماتی مستقیم هستند که دایم در دسترسی قرار دارند. وظابف مشمول در زیر سیستم خدمات کمکی عبارت است از: گزارش ها، ارتباطات دور، اموال و مدارک، آزمایشگاه، توقیف، شناسایی، تست الکل، امکانات، تجهیزات وتدارکات، تعمیر ونگهداری. (همان ، ص132)
2-5-13) ماموریتهای پلیس مبارزه با قاچاق کالا وارز ناجا
هم اکنون اهم ماموریتهای پلیس مبارزه با قاچاق کالا وارز ناجا به شرح ذیل است:
1. تهيه و تنظيم سياست ها و خط مشي هاي مربوط به امور كشف و مبارزه با قاچاق كالا و ارز و پيشنهاد به مبادي ذيربط براي تصويب،
2. تهيه طرح ها و برنامه هاي لازم در خصوص مبارزه با قاچاق كالا و ارز و كاهش مهار آن در سطح جامعه و ارايه آنها به مراجع ذيربط جهت تصويب و ابلاغ،
3. تهيه و تنظيم آيين نامه ها و دستورالعمل هاي تخصصي در خصوص مبارزه با قاچاق كالا و ارز و پيگيري تصويب و ابلاغ آنها،
4. برآورد نيازمنديهاي تخصصي واحدهاي مبارزه با قاچاق كالا و ارز استان ها ، تامين و ارايه طرح و توزيع آنها،
5. بررسي قوانين و مقررات موجود در زمينه قاچاق كالا و احصاء مشكلات آنها و پيشنهاد راهكارهاي مناسب به منظور وضع قوانين و مقررات متناسب،
6. جمع آوري و تجزيه و تحليل آمار و اطلاعات مربوط به قاچاق كالا و ارز در سراسر كشور،
7. ارايه نظرات و پيشنهادات تخصصي در زمينه هاي آموزشي ، تجهيزات و اعتبارات ، سازمان و كميت و كيفيت نيروي انساني به مراجع ذيربط،
8. تحقيق و بررسي در خصوص علل و انگيزه هاي گرايش به قاچاق كالا و ارز و ارايه راهكارهاي لازم به منظور كاهش جرايم مذكور در سطح جامعه به مراجع ذيربط،
9. ارزيابي و تجزيه و تحليل عملكرد واحدهاي اجرايي مبارزه با قاچاق كالا و ارز و اقدام در جهت رفع مشكلات و موانع ستادي و اجرايي از مبادی ذی ربط،
10. نظارت بر اجراي طرح ها ، آيين نامه ها و دستورالعمل هاي تخصصي ابلاغي و هدايت ستادي واحدهاي مبارزه با قاچاق كالا و ارز رده هاي ناجا،
11. شناسايي و جمع آوري آخرين شگردها و روش هاي مجرمين قاچاق كالا و ارز و ارايه راهنمايي هاي لازم به واحدهاي اجرايي جهت مبارزه مؤثر با آنان،
12. بررسي و پيگيري ستادي در خصوص امور موبوط به حق الكشف مامورين و سهم ناجا از محل جرايم وصولي حاصل از فروش كالاي مكشوفه برابر ضوابط و مقررات،
13. بررسي و پيگيري ستادي امور حقوقي گزارشات و پرونده هاي مهم مكشوفه قاچاق،
14. مشاركت و همكاري در راه اندازي و بهسازي و بهره برداري از بانك اطلاعات متمركز مجرمين،
15. تهيه و تنظيم گزارش از فعاليت ها و عملكرد واحدهاي مبارزه با قاچاق كالا و ارز رده هاي ناجا و ارايه به مبادي ذيربط براي بهره برداري،
16.تعامل با سازمان های مرتبط و ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا وارز در جهت مقابله هرچه بهتر با قاچاق کالا در کشور.

2-5-14) ارزش های مهم کار پلیس
نتیجه اینکه؛ کار ومدیریت پلیس باید تحت هدایت اهداف ومقاصد اصلی توصیف شده در بالا باشد. و نیز بیانه ای کلی از رسالت اداره پلیس باشد. فعالیت های مأموران و مدیران پلیس باید مستقیم یا غیر مستقیم در جهت نیل به رسالت، اهداف ومقاصد سازمانی باشد. هرگاه مشخص شود که منابع گسترش یافته یا تلاش های صورت گرفته ارتباطی به رسالت، اهداف ومقاصد اداره پلیس نداشته است، باید به شدت زیر سئوال برده شود، زیرا این منابع و کوشش ها ممکن است کمکی به کارآمدی واقعی سازمان نکرده باشد. (همان، ص77)
با توجه به وظابف سازمانی پلیس که در سه ریزسیستم؛ عملیاتها، مدیریت، و خدمات کمکی بیان گردید و برابر بند 8 ماده 4 قانون (مصوب27تير ماه 1369( ناجا وظيفه پيشگيري و مبارزه با قاچاق کالارا براي نيروي انتظامي پيش بيني كرده است. بنابراین اهداف، رسالت و مقاصد نهایی و ماموریتهای پلیس در شناسایی، کشف و مقابله با قاچاق کالا از رسالت های اصلی آن بوده که با مدیریت صحیح بر منابع انسانی، تجهیزات و با استفاده از نقاط قوت قوانین موجود وشناسایی نقاط ضعف قوانین در جهت اصلاح وبازنگری در راه رسیدن به رسالت، اهداف، مقاصد نهایی و راه ها کار ، تدابیر، برنامه ها، وظایف، خط مشی ها، شیوه های کاری در راه رسیدن به رسالت اصلی خود نقش مهم و بسزایی دارد که امروزه ادارات پلیس برای ابلاغ رسالت خود از آن استفاده می کنند. هر مؤسسة پلیس باید با دقت بیانیه رسالت خود را آماده سازد تا نقش منحصر به فردش را به نفع کارکنان پلیس و شهروندان توصیف نماید.
(همان، ص71- ص72).
2-5-15) نوع مدیریت کنونی حاکم بر مدیریت انتظامی مقابله با قاچاق کالا
با توجه به طبقه بندی مديران به اينکه چه فعاليتی در سازمان انجام می دهند در سه سطح؛ 1- مديريت عملياتی(سرپرستی) 2- مديريت ميانی 3- مديريت عالی در حال حاضر نوع مدیریت انتظامی مقابله با قاچاق کالا در مرکز کشور از نوع مديريت ميانی (مديران ميانی به طور مستقيم به مديريت ردة بالا گزارش می دهند؛ کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه ی واسطی را ميان مديريت عالی و مديريت عملياتی به عهده دارند. مديران ميانی برنامه ریزی میان مدت می کنند و برای اظهار نظر مدیریت عالی برنامه های جامع تر وبلند مدت آماده می سازند. عملکرد مديری رده های پايين را تحليل کرده، توانايی و آمادگی آن را برای ارتقا تعيين می کنند و به مديران رده پايين در توليد، پرسنل و ساير مسائل، خدمات مشاوره ای عرضه می دارند.) می باشد. در سطح استان ها نیز از نوع مدیریت عملياتی(دراين سطح مديران و کارکنانی فعاليت می کنند که مستقيماً با واحد های اجرا و اهداف مؤسسه در ارتباطند. اين دسته از مديران از سطح مديريت ميانی دستور العمل ها را گرفته وبا تنظیم برنامه های عملیاتی کوتاه مدت، سعی می کنند فعاليت های واحد های اجرايی را هدايت و هدف های سازمان را تحقق بخشند) می باشد. (رضائیان،1389، ص29)
2-5-16) دلایل انتخاب شاخص های مدیریت انتظامی دراین تحقیق
نظریه خاصی که دال بر علت انتخاب شاخص های مدیریت انتظامی باشد وجود نداشت. لیکن با توجه به مأموریت ذاتی و اصلی پلیس در جامعه کنونی که در زیر سیستم عملیات پلیسی بدان اشاره گردید از مهم ترین وظایف عملیاتی پلیس، مبارزه با قاچاق کالا بوده و از طرفی درمصاحبه با کارشناسان و مسئولین فعلی و قبلی در حوزه قاچاق کالاو ارز و راهکارهای ارائه شده درکتاب های نگارش شده در بحث قاچاق کالا و تجارب بدست آمده محقق از خدمت چندین ساله در این خصوص بیشترین مواردی که پلیس در امر مقابله با قاچاق در حال حاضر بکار می برد استفاده از منابع انسانی و تجهیزات در حوزه درون سازمانی بوده و شاخصه بعدی پژوهش قوانین مبارزه با قاچاق کالاست. هرچند از منابع برون سازمانی پلیس است لیکن ارتباط مستقیم و تنگاتنگ در رسیدن به اهداف سازمانی و رسالت پلیس در امر مقابله با قاچاق را که همانند بازوان قدرتمند و دیوارهای مستحکم بوده که با اتکاء به آن مامورین می توانند در برابر سودجویان و قاچاقچیان کالا ایستادگی، مقاومت و مبارزه کننده و مجرمان را به سزای عمل خود برسانند و همچنین قدمت تصویب قوانین کنونی که با شرایط و مقتضیات کنونی جرم قاچاق و جرایم علیه مجرمین نیز مطابقت چندانی نداشت لازمة انتخاب آنها را برای محقق فراهم آورد.

2-5-17) نتیجه گیری و ارایه مدل تحقیق
با توجه به موضوع پژوهش، بررسی اثربخشی مدیریت مقابله در مبارزه با قاچاق کالا می باشد با توجه به نظریه های ارائه شده از علل بروز قاچاق کالا بیانگر آن است که اکثر صاحب نظران در بیان علت وقوع جرائم مالی از جمله قاچاق معتقد به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی و امنیتی می باشند که شرائط عمومی کشورها و سیاست هائی که در آنها اتخاذ می گردد بیشتر به نظریه های ؛ نظریه حرص وآز- افلاطون (ص31) و نظریه لایمن (ص32) تا حدودی زیادی تأثیر بر قاچاق در ایران داشته و از طرفی با توجه به نظریه های مدیریتی ارائه شده ؛ نظریه های مدیریت نظامگرا و اقتضایی (ص128)که همان نظریه های مدیریت امروزی (ص127) است. در مدیریت پلیس بر امر مبارزه با قاچاق کالا در وضعیت کنونی نیز مطابقت زیادی دارد. و مدیریت به اقتضای و شرایط زمانی و مکانی در جهت رسیدن به اهداف سازمانی با بهره گیری از عوامل محیط داخلی و خارجی به عنوان یک مجموعه متحد که نظام باید در آن فعالیت کند ممکن می سازد.

2-6) الگوی تحلیلی و مفهومی
2-6-1) الگوی تحلیلی
در