گيرد كه همگي به اتفاق دانشگاهها را به عنوان قطب يا پايانه پژوهشي و تحقيقاتي بپذيرند.
2- ايجاد ارتباطات
الف- حوزه ارتباطات الكتروني: اكنون درعصر انفجار اطلاعات هستيم و نظام جهاني در روند جهاني شدن75 به سرعت پيش مي رود و از آخرين تغييرات در وضعيت علوم ، تنها به وسيله سايتهاي اينترنتي مي توان با خبر شد نه از طريق كتب تاليف شده در قرن ماقبل و تنها از طريق تاسيس پايگاههاي اينترنتي و ايجاد كتابخانه هاي ديجيتالي نوعي ارتباط الكترونيك به وجود مي آيد.
ب- حوزه ارتباطات سازماني: اين حوزه در سطح ارتباطات دانشكده ها و يا انجمن هاي علمي با بخش هاي خصوصي و دولتي مي باشد.
ج- حوزه ارتباطات مردمي: دادن اطلاعات ناصحيح و يا طفره رفتن از پاسخگويي به پژوهشگر توسط مردم به دليل بي اطلاعاتي از مفاهيمي چون دانشجو، تحقيق، پرسشنامه و پژوهش معضلي مي باشد كه دانشگاهها مي توانند با برنامه ريزي تبليغاتي- ترويجي، در صحت مردم و يا توسط رسانه ها، زمينه ارتباطات انجمن هاي علمي دانشجويي را فراهم آورند.
3- ايجاد ساز و كارهاي حقوقي
ايجاد ساز و كارهاي حقوقي در خصوص رفع دو معضل اساسي براي اعضاء انجمن هاي علمي لازم و ضروري مي باشد كه عبارتند از:
الف- بي توجهي و پاسخگو نبودن به پرسشهاي دانشجوي پژوهشگر
ب- سوء استفاده هاي افراد حقيقي وحقوقي و يا دستگاه هاي اداري و اجرايي از پروژه هاي تحقيقاتي دانشجويان انجمن هاي علمي
مسلماً با ايجاد و اجراي راه کارهاي حقوقي و پيريزي قوانين مربوط ملکيت معنوي و مصونيت حقوقي طرحها و پروژههاي تحقيقاتي وانجمنهاي علمي، گامي به سوي حل اين معضلات برداشته خواهد شد (نوروزي و شايان نژاد، 1385).

تعيين راهبردهاي حمايتي دانشگاه و دولت از انجمنهاي علمي دانشجويي
مديريت و برنامهريزي در دانشگاهها بايد در همه ابعاد مبتني بر يک کار حساب شده، سياستگذاري شده، کارشناسي شده ومبتني بر يافتههاي علمي باشد. وقتي به آينده جوانان کشورمان مينگريم با ابهامها و پرسشهاي بزرگي روبرو هستيم. ما نبايد با آينده کشورمان انعفالي برخورد کنيم. نسل آينده با دنياي سختي روبرو است ودر اين شکي نيست، اما ميتوان با غنيمت شمردن فرصتها، آينده مناسبي براي نسل بعد فراهم نمائيم. به جوانان تحصيلکرده که يکي از ارزندهترين سرمايههاي هر کشوري محسوب ميشوند، بايد فرصت حضور مناسب درمشارکت و تصميمگيري وتصميمسازي داده شود. چه ثروت و سرمايهاي بالاتر از جوانان خوش استعداد کشورمان؟
نيروي انساني در برنامه توسعه هر ملتي نقش تعيينکننده در فراهمآوري محيط مناسب به منظور ايجاد فضايي پويا، خلاق و مولد ايفا ميکند. لذا توجه به برنامهريزي متناسب با نيروي جوان کشور امري ضروري واجتنابناپذير است. از طرف ديگر آينده و امنيت ملي هر کشوري بستگي به توانايي، دانش و تجربه نيروهاي پرورش داده شده در محيطهاي علمي وسازمانهاي اجرايي کشور دارد. توجه به اين پتانسيل نهفته و جهت دادن آن به سمت اهداف متعالي نظام جمهوري اسلامي وظيفهاي بس خطير ميباشد. در گذشته کشورها را بر اساس توليد ناخالص ملي ارزيابي ميکردند. در حال حاضر براي ارزيابي جوامع از روشهاي سهگانه انساني، فيزيکي و طبيعي استفاده ميشود. در جدول ثروت سرانه کشورهاي جهان که توسط بانک جهاني گزارش شده، در بين 5 کشور ذيل ايران با داشتن بالاترين روند سهم ثروت طبيعي و همچنين ثروت فيزيکي پائينترين درصد را در سهم منابع انساني دارد.
در حالي که ميدانيم هم از جامعه جوان برخورداريم (19 ميليون و 500 هزار جوان 15 تا 29 ساله که نسبت آن به کل جمعيت کشور در سال 1380 /30 درصد ميباشد) و هم جوانان ما از استعداد وهوش کمنظيري برخوردارند. مزيت کشور ما داشتن جوانان باهوش و با انگيزه وارد به دانشگاهها است. دارا بودن اين توان و پتانسيل نويد دهنده اين است که ما ميتوانيم در منطقه و حتي فراتر از منطقه در توليد علم رشد و پيشرفت داشته باشيم…. توجه به نيروي انساني واهميت دادن به آنان ضروري است ولي متاسفانه در کشور ما هنوز آن طور که شايسته است به نيروي انساني بها داده نميشود. سرمايهگذاري روي جوانان، بخصوص دانشجويان ثمره وسود زيادي براي نسل آينده دارد ودر مقابل بيتوجهي به اين قشر موجب تحميل هزينههاي سنگيني براي افراد ، جامعه وکل جهان ميشود.جدول (شماره2-2 ) ثروت سرانه كشورهاي جهان را نشان مي دهد:
جدول(شماره 2-2) ثروت سرانه کشورهاي جهان
کشور
ثروت سرانه ملي
سهم منابع انساني
سهم ثروت فيزيکي
سهم ثروت طبيعي
ژاپن
565000 دلار
80%
18%
2%
آلمان
399000 دلار
79%
17%
5%
اسپانيا
268000 دلار
78%
13%
9%
ترکيه
34000 دلار
72%
15%
13%
ايران
38000 دلار
34%
37%
29%

ايران از نظر شاخص توسعه نيروي انساني در رتبه نودم جهان قرار دارد. در حالي که کشور ما داراي منابع کيفي انساني بوده و متخصصان ايراني در سطح جهان از نظر علمي در ردههاي بالايي قرار دارند. از نظر شاخص آموزش هم در ميان 162 کشور جهان رتبه 103 را داريم (سيف نژاد، 1385).
خوسه ماريا برنگوئر نيز، بر سيطره کنوني فعاليت ذهني تاکيد ودر اين مورد به اصطلاح طلاي خاکسرتي، در مقابل طلاي زرد و سياه، اشاره ميکند و ميگويد هر کس مجهز به طلاي خاکستري بيشتري است، از قدرت اقتصادي و شايد قدرت سياسي بيشتري نيز برخوردار است (سيف نژاد، 1385).

راهبردهاي حمايتي از انجمنهاي
علمي دانشجويي
در برنامهريزي استراتژيک، سه رويکرد رواج يافته است. رويکرد اول به “رويکرد تحليلي” موسوم است که به ساز وکارهاي تحليلي مانند ماتريس(SWOT) (قوتها، ضعفها، فرصتها و تهديدها) تاکيد ميکند. اين رويکرد که به اصطلاح جنبه عقلاني دارد، به تنهايي منسوخ شده است.
رويکرد دوم، “رويکرد توصيفي” است که برکشف فرصتها وخلق قابليتهاي لازم براي استفاده از فرصتها تاکيد دارد. اين رويکرد خلاَق، استفاده از شمَ شهودي را در برنامهريزي بلندمدت مجاز ميداند. اما رمز اصلي آن، تاکيد به ايجاد قابليتهايي است که بهرهبرداري از فرصتها را امکانپذير ميسازد.
رويکرد سوم وجديدي که اخيراً توسعه يافته، رويکرد “برنامهريزي ارزشي” است که فراتر از دو رويکرد قبلي و شايد هم جامع آنها محسوب ميشود. هدف نهايي اين رويکرد نيز کشف فرصتهاست، اما از طريق مبنا قرار دادن ارزشها. ارزشها به هر چيزي گفته ميشود که براي ما مهم بوده و بايد مبناي تصميمها و اقدامات ما باشند. برنامهريزان استراتژيک از طريق کشف وخلق فرصتها بايد در صدد تحقق هر چه بيشتر ارزشهاي استراتژيک باشند (سيف نژاد، 1385).
براي نهادينه شدن انجمنهاي علمي دانشجويي در دانشگاهها و نظام آموزش عالي و هويتبخشي به فعاليت انجمنها و دانشجويان بايد راهکارهاي متناسب با موقعيت، فرصت و توان و خواست دانشجويان ارائه گردد. به دليل اهميت موضوع و همچنين جهت، رسيدن به اهداف قابل تحقق انجمنهاي علمي دانشجويي ميتواند گروهي شامل محقق و تدوينگر و مشاور از ميان اعضاي هيات علمي و دانشجويان و کارمندان معتقد به اين گونه فعاليتهاي دانشجويي تشکيل گردد، تا با در نظر گرفتن ويژگيها و اهداف موجود در نظام و ساختار آموزش عالي و دانشجويان برنامهريزي ارزشي نمايد. حتي اگر بتوانند در آينده پژوهشي داشته باشند. شايد بتوان سه مرحله انگيزش، دانش و تثبيت رادر نهادينه نمودن فعاليتهاي انجمنهاي علمي دانشجويي ترسيم نمود (سيف نژاد، 1385).
مرحله اول – انگيزش
در دو سطح مسئولين و دانشجويان با تصويب قوانين، برگزاري سمينارها و نشستها، دادن امتياز به دانشکدهها – دانشگاهها – اساتيد – کارکنان و دانشجويان موثر در فعاليت انجمنهاي علمي دانشجويي. در واقع فعالانه و به عنوان يک اصل به اين گونه فعاليتها نگريسته شود، نه صرفاً به عنوان فعاليت فوق برنامه و حاشيهاي منظور شود.
– با تهيه بروشورها و تراکتها جايگاه و قوانين و امتيازات انجمنهاي علمي دانشجويي به دانشجويان تازه وارد اطلاع داده شود.
– نماينده انجمنهاي علمي درحوزهها وشوراهاي تصميمگيري و برنامهريزي دانشگاهها و وزارت علوم حضور داشته باشد.
– تعداد ونحوه عملکرد انجمنهاي علمي فعال و با برنامه به عنوان يک شاخص دراصل اهداف دانشگاهها و وزارت علوم گنجانده شود.
– برانگيختن انديشهها وتسهيل تبديل فکر به يک طرح قابل اجرا و کارا.
مرحله دوم – دانش
– کمک به فرآيند آموزش و پژوهش، مهارتهاي اجتماعي و ارتقاي تواناييهاي فکري وعلمي دانشجويان باحمايت از توليدات فرهنگي آنان، کارگاهها و آموزشهاي ضروري.
– بسط و گسترش فرهنگ علمي با هدف تقويت روح تحقيق و تفکر و افزايش نقش آگاهانه دانشجويان در توليد دانش و گفتگوي علمي.
– افزايش روحيه کار جمعي و مشارکتي، ديگرپذيري و مسئوليتپذيري بادادن امتياز به نحوه کار انجمنها.
– ارتقاء شأن ومنزلت علمي واجتماعي دانشجو از طريق مشارکت دادن دانشجويان در برنامههاي علمي دانشگاه و تکوين شخصيت اجتماعي آنان.
– آموزشهاي کوتاه مدت خلاقيت، مديريت و برنامهريزي و …
مرحله سوم – تثبيت
– صدور مجوز فعاليت در فرمهاي معتبر و تثبيت شده با آرم و مهر وزارت علوم و تأمين اعتبارهاي لازم.
– اختصاص امکانات و تجهيزات لازم جهت برگزاري سمينارها، جشنوارهها، کارگاههاي آموزشي، نمايشگاهها و …
– تعيين ابزارهاي حمايتي و پشتيباني از توليدات فرهنگي، ايدهسازي و ايدهيابي هاي دانشجويان
– وسايل وامکانات لازم براي برقراري ارتباط با مجامع علمي معتبر کشور و بينالملل فراهم گردد (سيدنژاد، 1385).

نقش انجمنهاي علمي در خصوص کارآفريني
(جعفر زاده، 1385) درخصوص نقش انجمنهاي علمي در مورد کارآفريني 4 مورد زير را مطرح است که عبارتند از:
1- يادگيري توانايي مديريتي
2- يادگيري انجام کار گروهي
3- برگزاري دورههاي آموزشي کارآفريني
4- کسب آموزشهاي ضمني و پرکردن خلاء آموزشي
امروزه خلاقيت ونوآوري به قدري اهميت پيدا کرده است که حتي تعدادي از دانشگاههاي بزرگ دنيا مانند دانشگاه بوفالوي آمريکا در رشته خلاقيت – دوره کارشناسي ارشد برگزار ميکند و تنها از اين دانشگاه در سال 1944، يکصد نفر فارغالتحصيل ميشوند و اهميت روزافزون آن به حدي است که براي سال 2004 تعداد 571 کلاس سه واحدي در رابطه با خلاقيت و 4115 کلاس به نام نوآوري در هنر تنها در مقطع تحصيلي ليسانس در دانشگاههاي مختلف دنيا طراحي کرده است.
به طور کلي اين موج از قرن نوزدهم يعني زماني که مهمترين اختراع بشر يعني “اختراع روش اختراع” (تکنيکهاي خلاقيت) ابداع شد، به حرکت در آمد و چيزي نگذشت که کشورهاي توسعه يافته صنعتي، نظامي به نام : نظام ملي نوآوري طراحي و تدوين نمودند و به دنبال آن سايرکشورها به اهميت و نقش اين نظام پي بردند و امروزه اغلب کشورهاي در حال توسعه داراي چنين نظام ملياي هستند (حسن زاده، 1385).

پيشينه تحقيق:
مطالعات داخلي در زمينه شايستگي هاي كانوني وكارآفريني
– امير شيبان
ي ، محمد علي(1371)، در تحقيقي به بررسي محدوديتهاي رشد و تاثير انجمنهاي علمي و تخصصي در ايران پرداخته است. در فصل دوم به تعاريف و تحليل نظري و ارائه شاخص هاي انجمن علمي پرداخته شد. بررسي كوتاه تاريخ تشكيل و سير تحول انجنمهاي علمي در كشورهاي پيشرفته صنعتي، محتواي فصل سوم را تشكيل مي دهد. در فصل چهارم تاريخ تشكيل و سير تحول انجمنهاي علمي در ايران را مورد بررسي قرار مي گيرد و در فصل پنجم در حد امكانات و اطلاعات به بررسي ميزان فعاليت انجمنهاي علمي در ايران بر اساس وظايف آنها پرداخته شده. فصل ششم به بررسي موانع و مشكلات انجمنهاي علمي در ايران اختصاص يافته و در فصل هفتم، براساس شناخت موانع و مشكلات پيشنهاداتي ارائه شده است.
– شارع پور، محمود، صالحي، صادق، محمد، فاضلي (1380)، در يك تحقيق به بررسي ميزان شايستگي هاي كانوني در ميان دانشجويان ( مطالعه موردي: دانشگاههاي صنعتي شريف، تهران و مازندران ) پرداخته اند. با بررسي موضوع و مصاحبه با مديران واحدهاي صنعتي، فهرستي از ويژگيهايي كه بايد دانشجويان آموزش عالي در همه رشته ها دارا باشند، به عنوان ” شايستگي هاي كانوني” تعيين شد. در زمينه هر شايستگي، نمره هاي دانشجويان بر حسب متغيير جنس، سن، نوع ديپلم تحصيلي، نوع رشته تحصيلي در دانشگاه، معدل تحصيلي، اشتغال يا عدم اشتغال در دوران تحصيل، نوع اشتغال، طبقه اجتماعي و محل تحصيل مورد مقايسه قرار گرفته و تفاوتهاي معنادار نمره هاي شايستگيها در زمينه هر متغيير مشخص شده است. مهمترين متغييرهايي كه سبب تفاوت معنادار در ميزان شايستگيهاي دانشجويان شده اند، معلوم شده است. در نهايت ميزان شايستگي هاي كانوني دانشجويان سه دانشگاه ايران ارزيابي شده است.
– عبداللهي (1381)، در يك تحقيق به بررسي عملکرد انجمنهاي علمي پرداخته است.در اين تحقيق عملکرد انجمنهاي علمي در طيفي با حضور دولت و نهادهاي علمي ارزيابي مي شود که در يک سوي آن الگوي ناپايدار به ضرر هردو، نفاق و ستيز و رابطه نامتقارن قراردارد و در سويي ديگر الگوي پايدار به سود هر دو، وفاق تفاهمي و رابطه متقارن است. در نتيجه گيري تحقيق فوق پيرامون ويژگي، جايگاه و نقش نهادها و انجمنهاي علمي در ايران اين گونه آمده است: انجمنهاي علمي هنوز با هدف استراتژيک خود بسيار فاصله دارند و عملکرد يا نقش علمي و صنفي آنها بسيار ضعيف است.
– تحقيقي ديگر در زمينه كارآفريني با عنوان بررسي ويژگيهاي كارآفريني در بين دانش آموختگان علوم انساني در عرصه نشريات فرهنگي و اجتماعي شهر تهران توسط هزار جريبي (1382) صورت گرفته، كه در اين تحقيق به بررسي شناخت ويژگيهاي كارآفريني دانش آموختگان علوم انساني و همچنين نقش دوره هاي آموزشي دانشگاهي در ايجاد كارآفريني پرداخته شده است. دراين پژوهش نشان داده شده كه بين كارآفريني و دوره هاي آموزشي انگيزه پيشرفت، ريسك پذيري و خلاقيت رابطه معني داري وجود دارد.
– تحقيقي ديگر در زمينه كارآفريني با عنوان مطالعه و طراحي ساختار سازماني مراكز و آموزشگاههاي كارآفريني در كشور توسط اسداله كردنائيچ ، محمود احمد پور دارياني و شهاب الدين شمس(1383)، انجام شده است. در اين تحقيق با استفاده از مطالعات تطبيقي مراكز موفق كارآفريني و با توجه به مباني نظري طراحي ساختار سازمان و در نظر گرفتن شرايط بومي و منطقه اي كشور، ساختار سازماني مناسب مراكز و آموزشگاههاي كارآفريني طراحي گرديده است.
– در تحقيقي مشايخ فرحناز ( 1383)، به


دیدگاهتان را بنویسید