دانلود پایان نامه

آنها است.

پرسشهاي پژوهش
1 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي شخصي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد ؟
2 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي اجتماعي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد؟
3 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه توانايي هاي مرتبط با زندگي شغلي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد؟

تعاريف نظري
شايستگي1: لياقت، شايسته بودن
شايستگي هاي كانوني2 : مجموعه اي از معيارها، ويژگيها و مهارتهاي مورد نياز فرد براي زندگي مي باشد و دامنه كاربرد اين شايستگي ها بسيار فراتر از عرصه شغل است. اين ويژگيها به شرط تحقق يافتن در افراد ، قادرند كل زندگي (شخصي، شغلي و اجتماعي) را براي آن ها بهره ورتر و مفيد تر سازند. دانش آموختگان آموزش عالي در دنياي امروز، براي ورود موفق به بازار كار داخلي و بين المللي، تبديل شدن به فارغ التحصيل متخصص، شهروندي مسئول و مشاركت جو بايد از آن برخوردار باشند، به مجموعه اين مهارت هاي كلي شايستگي هاي كانوني گويند.
انجمن علمي3 : سازماني داوطلبانه است كه بر اساس توافق و مشاركت داوطلبانه گروهي از افراد كه در يك رشته علمي متخصص هستند تشكيل مي شود ( اميرشيباني ، 1373 ).
انجمن علمي دانشجويي4 : منظور از انجمن علمي دانشجويي نوعي تشكل دانشجويي است كه با اهدافي چون تقويت نشاط علمي دانشجويان، شكوفا سازي خلاقيت ها و استعدادها، شناسايي دانشجويان نخبه و ممتاز و استفاده از توان و قابليتهاي آنها در جهت رشد و بالندگي علمي دانشگاهها تشكيل مي شود ( آيين نامه انجمن هاي علمي دانشجويي دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ص 186 ).
روحيه5 : عبارت است از مجموعه كلي وكيفي هاله هاي پديده اي احساسات، عواطف و اشتياق فردي يا گروهي انساني براي كار بهتر ( پرهيزكار، 1368 ، ص 221 ) .
طرز تلقي افراد از محيط كارشان و گرايش آنها نسبت به سعي بليغ در همكاري قلبي، در راه تحقق هدفهاي سازمان را روحيه گويند (ديويس؛ به نقل از رحيمي و توتونچيان، 1356).
كارآفرين6 : فردي است كه مسئوليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب وكاري را بسيج مي نمايد و تمركز او به نوآوري و توسعه فرآيند، محصول يا خدمات جديد است( احمدپور، 1379).
كارآفريني7 : فرآيندي است كه منجر به ايجاد رضايت مندي و يا تقاضاي جديد مي گردد و يا فرآيند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعه منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصت ها ( فرهنگ اصطلاحات كارآفريني ص 92 ).

تعاريف عملياتي
شايستگي هاي كانوني8
منظور از شايستگي هاي كانوني در اين پژوهش خصوصيات و ويژگيهايي است كه در دانشجويان عضو انجمن هاي علمي دانشجويي مورد بررسي قرار مي گيرد و شامل سه دسته مهارت مورد نياز براي زندگي شخصي، اجتماعي و شغلي مي باشد. اين سه دسته مهارت از طريق سوالات پرسشنامه شايستگي كانوني كه پيوست ضمائم است، بررسي مي شود. انتظار مي رود دانشجويي كه داراي شايستگي كانوني است اين ويژگيهايي از اين قبيل را دارا باشد كه از طريق نمره دهي به سوالات مي آيد.
توانايي شناخت بانك هاي اطلاعاتي تخصصي و عمومي و شيوه بهره گيري از مراكز تامين اطلاعات را داشته باشد.
توانايي برنامه ريزي و سازماندهي فعاليت ها را داشته باشد.
توانايي حل مساله و تفكر نقادانه را داشته باشد.
درك مثبتي از رشته و جهت گيري مثبت نسبت به آن داشته باشد.
روحيه كارآفريني9
منظور از روحيه كارآفريني در اين پژوهش دارا بودن خصوصيات زير مي باشد:
نياز به توفيق يا توفيق طلبي10 : تمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيت هاي رقابتي.
آينده نگري11 : در نظر گرفتن آينده براي اعمالي كه در حال حاضر در حال انجام است.
اعتماد به نفس12 : به خود متكي بودن و باور به توانايي خود داشتن.
خلاقيت13 : توانايي خلق ايده هاي جديد كه اين ايده ها ممكن است به محصولات يا خدمات جديد نيز منجر شوند.
مركز كنترل14 : عقيده فرد نسبت به اينكه وي تحت كنترل وقايع خارجي يا داخلي مي باشد را مركز كنترل مي نامند.
تمايل به مخاطره پذيري15 : تمايل به مخاطره پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره هاي معتدل كه مي توانند از طريق تلاشهاي شخصي مهار شوند ( جوكار و همكاران، 1384).

مقدمه
اين فصل مشتمل بر دو بخش است، بخش اول به بيان پيشينه نظري كارآفريني مي پردازد و بخش دوم به شايستگي هاي كانوني انجمن هاي علمي دانشجويي مي پردازد . در انتهاي فصل نيز به بيان پيشينه پژوهشي هر دو مورد كارآفريني و شايستگي هاي كانوني و مدل ارائه شده براي تحقيق مي پردازد.

بخش اول: كارآفريني
کارآفريني چيست و کارآفرين کيست؟
در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار دنياي کنوني که با تحولات و تغييرات سريع و شتابان محيط بين المللي و گذر از جامه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و تغيير اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني همراه است، از کارآفرين به عنوان “موتور توسعه اقتصادي” ياد مي‌شود که مي‌تواند در رشد و توسعه اقتصادي کشورها که منجر به افزايش بهره وري، ايجاد اشتغال و رفاه اجتماعي مي‌شود، نقش مهمي را ايفا نمايد.
از اجزاي کارآفريني مي‌توان از نوآوري، خطرپذيري معتدل، جستجوي فرصتها و تجهيز
منابع براي بهره برداري از فرصتها از طريق ايجاد کسب و کارهاي جديد يا تغيير در سازمانهاي موجود نام برد. در واقع تحقق فرآيند کارآفريني، به دست افرادي صورت مي‌گيرد که تمايل زيادي به کاميابي داشته و سخت کوشي، پافشاري، ريسک پذيري، دورنماسازي خارق العاده از جمله ويژگيها و مميزهاي روحي-رواني آنهاست. در واقع کارآفرين فردي است که با ايده و فکر جديد و از طريق ايجاد يک کسب و کار مبادرت به معرفي محصول جديدي در جامعه مي‌کند.
اصولاً اينگونه افراد در کليه جوامع حضور دارند و يک بستر و زمينه مناسب، اين حضور را پررنگ تر مي‌سازد (شيخان، رضازاده و احمدپور، 1382).
كندريك16 (2003)، معتقد است كه كارآفرين و كارآفريني در توسعه و رشد جوامع نقش مهم و اساسي اي بازي مي كنند. كارآفرينان در جامعه به ايجاد اشتغال، آموزش شغل، شناسايي هويت ملي و رهبري مي پردازند. همچنين وي چندين كاركرد اقتصادي كارآفرين را در جامعه بر مي شمارد كه از آن جمله است: ايجاد فرصتهايي براي استقلال با سطوح اقتصادي، كارايي سازماني، تدارك منابع، توليد و خدمات متنوع، مقابله با سودهاي انحصاري و اختراعات تجاري.

مفهوم واژه کارآفريني
واژه کارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprender به معناي متعهد شدن17 ،گرفته شده است. فرهنگ و بستر 2003 بنابر تعريف واژه نامه دانشگاهي و بستر18: کارآفرين کسي است که متعهد مي‌شود مخاطره هاي يک فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل کند (احمدپور، 1379).
دراسلويس19 (2003)، از كارآفرين به عنوان خودگردان يا كسي كه داراي خلاقيت و ابتكاراست نام مي برد.
كارآفرينان اطلاعات را از منابع مختلف زيادي براي شروع يك شغل با هم تركيب مي كنند، آنها براي شروع آن شغل در ابتدا ايده هايي دارند كه آن را مي آزمايند و بعد اجرا مي كنند (كاسون20 2003).
جورايمين21 (2000)، كارآفرينان را به دو دسته تقسيم مي كند:
1 – كساني كه خود مبدع بوده و با كشف و اختراع به توليدات جديد دست مي يابند، كه به آنها مبتكر22 گويند.
2 – كساني كه از افكار كارآفرينان الهام گرفته و سازنده و مجري افكار كارآفرينان مخترع مي شوند، كه به آنها مقلد23 گويند.
کارآفرين كسي است که داراي ايده نو و جديد است واز طريق فرايند تأسيس و ايجاد يک کسب کار، قبول مخاطره، محصول يا خدمات جديدي را به جامعه معرفي کند. در اين تعريف بر اصولي براي کارآفريني اشاره شده است.
نخست: ايده جديد است که درواقع پايه و اساس کارآفريني و جزء لاينفک از آن است. دوم: بازار، توسعه طرح کسب و کار، توجيه اقتصادي و بسيج منابع و احداث کارخانه و بهره برداري از آن را شامل مي‌شود و در اين مسير همه مخاطرات را قبول مي‌کند.
سوم: اينکه نتيجه فعاليت کارآفرين حتماً بايد به محصول يا خدمات جديدي منجر گردد (احمدپور،1382).

سير تاريخي مفهوم کارآفريني
واژه کارآفريني ديرزماني پيش از آنکه مفهوم کلي کارآفريني به زبان امروزي پديد آيد، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوايل سده شانزدهم ميلادي کساني را که در امر هدايت مأموريتهاي نظامي بودند، کارآفرين مي‌خواندند. از آن پس درباره ديگر انواع مخاطرات نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرارمي‌گرفت.
از حدود سال 1700 ميلادي به بعد فرانسويان درباره پيمانکاران دولت که دست اندرکار ساخت جاده، پل بندر و تأسيسات بودند به کرات لفظ کارآفرين را بکار برده اند.
کارآفرين و کارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفت و تمامي مکاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاکنون به نحوي کارآفريني را درنظريه هاي اقتصادي خود تشريح نموده اند.
واژه کارآفريني نخست توسط “کانتيلون24 (1755) وارد نظريه اقتصادي شد او براي اولين بار اهميت و نقش کارآفرين را در ايجاد ثروت و ارزش اقتصادي مورد بحث قرارداد. وي در رساله مشهورش تحت عنوان “مقاله اي در باب ماهيت تجارت عمومي” معتقد است که زمين منبع کل ثروت است. در تصور “کانتيلون” کارآفرينان آغازگر تغيير نبوده و نوآور هم نيستند؛ در عوض او از نظريه سود همراه با مخاطره بعنوان ابزاري براي تشخيص کارآفريني استفاده کرد. براي مثال از نظر وي وظيفه کارآفرين، خريد به قيمت مقطوع و فروش به قيمتهاي نامقطوع است (احمدپور، 1379).
اگر تاريخ عقايد اقتصادي، از زمان کانتيلون مورد بازنگري قرارگيرد، مي‌توان شيوه هاي متفاوت نگرش به ماهيت کارآفرين را مشاهده نمود و اين آراء نه تنها در نظريات اقتصادي بلکه در نگاه تخصصي از زواياي ديگر نسبت به کارآفرين ديده مي‌شود. بطور کلي اقتصاددانان نقشهايي که به لحاظ کارکردي به کارآفرينان نسبت مي‌دهد بيشتر به سرمايه گذاري و ايجاد ثروت متمرکز مي‌باشد. به عبارتي اقتصاددانان کارآفرينان را بيشتر به عنوان سرمايه دار تلقي مي‌کردند (شاه حسيني، 1383).
“جان باتيست سي”25 اشراف زاده و صنعتگر فرانسوي از ديگر دانشمندان به نام علم اقتصاد مي باشد او كارآفريني را مختص فردي مي داند كه منابع اقتصادي را از حوزه اي با بهره وري و سود پايين به حوزه اي با بهره وري و سود بالاتر منتقل مي كند (مقيمي، 1383).
باتيست سي در سال 1803 در اثر خود تحت عنوان ” پرسش و پاسخ در اقتصاد سياسي” درباره کارآفرين مي‌نويسد: کارآفرين عاملي است که تمامي ابزار توليد را ترکيب مي‌کند و مسئوليت ارزش توليدات، بازيافت کل سرمايه اي را که بکار مي‌گيرد، ارزش دستمزدها، بهره ها و اجاره اي که مي‌پردازد و همچنين سود حاصل را بر عهده مي گيرد.
“سي” صنعت بشري را به وظايف دانشمند ،کارآفرين و
کارگر تفکيک کرد.
از نظر او اين سه وظيفه در صنعت بشري اهميت يکساني ندارند.
طبق نظر “سي”، درحاليکه دانشمند (نظريه آفرين) و کارگر (مجري) نقش مهمي در فرآيند توليد دارند اما اين کارآفرين است که با بکاربستن نظريه و هدايت انجام امور، فرايند توليد را پيش مي‌برد. “سي” استدلال کرد که در کشاورزي، توليد يا صنعت، بايد عاملي وجود داشته باشد که منابع ضروري را در اختيار گرفته و فرايند توليد را سازماندهي و هماهنگ کند و بر آن نظارت و براي آن تصميم‌گيري نمايد و اينها از جمله وظايفي هستند که کارآفرين انجام مي‌دهد (احمدپور، 1379).
جان استوارت ميل26 انگليسي کتاب خود تحت عنوان “اصول اقتصاد سياسي” را در سال 1848 منتشر کرد که تا پايان قرن نوزدهم کتاب اقتصادي برجسته اي در جهان انگليسي زبان به شمار مي‌رفت. او کارکرد و عمل کارآفرين را شامل هدايت، نظارت، کنترل و مخاطره پذيري مي‌دانست و عامل متمايز کننده مدير و کارآفرين را مخاطره پذيري معرفي مي‌کرد.
در ضمن وي به عنوان اولين فردي محسوب مي‌شود که واژه کارآفرين را تحت عنوان Entrepreneur به زبان انگليسي ترجمه نمود (احمدپور، 1379).
از نظر اقتصاددانان، کارآفرين کسي است که منابع، نيروي کار، مواد و ساير دارايي ها را با هم ترکيب مي‌کند تا ارزش آنها را نسبت به قبل بيشتر نمايد (فيض بخش، 1383).
ژوزف شومپيتر27 (1950-1883) از ديدگاهي تازه به نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود نظر انداخت، به نظر او کارآفرين نيروي محرکه اصلي در توسعه اقتصادي است و نقش وي عبارتست از نوآوري يا ايجاد ترکيبهاي تازه از مواد (كولينز28، هنگز29 و لاك30، 2004).
اين دانشمند پر آوازه اتريشي استاد اقتصاد دانشگاه بن بود و از سال 1932 تا 1950 در دانشگاه هاروارد تدريس مي‌کرد. وي در آثار خود، نظام سرمايه داري را تحليل کرد و نظريه ابداعات را که کارآفرين اقتصادي صورت مي‌دهد، پيش کشيد و اين عنصر را عامل مهم و اساسي در توسعه اقتصادي دانست. براساس نظريه وي، کارآفرينان مديران مالکي هستند که به منظور بهره برداري از نوآوريها، شرکت هاي جديد و مستقلي را راه اندازي مي‌کنند. آنها فعاليت خود را با داشتن دارائي شخصي خيلي کم و با آرزوي به دست آوردن ثروت هنگفت آغاز مي‌کند. آنها همچنين نوآوري را توسعه مي دهند و مي‌کوشند تا در بازار به موفقيت دست يابند. در اين صورت بازار عمومي را گسترش مي‌دهند چرا که خريداران بر ميزان خريد مي افزايند تا كالا يا خدمت ارائه شده جديد را در خريد خود بگنجانند چنانچه تقاضاي عمومي افزايش يابد و ثروت جديد ايجاد شود، کارآفرينان سهمي از بازار و ثروت جديد را به دست مي‌آورند. اما در عين حال نوآوري هاي آنها ساختار بازارهاي موجود را نابود مي‌کند و موجب زوال شرکتهاي قديمي تر مي‌گردد، در نتيجه شرکتهاي قديمي تر کارکنان خود را از کار برکنار و بعضي از آنها اعلام ورشکستگي مي‌کنند.
اين درحالي است که کارآفرينان، کارکنان جديدي را به کار مي‌گمارند، سود سهام بيشتري به سهامداران خود مي‌پردازند و ميزان خريد از عرضه کنندگان را افزايش مي‌دهند در نتيجه ثروت جديد از طريق تقاضاي جديد ايجاد مي‌شود و اين همان چيزي است که وي آنرا “تخريب خلاق” ناميد.
برخي وي را پدر کارآفريني نوين مي‌نامند (جوكار و همكاران،1384).

رويكردهاي كارآفريني
دو رويكرد اساسي از بين رويكردهاي مطرح شده در زمينه كارآفريني رويكرد ويژگيها و رويكرد رفتاري مي باشد.

1-2- رويكرد ويژگيها
از اواسط قرن بيست


دیدگاهتان را بنویسید