ی رسیدن به کمال است . در اینجا باید بین استعدادهای درجهت کمال واستعدادهای غیر کمال طلبانه تفاوت گذاشت که با توجّه به نظام های ارزشی متفاوت مختلف است . در فرهنگ اسلامی این استعدادها تا حّد زیادی تحت تأثیر اندیشه های مذهبی است ؛به این معنی که تربیت را شیوه ای می دانند که بایددرجهت کمال ذاتی انسان قرار گیرد .ازخودگذشتگی،ایثار ، عشق ، کمک به همنوع همه در فرهنگ اسلامی امتیازاتی محسوب می شوند که می تواند دررسیدن فرد به کمال مطلوب کمک کند.زیرا هررشدی کمال طلبانه نیست. مثلاًدر فرهنگ های کاپیتالیستی اینگونه به این مقوله نمی نگرند وبرای کسب ثروت برای خود از هرراهی را، نوعی استعداد (ضدکمال) وکمال می دانند وبرای آنها هدف وسیله را توجیه می کنند. حتّی اگر این وسیله استثمار همنوعانشان باشد. بنابراین معنای تربیت، باتوجّه به زیربنای فکری ،فرهنگی و اعتقادی متفاوت است . بنابراین می توان گفت اقدامات تربیتی ، اقداماتی آموزشی ، اصلاحی هستند که باید درجهت شکوفایی استعدادها وبرداشتن موانع ازسرراه رشدوکمال بزهکاران باشند تا از این طریق بتوانند به عنوان انسانی سالم به جامعه بازگردند.تربیت ابتدا از محیط خانوادگی آغاز می شود و این امر مهّم در ابتدا برعهده والدین است . درادامه با ورود فرد به جامعه ، جامعه ورسانه نیز نقش مهمّی را در القای تربیت صحیح به شخص برعهده دارند . بنابراین محیط خانوادگی ناسالم ، جامعه با ارزش های اجتماعی ، فرهنگی غلط ،برنامه ها و تبلیغات ناصحیح ودرجهت عکس ارزش های انسانی وکمال همه در روند تربیت غلط بزهکارتأثیر دارند .
گفتار دوّم
الف . مفهوم اصطلاحی تربیت
درباره تربیت دیدگاه ها وتعاریف گوناگونی ارائه شده است .برخی تربیت را به رشد مادّی و جسمی منحصر نموده اند وبرخی نیز تعالی روحی وروانی انسان را مدّ نظر قرار داده اند . بنابراین با توجّه به دیدگاه های گوناگون، تعاریف مختلفی ودر پاره ای موارد، متضاد ارائه شده است. در اینجا به ارائه برخی از این تعاریف پرداخته ودر نهایت به جمع بندی واظهار نظر نهایی خواهیم پرداخت.
تربیت به معنای ، فراهم كردن زمينه هاى لازم است، تا بتدريج استعدادهاى انسان شكوفا شود و به فعليّت درآيد و به سوى حد نهايى و كمال خود سير نمايد. بنابراين مى توان تربیت را چنين تعريف كرد: تربيت عبارت است17 از رفع موانع، و ايجاد مقتضيات براى آنكه استعدادهای انسان در جهت كمال مطلق شكوفا شود. تربیت 18به آرامی و به صورت سیر تکاملی صورت می گیرد. این یک واقعیت صددرصد صحیح است ،چرا که بوجود آمدن دگرگونی های اساسی در درون انسان بخصوص اگر سالیان عمر بیشتری را سپری کرده باشد،هرگز با سرعت انجام نمی گیرد ؛ زیرا کاملاً واضح است که تربیت دوکار بسیار مهّم انجام می دهد که به سرعت وآسانی در درون انسان تاثیر نمی گذارد 1)تعدیل احساس های خام وتموج های وابسته به غرایز حیوانی واثبات خطابودن محتویات غلطی که در مغز و روان انسانها ی مورد تربیت جا گرفته وپیشرفت کرده اند .2)تلفیق وقابل پذیرش ساختن واقعیت ها،آرمان ها و ارزش های والای انسای برای انسان مورد تربیت .3)تربیت مستلزم کوشش و انضباط است .4)تربیت فرد را متوجّه امکانات خلّاقه خود می کند، همان چیزی که ویلیام جیمز آنرا «خود گسترده تر» نام داده است. در ديدگاه استاد شهيد مرتضی مطّهری، تعليم، پرورش و استقلال نيروی فكری دادن، و زنده كردن قوه ابتكار متعلّم است و تربيت، پرورش دادن و به فعليّت درآوردن استعدادهاي درونی است كه بالقوّه در يك شی ء موجود است؛ از اين رو، كاربرد واژه تربيت فقط در مورد جانداران صحيح است؛ زيرا غير جانداران را نمى توان به مفهوم واقعی پرورش داد ؛آن طور كه يك گياه يا حيوان و يا يك انسان را پرورش مى دهند. از همين جامعلوم می شود كه تربيت بايد تابع و پيرو فطرت، طبيعت و سرشت شیء باشد.اگر بنا باشد يك شىء شكوفا شود بايد كوشيد تا همان استعدادهايی که در آن هست بروز كند. بنابراين، تربيت در انسان به معناي پرورش دادن استعدادهای او است و اين استعدادها در انسان عبارتند از: استعداد عقلی (علمی و حقيقت جويی) ، استعداد اخلاقی (وجدان اخلاقی)، بعد دينی (حس تقديس و پرستش)، بعد هنری و ذوقی يا بعدزيبايی و استعدادو خلاقّيت، ابتكار و ابداع.19کانت تربیت را پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ می‌داند که در پی کامیابی متربّی در جامعه آینده است؛ جامعه‌ای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است وبزرگترین ودشوارترین مسئله آدمی است و افلاطون برآن بوده است که عالی تر و مقدس تر از تربیت ، فنّی نیست .20 جان استوارت میل تربیت را هر تأثیری می داند که آدمی د رمعرض آن است وتفاوت نمی کند آبشخور آن شیء، شخص یا جامعه باشد. این تعریف بسیار گسترده است وبنابر آن کمتر چیزی است که عامل تربیت نباشد واز سویی بر اساس آن روشن نیست هدف تربیت را چگونه می توان معلوم داشت . همچنین چنین نیست که تربیت به این معنا الزاماً به سود متربی باشد.21 از نظر دورکیم تربیت عملی است که نسل های بزرگسال در قبال نسل هایی که هنوز برای زندگی اجتماعی پخته نیستند ، انجام می دهند وهدف آن این است که در کودک ، شماری از حالات جسمانی ،عقلانی واخلاقی برانگیزد وپرورش دهد که جامعه سیاسی برروی هم ونیز در محیط ویژه ای که فرد به نحو خاصّی برای آن آماده می شود ، اقتضاء می کنند.22 فردریک مایر تربیت را اینگونه تعریف می کند :« تنها تربیت می تواند ما را به سوی لذّتی راهنمایی کند که در عین لذت بودن ،از لحاظ کیفیت بی نظیر بوده واز لحاظ کمیّت بی انتها باشد . هوراسمان این تعریف را یکی از فواید عالی تربیت ذکر می کند .
این تعریف از تربیت که هدف غایی آنرا لذّت می داند باعث ترویج خودخواهی خواهد شد. 23تعریفی که تامس هنری هاکسلی مطرح می کند به این قرار است :« تربیت عبارت است از: آموزش مغز آدمی، به موجب قانون های طبیعت. مراد من از قانون های طبیعت، تنها اشیاء و قوای آنها نیست، بلکه این قانون ها، افراد وروش های انسان را نیز در برمی گیرد.» این تعریف از تربیت روشن ،جامع و مانع نیست ، بنابراین توصیف مزبور مانع شمول آن به روش های غیر از تربیت نیست. 24 دوجمله درتوصیف های موجود درفلسفه تربیت درباره تربیت وجود دارد که قابل توجّه است: 1.تربیت راباید فرآیندی دانست که به روشنی افکار نوع بشر رهنمون می شود . 2.بنابراین تربیت بدون تهذیب و عادت های عمده کامل نیست . برای تربیت اهداف پانزده گانه ای برشمرده اند که عبارت است از : تعقل،قدرشناسی از فرهنگ ،پرورش خلاقیّت،اهمیّت درک وبه کاربردن دانش،تماس بااندیشه های مهم ،ارزش های معنوی و اخلاقی،مهارت های اصولی،کارآمدی شغلی،سازگاری بهتر با زندگی خانوادگی،سلامت بدنی و روانی،تغییر شخصیت برای سودمند بودن وعلاقه به آگاهی و دانش ودرک حقیقت،بوجود آوردن علاقه های پایدار،صلح جویی،تجدید مداوم و فهماندن اینکه بشرمقیاس جهان است .25همانگونه که ازتعاریف تربیت دربالا می توان فهمید ، تربیت انسان دارای ابعاد بسیار پیچیده ای است بنابراین به ندرت می توان به تعریف واحدی دست یافت . بعضی از دانشمندان برای تربیت اهداف سطحی و بعضی اهداف والایی را برشمرده اند . باید به این نکته نیز توجّه داشت که تضادها وتناقض های موجود در تعریف تربیت تا حد زیادی از عقایددینی سرچشمه می گیرد . رسیدن به کمال مطلق و مطلوب، درتعاریف اندیشمندانی مثل استاد مطهری ناشی از نگرش و جهان بینی دینی است که انسان آفریده شده است تا به کمال مطلق برسد و تربیت هم باید در جهت قرار دادن استعدادها در مسیر صحیح برای رسیدن به چنین هدفی باشد. در دیدگاه اسلامی رشد، اصلاح وتزکیه در کنار واژه تربیت هستند و می توان گفت در آن مستترند ؛از طرفی در دیدگاه بعضی غربی ها که مثلاً هدف تربیت را فقط لذّت جویی می دانند ناشی از عقاید سکولاری آنان است .بنابراین در برنامه ریزی صحیح در مورد اقدامات تربیتی بزهکاران ، باید ابتدا افکار ناصحیح وغیر عاقلانه که براثر تربیت ناصحیح در فکر بزهکار نهادینه شده است تغییر داد. این کار به آسانی امکانپذیر نیست ،زیراتربیت یک روند تدریجی است . بعد از این مرحله نوبت به آشنا کردن آنها با مفاهیم انسانی ازقبیل انسان دوستی ، معرفت ، کمک به همنوع می رسد که از این طریق فرد به استعدادهای خود پی ببرد .این اقدامات از سوی دستگاههای مرتبط باید بانهایت دقّت وبرنامه ریزی صحیح انجام شود،زیرا مؤلفه های تربیتی باید ابتدا از بیرون بر فرد اعمال شود. در ق.م.ا.1392 این اقدامات در مورد اطفال بزهکار در مادّه «88» پیش بینی شده است. در این ماده ابتدا وظیفه تربیت را ،برعهده والدین و سرپرستان قانونی طفل گذاشته است، آنهم با اخذ تعهّد.سپس در ادامه درصورت عدم دسترسی به آنان، یا عدم صلاحیت آنان ، طفل یا نوجوان را به کانون اصلاح و تربیت می فرستند.در این موارد کانون اصلاح و تربیت وظیفة خطیری را برعهده دارد . زیرا این کودکان ونوجوانان در بسیاری از موارد از تربیت صحیح محروم بوده اند، وهمچنین فرآیند جایگزینی مفاهیم صحیح با باورهای غلط در آنها آسانتر از افراد بزرگسال امکانپذیر است .در قانون مجازات اسلامی در مادة «49»به مسئله تربیت اطفال اشاره کرده است.
ب.بررسی تعاریف اقدامات تأمینی و تربیتی
در مورد اقدامات تأمینی و تربیتی تعاریف گوناگونی از طرف حقوقدانان و صاحب نظران حقوق جزا ارائه شده است که به بیان برخی از آنها می پردازیم.
تمام تعاریف نقاط مشترک ومشابهی دارند وتفاوت بنیادین با هم ندارند. 1-«.اقدامات تأمینی و تربیتی به عنوان تدابیر ضروری برای جلوگیری از تکرار جرم گاه در کنار وگاه در قبل یا بعد از اعمال مجازات ها کوشش در اصلاح و باز اجتماعی شدن بزهکاران دارد .»26 2- «اقدامات تأمینی عبارت است از یک رشته وسایل دفاع اجتماعی که به حکم قانون و توسط قاضی وبراثروقوع جرم، متناسب با وضع مزاجی واستعداد و منش وسوابق فرد خاطی وخطرناک به کاربرده می شود تااوبهبود یابد و با اجتماع سازگار گردد ودست به تکرار جرم نزند.27» 3- :« اقدامات تأمینی عبارت است از فراهم نمودن امکان اصلاح برای هرکس وایجاد وسایل جهت تذهیب و بهبود وضع مجرم . به عبارت دیگر ،اقدامات تأمینی را می توان وسایلی که از طرف قانونگذاز برای حفظ جامعه مقرر شده است وبوسیله قضات به نفع محکومین اجرا می شود ،تعریف نمود .28
4.«اقدامات تأمینی واکنشی است مبنی بر حمایت پیشگیرانه که یکی از دو شکل واکنش اجتماعی علیه جرم محسوب می گردد. این واکنش حمایتی پیشگیرانه متضمن درمان و اصلاح مجرمی است (چه مسئول و چه غیر مسئول) که در حالت خطرناک،یعنی حالتی که احتمال ار تکاب جرایم را توسط او جدّی می نماید ،به سر می برد .»29 در تعاریف مذکور – به جز تعریف اول- اولاًفقط به اقدامات تأمینی اشاره شده وذکری از «اقدامات تربیتی» به میان نیامده است30. درصورتیکه باید به این وجه تمایز در تعاریف دقّت شود، که اقدامات تأمینی، ماهیت حفظ و نگهداری