دانلود پایان نامه

ي گرفته، در فرهنگ واژگان پهلوي ساساني اين کلمه به صورت (chadar )به کار رفته و روي پاره اي از نقوش برجسته هاي زنان آن عهد پوشش چادر نمايان است. برنقوش برجسته وتنديس هاي ( آناهيتا ) ايزد بانوي آب ها ، پارچه اي شبيه سر انداز سر تاپاي وي را پوشانده است”
با طلوع خورشيد اسلام در فضاي سرزمين ايران، زن مسلمان ايراني، آزادي وآزادگي خود را در گرو اجراي پيام هاي الهي و دستورات نوراني قرآن تضمين شده يافت ، لذا باتوجه به نص صريح قرآن از يک سو و سنت ديرينه ايران زمين از سوي ديگر ، حجاب توسط زنان عفيف، متکي به نفس و مؤمن ايراني به حيات خود ادامه داد. در اينجا به نظر برخي از جهانگردان خارجي درمورد حجاب زنان که در دوران گذشته در ايران بوده اند اشاره مي کنيم :
چارلز جيمز ويلسن مي نويسد ” زن هاي ايران زمين هميشه در چادر هاي سياه مستور و پيچيده اند و به هيچ وجه شخص خارجي را ممکن نمي شود که صورت آنها را ببيند و اگر يکي از زنان در کوچه هاي ايران غفلتاً صورت خود را بر عابرين مکشوف دارد به اعتقاد ايرانيان اسباب بي احترامي خود را فراهم آورده است ”
شاردن مي گويد ” حجاب زنان يکي از رسوم بسيار باستاني است که کتب تاريخي از آن صحبت مي کنند ” (ذوالفقاري،1391ص6-7).
تاورنيه فرانسوي از سياحان قرن 17 ميلادي که در دوره صفويه بيش از نه بار از ايران ديدن کرده است مي نويسد “زنان در ايران خود را به احدي غير از شوهر نشان نمي دهند ، وقتي به حمام مي روند با چادري سر تا پاي خود را مستور مي نمايند که فقط در محل چشم دو سوراخ دارد که پيش پاي خود را بتوانند ببينند. زن معقول و نجيب کسي است که بيشتر محفوظ ومستور باشد .
کمپفر آلماني که در قرن 17 ميلادي در زمان سلطان سليمان صفوي به ايران آمده مي نويسد ” در اين زمان پوشش زنان ايراني با زنان پارسي، زرتشتي، ارمني، ترک اهل آناتولي، هندي مقيم ايران، تاتار و گرجي متفاوت بوده، با اينکه لباس آنان کاملا” پوشيده بود ولي فقط زنان ايراني بودند که از چادر استفاده مي کردند ”
شارل ژردن جهانگرد و فيلسوف فرانسوي که در اواخر قرن 17 ميلادي از ايران ديدن کرده در خصوص حجاب مي نويسد “حجاب زنان يکي از رسوم باستاني است که کتب تاريخي از آن صحبت مي رانند ولي مشکل بتوان تشخيص داد که آيا بانوان آريا براي آزرم و عفت يا به منظور افتخار و عزت و يا غرور و تکبر به سوي حجاب مي روند يا اينکه به علت رشک و حسد شوهران خود، به هر حال
دختران خود را از 7-6سالگي مستور مي سازند”(ذوالفقاري،1392ص7).
از نوشته هاي جهانگردان چنين استنباط مي شود که رنگ چادر و روبند زنان طبقات مختلف و همچنين حد پوشيدگي و چگونگي حرکت آنها در معابر عمومي نشان دهنده ي شخصيت اجتماعي و طبقاتي آنها بوده است و با اين که زنان ايراني در همه نقاط کاملاً پوشيده بوده اند ولي ظواهر گوناگون تعلق طبقاتي آنها را معين مي کرد. پوشش زنان عادي در شهرهاي بزرگ تقريباً يکسان بوده ، در شهر اصفهان ، زنان سياه پوش با روبندي سفيد در بازار رفت و آمد مي کرده اند. در شيراز زنان اندام خود را با چادري سياه و چهره هايشان را با روبندي مي پوشاندند که در آن دو سوراخ در برابر چشم تعبيه شده بود .در تهران زنان سراپا پوشيده در چادرهاي سياه که روبندي از کتان بر صورت آويخته اند، ديده مي شوند .در جاي ديگر مي خوانيم”هنگامي که در شهر تبريز زنان را ديدم متوجه شدم در هيچ نقطه ي دنيا مانند ايران،زنان پوشيده از اسرار نيستند، چه در شهرها و چه در دهات هرگز نمي گذارند چهره ي آنها ديده شود” (ذوالفقاري،1391ص9).
اما تاريخ بدحجابي به شکل اخير به اواخر قرن نوزدهم معطوف مي شود که پس از رنسانس علمي و صنعتي در اروپا و نيز جنگ هاي جهاني اول و دوم زمينه هاي آن فراهم شد و آزادي زنان و کنار گذاشتن حجاب مورد تشويق قرار گرفت و سرانجام کشف حجاب به کشورهاي اسلامي سرايت کرد و به صورت سلاحي فرهنگي براي تضعيف دين در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و کمرنگ نمودن معنويت و اخلاق و سقوط جامعه اسلامي به کار گرفته شد و استعمارگران در ترويج آن از هيچ اقدامي فروگذار نکردند. نخستين کشور اسلامي که به صورت رسمي اقدام به کشف حجاب زنان نمود افغانستان در دوران حکومت امان الله خان بود. دومين کشور اسلامي، ترکيه بود که بعد از سقوط دولت عثماني، آتاتورک در سال 1313 شمسي منع حجاب را صادر نمود. در ايران کشف حجاب از دوران رضاخان که دست نشانده ي استعمارگران بود شروع شد. بررسي هاي تاريخي نشان داده است که زمينه ي اين پديده (کشف حجاب) در دوران سلسله قاجاريه به خصوص در زمان ناصرالدين شاه و سپس احمدشاه آماده شد. حضور مأموران قدرت هاي استعماري به خصوص انگليس و روسيه در کسوت بازرگانان و کارشناسان و کارگزاران و مشاوران ، دعوت و تشويق شاهان و وزراء و درباريان براي سفر به کشورهاي غربي، بازگشت عناصر فرنگ رفته با کوله باري از فرهنگ مبتذل غرب و آداب و رسوم آنان ، اين زمينه را فراهم نمود.رضاخان سه اصل اساسي و ضروري را براي رفع حجاب بيان داشت که از نظر اسلام هر سه اصل پوچ و غير شرعي است. آن سه اصل عبارتند از :
اولاً حجاب خلاف تمدن است، ثانياً خلاف قانون طبيعت است ،ثالثاً سبب عدم حضور زن به عنوان نيمي از مردم جامعه در عرصه ي کار است.
رضاخان در روز 17 دي سال 1314 شمسي در روز جشن فارغ التحصيلي دانش سراي عالي رسماً رفع حجاب را اعلام و از اين تاريخ دولت مزدور همه ي شعور و تلاش خود را مصروف بي حجاب نمودن زنان مسلمان نمود .با وجود ترويج فرهنگ برهنگي در دوران پهلوي ،بررسي ها و
شواهد نشان مي دهد نه تنها جامعه ايران در آن دوران هرگز حاضر به پذيرش سياست برهنگي نشد بلکه همواره اعمال اين سياست دولت را، در راستاي از بين رفتن مشروعيت حکومت ، تلقي کرد، به گونه اي که مخالفت با کشف حجاب دولت خود به عنوان يکي از تقاضاهاي انقلابيون براي تحقق انقلاب اسلامي مطرح شد.از طرفي همان طور که همواره نهاد هاي مختلفي از جمله آموزش و پرورش وقت براي ترويج سياست برهنگي وارد فعاليت شده و اقدامات گوناگوني در اين زمينه به کار گرفته شد در مقابل اقدامات جدي نيز از سوي مخالفان صورت گرفت.ايراد سخنراني هاي مختلف عليه برهنگي، تظاهرات نسبت به واقعه کشف حجاب در خانه ماندن زنان براي مدت ها جهت حفظ حجاب و اقداماتي نظير تأسيس مدارس اسلامي دخترانه و پسرانه از جمله اين تلاش ها بود(ذوالفقاري،1391ص10).
اقدامات رضا خان به وسيله محمد رضا شاه نيز دنبال ولي جز تأثير پذيري اندکي، حجاب همچنان در کشور حفظ شد.با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) زنان با آگاهي بيشتر به پاسداري از حجاب پرداخته و ارزش زن را تحت لواي حجاب به جهانيان نشان دادند. مسأله ي رفع و کشف

حجاب توسط رضا خان پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي سياسي وفرهنگي زيادي در جامعه اسلامي ايران داشته است. تأثير اقتصادي آن به فراهم شدن زمينه استفاده از لباس ها ولوازم آرايش و ساير فرآورده هاي ظاهر فريب سرمايه داري غرب منجر شد.(ذوالفقاري و محبوبي منش،1391: 101-11).
2-3-2) سيماي حقيقي مسألة حجاب
يکي از مهمترين دلائل فلسفه حجاب در اسلام اين است که اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و چه لمسي در محيط خانواده و در قالب ازدواج قانوني قرار گيرد. اجتماع منحصراً براي کار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت با لذت جوئي هاي جنسي به هم گره خورده است، اسلام اين دو محيط را کاملاً از همديگر تفکيک مي کند. شرافت زن اقتضا مي کند که هنگامي که از خانه بيرون مي رود متين و سنگين و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدن هيچگونه عمدي که باعث تحريک جنسي و تهييج مرد شود به کار نبرد بنابراين حجاب نه تنها مانع آزادي زنان نيست بلکه به آزادي عمل او همراه با احساس امنيت وي کمک مي کند.
حقيقت امر اين است که در مسألة پوشش و به اصطلاح عصر اخير حجاب سخن در اين نيست که آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اين است که آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد که از هر زني در هر محفلي حداکثر تمتعات را به استثناي زنا ببرد يا نه؟ اسلام که به روح مسائل مي نگرد جواب مي دهد : خير، مردان فقط در محيط خانوادگي و در کادر قانون ازدواج و همراه با يک سلسله تعهدات سنگين مي توانند از زنان به عنوان همسران قانوني کامجويي کنند، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است و زنان نيز از اينکه مردان را در خارج از کانون خانوادگي کامياب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع مي باشند.فلسفة پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبة رواني دارد و بعضي جنبة خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبة اجتماعي،و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او حجاب در اسلام از يک مسألة کلي تر و اساسي تري ريشه مي گيرد و آن اين است که اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر،به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصراً براي کار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت را با لذتجوييهاي جنسي به هم مي آميزد اسلام مي خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند(مطهري1387 :76-77).
2-3-3) آثار تربيتي حجاب
اثري كه از حجاب در زن به جاي مي ماند، ابتدا در روح و روان او پديدار مي شود؛ زيرا وقتي فرد با آزادي و آزادگي براي خود پوششي انتخاب مي كند و به آن احترام گذاشته و آن را مقدس مي پندارد، به يقين در خود احساس آرامش و سربلندي مي كند.اين همان حفظ ارزش هاي انساني در زن مسلمان است. اما وقتي كه زن به واسطة نماياندن زينت و بدنش در ديد نامحرمان، از خود تابلويي هنري بسازد كه بر ديوار حقارت و پستي آويخته شده، مگس هايي در اطراف آن جمع مي شوند كه نتيجه آن، چيزي جز لگدمال شدن شخصيت انساني وي نيست. در جامعه اي كه بانوان در آن با حفظ حدود و رعايت حقوق ديگران ظاهر مي شوندو سبب تخريب روح و جسم همنوعان خود نشده محيط امن و آرامي را براي جوانان فراهم مي كنند،به سوي سعادت و سلامت رواني پيش خواهند رفت و هدف اسلام نيز اين است كه مردان و زنان مسلمان،روحي آرام، اعصاب سالم و چشم و گوش پاكي داشته باشند.اكنون نتايج و پيامدهاي رعايت صحيح حجاب را در سه بعد فردي،خانوادگي و اجتماعي بررسي مي كنيم :
الف. آثار فردي حجاب
1. موفقيت هاي معنوي :
شايد مهم ترين تأثير فردي حجاب اين نكته باشد كه زن با اعلام بندگي خويش و اطاعت از فرامين الهي، اين حكم را به تمام و كمال اجرا مي كند و پس از آن، احساس شادماني و رضايت دروني به او
دست مي دهد كه اين تاج بندگي را با افتخار به سر نهاده ا ست. زن پوشيده، از بين خود و خدا، خدا را برگزيده است و از بين احكام دين و خواسته هاي نفس، به احكام دين روي آورده است. چنين انتخابي به روحيه، تفكر و عمل او، حال و هواي ديگري مي بخشد و به پوشش او معنا مي دهد و آن را عملي منطقي، خداپسندانه و در راستاي حركت هاي تكاملي او قرار مي دهد .وقتي زن تقواي جنسي را رعايت كند و خود را از نامحرم بپوشاند،
وعده هاي الهي كه براي پرهيزكاران داده شده است، درباره او محقق مي شود، داراي قوه تشخيص حق وباطل مي شود و راه سعادت و بدبختي را در زندگي مي شناسد، گناهانش پوشيده و مورد آمرزش قرار مي گيرد و از موفقيت هاي ديگري، مانند درك شيريني عبادت، شهامت، حق گويي، تكاليف شرعي و ترك محرمات در همه شرايط و پرورش استعدادها برخوردار مي شود (اكبري،???? : ??)
اسلام اصولاً به پيش گيري معتقدتر است، تا مداو به همين دليل، با طرح سلسله اصولي، انسان را از قرار گرفتن در برابر خطر و گناه باز مي دارد. مهم ترين اين اصول، ايمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است كه از مهم ترين جاذبه هاي كمالات معنوي و روحاني است.
2. حفظ احترام و ارزش فردي :
اصولاً غلبه بر هواهاي نفساني و گذشت از لذت هاي حرام به انسان هيبت و وقار مي بخشد. حجاب زن، جهاد اكبر اوست كه در وراي آن نفس اماره به زانو درآمده است اين حقيقت را همه مي دانند و حتي دانشمندان غيرمسلمان به آن اذعان دارند كه حجاب به زن هيبت و وقار مي دهد و او را شايسته احترام ديگران مي كند. زنان خودنما مطلوبيت جنسي دارند اما محبوبيت ارزشي ندارند. به طور كلي، مردان دو نوع نگاه متفاوت نسبت به زنان دارند با زناني كه داراي جلوه گري يا پوشش ناقصي هستند، برخوردي شهوي، تفريحي و ظاهري دارند؛ اما برخورد آنان با زنان پوشيده، برخوردي همراه با احترام و تكريمي قلبي است.اصولاً مردها قدرت ادامه نگاه به چهره زنان پوشيده را ندارند، زيرا حجاب اسلامي نگاه شكن است و سر به زيريِ مرد به هنگام سخن گفتن با زنان خود نوعي تكريم و احترام به آنهاست. بي حجابي، ارزش هاي واقعي زن را تحت الشعاع ظواهر جسمي اش قرار مي _ دهد و او را فداي هرزگي ها و طمع ها مي كند. تنها راه بالا بردن شخصيت زن پس از كسب معارف حقيقي و پايبندي به صفات حيا و عفاف، حجاب اوست . برتري شخصيت زن در اين است كه داراي كمال همسري، كمال مادري و كمال اجتماعي باشد. زني كه به لحاظ همسري، ناقص و به لحاظ مادري، ناتوان و به لحاظ اجتماعي، ملعبه و بازيچه است، از برتري شخصيت بي بهره است (سازمان تبليغات اسلامي، ??? :?? و??).
البته اين نكته را بايد متذكر شويم كه حجاب صرفًا براي حفظ احترام زن نيست؛ بلكه رعايت حجاب به همراه صفات عفت و حيا و اطاعت از اوامر الهي او را شايسته احترام مي كند.
3. حرمت بخشيدن،مصونيت، آرامش و امنيت زن :
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است و حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن و نگه داشتن وي از نگاههاي شهواني وحيواني است(مطهري1387 :76-77). انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بيشتري دارد و در صورت پيشامدهاي احتمالي از مصونيت آن برخوردار است.پوشش ديني نيز نگهبان زن از نگاه هاي آلوده و آسيب هاي احتمالي است كه به زن مصونيت مي دهد و هر چه اين پوشش كامل تر شود،درصد امنيت و حفاظت آن بالاترمي رود (اكبري، ???? :???).
زن موجودي گرامي و معزز و نقش او سرنوشت سازي و تربيت بشر است . ارزش او فراتر از آن است كه در معرض و دستخوش ارتباطات و روابط بي مرز باشد(قائمي،1373 :390).
حفظ حريم زن باعث مصونيت او مي شود و اولين اثر را بر آرامش روحي وي دارد، زيرا در سا ية محفوظ ماندن اين حريم بين خود و نامحرم، احساس امنيت مي كند و هيچ كسي جرأت تعرض به او را پيدا نمي كند.
4. مبارزه با نفس :
ميل به خود نمائي و جلوه گري در


دیدگاهتان را بنویسید