متغير مجازي قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي،نسبت ارزش بازار به دفتري ، بازده حقوق صاحبان سهام با تغييرات سود آتي به طور كلي 169
جدول شماره (90-4) : ضرايب معادله رگرسيون (Coefficients) 170
جدول 91-4. خلاصه يافته هاي رگرسيون چند گانه(متغيرهاي اصلي و مجازي) به روش Enter 170
جدول 92-4. خلاصه يافته هاي حاصل از بررسي 12 فرضيه مورد نظر در رگرسيون متغيره 172
جدول93- 4. برازش رگرسيون چند گانه و تفكيكي از كليه متغير هاي تحقيق 174

نمودار 1-2 نحوه محاسبه استهلاک در اقتصاد و حسابداري 24
نمودار 2-2 ـ عايدات ، سرمايه گذاري و منابع مالي جديد 61
نمودار (3-2 ) درصد نرخ تنزيل به نسبت سود باقيمانده 65

چكيده:
هدف اين پژوهش بررسي روابط بين تغييرات سود تقسيمي، سود هر سهم و تغييرات سود هر سهم با تغييرات سود آتي است.در اين تحقيق اطلاعات مربوط به ترازنامه،سودوزيان و گردش وجوه نقد 100 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران براي سال هاي مالي 1380 الي 1385 مورد استفاده قرار گرفته است.براي مشخص شدن روابط ، 12 فرضيه طرح و براي آزمون آنها ازآزمون همبستگي و رگرسيون استفاده گرديد.فرضيه ها بر اساس ميزان همبستگي روابط بين تغييرات سود تقسيمي، سود هر سهم و تغييرات سود هر سهم با تغييرات سود آتي براي شركت هايي كه قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي ، نسبت ارزش بازار به دفتري و بازده حقوق صاحبان سهام مختلفي دارند ،طرح گرديد.نتايج تحقيق نشان مي دهد که بين تغييرات سود تقسيمي ، سود هرسهم وتغييرات سود هر سهم براي شرکت هايي که ارزش بازار به دفتري بالاتر ، بازده حقوق صاحبان سهام بالاتر و همچنين قابليت پيش بيني جريان نقدي پايين تري دارند، رابطه قوي تري با تغييرات سود آتي وجود دارد. كه از بين متغيرهاي اصلي سود هر سهم و از ميان متغيرهاي مجازي ارزش بازار به دفتري اثر بهتري بر تغييرات سود آتي دارد.همچنين مقدار ضريب هم بستگي (R) از 0.490 براي سه متغير اصلي به 0.621 براي مجموع متغيرهاي اصلي و مجازي افزايش يافت ، كه اين نشان دهنده مناسب بودن انتخاب متغيرهاي مجازي مذكور مي باشد.
واژه هاي کليدي: تغييرات سود تقسيمي، تغييرات سود هر سهم ، تغييرات سود آتي، ارزش بازار به دفتري، بازده حقوق صاحبان سهام.

مقدمه:
با توجه به اينكه اقتصاد ايران داراي نوسانات شديد مي باشد و سرمايه ها عمدتاَ بسوي سفته بازي سوق داده مي شوند لذا بوجود آوردن شرايطي که سرمايه گذاران از ميان گزينه هاي مختلف سرمايه گذاري ، سرمايه گذاري بر روي اوراق بهادار و سهام شرکت ها را برگزينند ، داراي اهميتي خاص مي باشد. به عبارت ديگر با شناخت بهتر عوامل موثر بر عرضه و تقاضاي سهام، در بورس اوراق بهادار،که منجر به شفاف سازي بيشتر بورس مي گردد، موجبات انتقال سرمايه، از فعاليت هاي غيرمولد به سمت فعاليت هاي توليدي مولد و ايجاد اشتغال و رونق اقتصادي فراهم خواهد شد.تئوري علامت دهي سود سهام براين اساس استوار است كه مديريت يك شركت در مورد چشم انداز آينده شركت نسبت به سهامداران شركت از اطلاعات بيشتري برخورداراست.بر اساس اين تئوري اگر شركت سود سهام بيشتري نسبت به آنچه توسط بازار پيش بيني شده است اظهار كند،اين موضوع ممكن است نشانه اين باشد كه چشم انداز مالي آينده شركت روشن تر از وضعيت مورد انتظار آن است. اگر مديران يك شركت تئوري علامت دهي را باور داشته باشند ، هميشه در مورد پيام قابل استنتاج از تصميم تقسيم سودشان كه به سرمايه گذاران مي رسد بسيار محتاط خواهد بود.حتي اگر شركت برخي فرصت هاي سرمايه گذاري جذاب داشته باشد كه ملزم به نگهداري سود براي تامين مالي آن باشد،مديريت ممكن است اگر قبول اين فرصت ها منجر به جلوگيري از پرداخت سود سهام مورد انتظار سرمايه گذاران و ارسال پيام نامساعد به بازار باشد ،از آن ها صرف نظر كند.بنابراين به نظر مي رسد اگر شركتي تصميمي در زمينه تقسيم سود اتخاذ كند،آن دسته از سرمايه گذاران كه سليقه آنها هماهنگ با سياست تقسيم سود شركت است و آن دسته از سرمايه گذاران كه اين سياست را به عنوان يك خبر خوب تلقي مي كنند ، اقدام به خريد سهام مي كنند و تا زماني كه اين سياست تغيير نكند ، سهامدار شركت باقي خواهند ماند. در واقع اعلام سود سهام حاوي اطلاعاتي در مورد چشم انداز آتي شركت است.بنابراين عكس العمل بازار در تاريخ اعلام ، آزموني براي محتواي اطلاعاتي و علامت دهي سود سهام است.اين پژوهش با توجه به فرضيه علامت دهي به دنبال بررسي و شناخت روابط بين تغييرات سود تقسيمي، سود هر سهم و تغييرات سود هر سهم با تغييرات سود آتي و با در نظر گرفتن متغيرهايي چون قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي ،ارزش بازار به دفتري و بازده حقوق صاحبان سهام مي باشد. لذا مي توان انتظار داشت كه سرمايه گذاران بازار سرمايه كشور، با شناخت بهتر اثرات تغييرات سود تقسيمي، سود هر سهم و تغييرات سود هر سهم ، در مورد سودهاي آتي صنايع مختلف ، اقدام به سرمايه گذاري در سهام شركت هايي نمايند كه كسب حداكثر بازدهي را براي آنها ميسر سازد و اين امر باعث رونق بازار سرمايه و اقتصاد كشور گردد.در اين راستا نحوه عملكرد مديراني كه توانسته باشند علاوه بر حفظ كارائي عوامل مختلف در عملكرد شركت ، توان سودآوري شركت را نيز افزايش دهند و از طريق افزايش ارزش شركت و اجراي پروژه‌هاي داراي ارزش فعلي خالص مثبت، بر ثروت سهامداران بيافزايند حايز اهميت است.

فصل اول
كليّات تحقيق

1-1 مقدمه
وظيفه بورس اوراق بهادار، ايجاد بازاري منظم و دائمي براي خريد و فروش انواع اوراق بهادار است كه از آن طريق جذب سرمايه‌هاي مردمي توسط شركت ها، امكان‌پذير باشد. اين وظيفه وقتي به نحو صحيح انجام مي‌شود كه بازار به شكل يك بازار رقابت كامل عمل كرده و از درجه تخصصي بالايي برخوردار باشد. يكي از ويژگي هاي اساسي رقابت كامل، در دسترس بودن اطلاعات كامل به صورت رايگان و به سرعت و سهولت است. اگر قرار باشد مردم به ميل خود سرمايه‌گذاري كنند بايد اطلاعات مربوط به طور كامل و شفاف در اختيار مردم قرار داده شود. بورس بايد حائز شرايطي باشد كه در هر لحظه بتواند اطلاعات را بطور دقيق منتشر كرده و با تفسير آن در ويژگي هاي مورد نظر سرمايه‌گذاران، در هر لحظه ارزيابي صحيح از وضع و عملكرد اقتصادي شركت ها و همچنين قيمت سهام آنها ارائه دهد. قانون، مقررات و ضوابط بورس نيز بايد براي تامين امنيت فعاليت در اين بازار و حفاظت از منافع سرمايه‌گذاري عمل كند. از عمده‌ترين استفاده‌كنندگان اطلاعات شركت‌هاي سهامي در بورس، سرمايه‌گذاران بالقوه در سهام شركت‌ها هستند. اين گروه معمولا اطلاعات مورد نظر خود را از طريق بورس بدست مي‌آورند. بنابراين سهامداران و سرمايه‌گذاران از بازار سرمايه اين انتظار را دارند كه صحت اطلاعات واصله توسط شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس را مورد تاييد قرار دهد تا آن‌ها به مزاياي خريد و نگهداري و فروش سهام خود نائل شوند. سهامداران و سرمايه‌گذاران براي ارزيابي شركتها از فاكتورهاي مختلفي استفاده مي‌نمايند كه از آن جمله، سود هر سهم 1EPS و سود تقسيمي 2DPS مي‌باشد كه تغييرات آنها مي‌تواند اطلاعاتي درباره وضعيت و عملكرد شركت در حال و آينده بدهد. بازار سرمايه هم مانند ديگر بازارها شامل تعدادي خريدار و فروشنده است كه رقابت بين فروشندگان باعث افزايش كارائي عملكرد شركت ها مي‌شود و نشانه اين كارائي شركت، در استفاده بهينه از سرمايه فراهم شده، افزايش سود و سودآوري آن شركت منعکس خواهد شد.
سود تقسيمي و سود هر سهم مي‌توانند بعنوان عواملي براي كنترل و ارزيابي عملكرد مديريت شركت توسط سهامداران باشند.
عملكرد مديري مطلوب و مورد پسند سهامداران است كه توانسته باشد علاوه بر حفظ كارائي عوامل مختلف در عملكرد شركت ، توان سودآوري شركت را نيز افزايش داده باشد و از طريق افزايش ارزش شركت و اجراي پروژه‌هاي داراي ارزش فعلي خالص مثبت، بر ثروت سهامداران افزوده باشد. همچنين رابطه بين سود تقسيمي و سود هر سهم نشان‌دهنده سياست تقسيم سود شركت است . سياست تقسيم سود مي‌تواند باعث جذب سهامداران جديدي براي شركت شوداين سوال که آيا تغييرات سود تقسيمي اطلاعاتي را درباره تغييرات سودهاي آتي شرکت ها در بر دارد؟ موضوعي است که توجه زيادي را در تحقيقات، به خود جلب نموده است و به عنوان آزموني از فرضيه علامت دهي سود تقسيمي3 نگريسته مي شود.فرضيه علامت دهي سود تقسيمي بيانگر اين موضوع است که تغييرات سود تقسيمي با خود اطلاعاتي را درباره سود آوري آتي شرکت در بر دارد. به طوري که مديران شرکت ها به منظور انتقال چشم انداز روشن سود آوري و جريان هاي نقدي مثبت تر اقـدام به افزايش سود تقسيمي مي نمايند. در اين تحقيق فرضيه علامت دهي سود تقسيمي با در نظر گرفتن آثار متغيرهايي نظير قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي،نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري و بازده حقوق صاحبان سهام بررسي و آزمون شده است.
در فصل اول پس از بيان مسئله ، اهميت و ضرورت موضوع تحقيق و اهداف تحقيق را بيان نموده و سپس چارچوب نظري ، مدل تحليلي و فرضيه تحقيق را ارائه مي نمائيم.

2-1 بيان مسئله:
سود سهام4 بازده اي است كه سهامداران عادي در قبال سرمايه گذاري كه در شركت انجام داده اند از شركت دريافت مي كنند . هر شركتي كه در دوره جاري سود سهام پرداخت نكـند اين عمل شرکت بدان معني است که، سود را دوباره در شركت سرمايه گذاري مي كند تا ايجاد منفعت كند و به اين ترتيب توانائي شركت را جهت پرداخت سود سهام در آينده افزايش دهد.
با توجه به فرضيه محتواي اطلاعاتي يا علامت دهي، آغاز پرداخت سود سهام توسط يك شركت و يا افزايش قابل توجه سود سهام توسط شركت، مي تواند پيام هاي متفاوتي از ديد سهامداران مختلف داشته باشد. پرداخت سود كم باعث كاهش عدم اطمينان سرمايه گذاران نسبت به دريافت بازده سرمايه شان مي شود و همان طور كه در فرضيه علامت دهي عنوان شد افزايش سود سهام از ديد سرمايه گذاران نشانه توانايي سود آوري آتي شركت بوده و به عنوان يك خبر خوب مبني بر روشن بودن افق آينده شركت از ديد مديريت تفسير مي شود. از طرفي برخي سرمايه گذاران ممكن است افزايش سود سهام را نشانه در دست نبودن فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد و توسعه و يا عدم استفاده شركت از اين فرصت ها دانسته و در نتيجه افزايش سود سهام از ديد آنها علامت مثبتي نيست. اين دسته احتمالاً به فروش سهام اين شركت ها اقدام خواهند كرد. به عبارتي نوع تصميم شركت در توزيع سود و يا توزيع نكردن آن مي تواند در حجم معاملات سهام شركت و ساختارسهامداران آن مؤثر باشد. احتمال ديگري نيز وجود دارد و آن اين كه سرمايه گذاران نسبت به سود سهام بي تفاوت باشند و به خصوص با توجه به هزينه معاملات ، نسبت به آن عكس العملي نشان ندهند.(خوش طينت و حاجيان ، 1387 ،ص 5-4)
اين موضوع كه آي
ا تغييرات سـود تقسيمي حاوي اطلاعـاتي در رابطه با سود هاي آتـي مي باشد،يكي ازسوالاتي است كه توجه پژوهشگران بسياري را به خود جلب نموده است. و به عنوان آزموني از فرضيه اطلاع دهي سود تقسيمي مطرح شده است. در رابطه با اعتبار تجربي فرضيه علامت دهي سود تقسيمي يك نوع عدم توافق جمعي وجود دارد. به گونه اي كه گروهي از پژوهشگران اعتقاد به وجود يك رابطه مثبت و مهم مابين تغييرات سود تقسيمي و سود هاي آتي داشته و گروهي ديگراعتقاد به عدم وجود رابطه دارند .
يكي از فرضيات مهم حسابداري كه در دهه هاي اخير توجه زيادي را به خود جلب نموده است، فرضيه علامت دهي سود تقسيمي مي باشد. طي ساليان متمادي پژوهشگران مختلفي فرضيه علامت دهي را، كه بيانگر وجود يك رابطه مابين اعلام و پرداخت سود و پيش بيني سود هاي آتي است،را با در نظر گرفتن متغيرهاي مختلفي همچون قابليت پيش بيني جريان هاي نقدي5،نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري6 ، و بازده هاي گذشته7 مورد بررسي و كنكاش قرار داده اند.
قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي يكي از عوامل تعيين كننده كيفيت سود است، موضوعي كه در سا

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید