دانلود پایان نامه

مورد طرح هادي چنين آمده است :
طرحي که فن ساماندهي و اصلاح بافت موجود ، ميزان و اماکن گسترش آتي و نحوه استفاده از زمين براي عملکردهاي مختلف از قبيل مسکوني ، توليدي ، تجاري ، کشاورزي ، تاسيسات و تجهيزات و نيازمنديهاي عمومي روستايي که حسب مورد قالب طرحهاي ساماندهي فضا و سکونتگاههاي روستايي يا طرحهاي جامع ناحيه اي تعيين مي نمايند . ( حسين زاده ، 1382 : 17 ) .
– کيفيت زندگي:
کيفيت زندگي يک مفهوم گسترده و چند بعدي است در رابطه با رفاه کلي افراد در جامعه که مي توان با شاخص هاي عيني و همچنين ذهني اندازه گيري شود (Fahey , Noland and Whelan , 2003 ).
مفهوم کيفيت زندگي يک فرصت براي قدم به عقب و در نظر گرفتن همه افراد در قبل ، حين و بعد از مداخله را فراهم مي کند. کيفيت زندگي يک مفهوم است که بافت روابط را برجسته مي کند. اين به سازماندهي پيچيدگي هاي مبهم کمک مي کند(Peruniak , Geoffrey , the promise of quality of life , 58 : 2010 ) .
– بهبود کيفيت زندگي :
چند عامل که به کيفيت زندگي کمک کرده است عبارت است از درامد خانوار ، نابرابري در آمد ، فقر و عوامل ديگر نظير بيکاري و امنيت شغلي ، تحصيلات ، سلامتي و دسترسي به بهداشت و ساير خدمات اجتماعي (Bartlett , 2010 : 156) .
يکي از عوامل مهم در بهبود کيفيت زندگي در ميان جوامع انساني استاندارد بودن محل زندگي از نظر بهداشت ، اشتغال ، محيط زيست و کالبد مي باشد ، به طوريکه رضايت از ويژگي هاي اجتماعي و اقتصادي و فيزيکي محل زندگي بر رضايت از زندگي بر رضايت از زندگي و کيفيت زندگي افراد تاثيرگذار است (Sirgy and Cornwell , 2002 : 154) .
– برنامه ريزي :
کوششي که در جهت انتخاب بهترين برنامه براي رسيدن به هدفهاي مشخص صورت مي گيرد ، برنامه ريزي گويند (شيعه ،1369 : 85 ) .
برنامه ريزي عبارت است از ايجاد هماهنگي در يک حرکت جهت دار به منظور بهره گيري از تمامي امکانات موجود براي دستيابي به سطوح بالاتر توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با در نظر گرفتن تعادل اکولوژيکي . بنابراين هدايت به منظور افزايش بازدهي و کاهش خسارت در فضاي زيستي از اهداف اصلي برنامه ريزي مي باشد ( جهاني ، 1375 : 47 ) .
– برنامه ريزي روستايي:
يک برنامه ريزي روستايي عملي است ثابت که به گونه اي آرماني تنظيم شده است و جنبه هاي گوناگوني خواهد داشت و به نحوي مطلوب داراي توازن خواهد بود ( ديويد ا.ام.لي ، استاد جغرافيا) .
برنامه ريزي روستايي تعيين يک طرح مشخص و يک الگوي صريح جهت توسعه و شکوفايي زندگي روستايي با پيش بيني و آينده نگري مسائل خاص اجتماعي و اقتصادي جهت توسعه است که نمي تواند بدون توجه به امکانات مادي و انساني موجود در روستا صورت گيرد ( مولائي ، 1379 : 44) .
– توسعه روستايي :
در نگرش هاي نوين توسعه که بر توانمند سازي جامعه روستايي و مقوله مشارکت و توسعه منابع انساني تاکيد مي شود ، توسعه روستايي را مي توان فرآيندي همه جانبه از تحولات رو به تکامل ساختارهاي شکل دهنده زندگي روستايي ناميد که منجر به ارتقاء سطح زندگي مادي و معنوي روستائيان با عنايت به مقوله پايداري مي گردد ( پژوهشکده مديريت شهري و روستايي ، 1390 : 11 ).
از چند سده اخير و با رشد پر شتاب صنعت و فناوري در جهان ، عقب ماندگي مناطق روستايي بيش تر عيان گرديده است . از آن جايي که عموما روستائيان نسبت به شهرنشينان داراي درامد کمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردارند . اقشار روستايي ، فقيرتر و آسيب پذيرتر محسوب مي شوند و از همين رو بعضا اين عامل منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نيز مي شود. علت اين امر نيز پراکندگي روستاها ، نبود صرفه اقتصادي براي ارائه خدمات اجتماعي و حرفه اي و تخصصي ، نبودن کار کشاورزي ( کم بودن بهره وري ) و محدوديت منابع ارضي ( در مقابل رشد جمعيت ) و عدم مديريت صحيح مسئولان بوده است . به همين جهت ، براي رفع فقر بهره وري آنان ، تمهيد توسعه روستايي مطرح گرديد .
در گذشته برخي مديران و سياست گزاران امر توسعه ، صرفا بر توسعه کشاورزي متمرکز مي شدند که امروزه نتايج نشان داده است توسعه روستايي صرفا از اين طريق محقق نمي شود. روستا جامعه اي است که داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه جانبه ( يعني توسعه روستايي ) است ، نه صرفا توسعه کسب و کار و نظامي به نام کشاورزي .
هر چند بايد گفت که از طريق توسعه کشاورزي موفق نيز الزاما توسعه روستايي محقق نمي شود. چون اولا فوايد توسعه کشاورزي عايد همه روستاييان نمي شود ( بيش تر عايد زمين داران ، به خصوص مالکان بزرگ مي شود ) ، ثانيا افزايش بهره وري کشاورزي باعث کاهش نياز به نيروي انساني مي شود ( حداقل در دراز مدت ) و اين خود باعث کاهش اشتغال روستائيان و فقر روز افزون آنان و مهاجرت بيش تر به سمت شهرها مي شود ( اميني ، 1384 : 13 ).
– برنامه ريزي توسعه روستايي :
برنامه ريزي توسعه روستايي استراتژي است که براي بهبود زندگي اقتصادي و اجتماعي گروه مشخصي از مردم که همان روستاييان فقيرند ، طراحي مي شود( بانک جهاني ) .
برنامه ريزي توسعه روستايي جزئي از برنامه هاي توسعه هر کشور به شمار مي رود که براي دگرگون سازي ساخت اجتماعي-اقتصادي جامعه روستايي به کار مي رود. اين برنامه ها توسط دولت و کارگزاران آنها در مناطق روستايي اجرا مي شود. اين امر در ميان کشورهاي در حال توسعه ، که دولت نقش اساسي در تلاش براي تجديد ساختمان جامعه به منظور هماهنگي با اهداف سياسي و اقتصادي خاص به عهده دارد ، اهميت بيشتري پيدا مي کند ( پاپلي يزدي و ابراهيمي ، 1385 : 53 ).

2-1 – مباني نظري
2-1-1- برنامه ريزي و توسعه منطقه اي
برنامه ريزي عبارت است از يک جريان آگاهانه که به منظور دستيابي به اهداف معين و مشخص ، انجام سلسله اقدامات و فعاليت هاي مرتبط با يکديگر در آينده را پيش بيني مي کند . برنامه ريزي توسعه منطقه اي فرآيندي است در جهت تنظيم و هماهنگ کردن برنامه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي با نيازها و امکانات محلي و منطقه اي . در اين برنامه ريزي چون مشارکت مردم نيز مطرح مي شود مي توان آن را برنامه ريزي از پايين به بالا در جهت انطباق برنامه هاي کلان با ويژگيهاي ناحيه اي دانست . در برنامه ريزي و توسعه منطقه اي برنامه ريزان بيشتر به فکر استفاده بهينه از منابع و قابليت هاي منطقه و همچنين برطرف کردن عدم تعادل هاي منطقه اي هستند . در اين برنامه ريزي ، برنامه ريزان بايد به مشخصاتي توجه کنند که يک منطقه در آينده مي تواند داشته باشد زيرا قابليت منطقه در آينده حکايت از وجود منابع براي توسعه آن مناطق را دارد . در اين صورت برنامه ريزان لازم است تا برنامه هاي خود را متناسب با قابليت ها و توانايي هاي منطقه طراحي نمايند. در تعيين محدوده هر منطقه از معيارهاي متفاوت و گوناگوني مانند منطقه جغرافيايي ، توسعه اقتصادي ، اداري ، نژادي ، اقليتي ، مذهبي ، فرهنگي ، مرزهاي سياسي و … استفاده مي شود.در برنامه ريزي منطقه اي مي توان از اجزاي کوچکتري مانند برنامه ريزي محلي که مربوط به يک محل خاصي از يک منطقه يا ناحيه مي باشد نيز استفاده کرد که در اين صورت برنامه ريزي دقيق تر خواهد شد . البته در اين برنامه ريزي احتياج به مشارکت مردمي وجود دارد ( آسايش ، 1381 : 23 ).
رسالت و هدف برنامه ريزي منطقه اي براي عمران و توسعه مناطق تحول و دگرگوني کامل و اساسي در کليه شئون زندگي اقتصادي ، اجتماعي هر منطقه در جهت رشد ، پيشرفت آباداني آن منطقه در سطوح شهري و روستايي مي باشد ( معصومي اشکوري ، 1367 : 48 ).
لازم به ذکر است برنامه ريزي منطقه اي شامل برنامه ريزي شهري و برنامه ريزي روستايي مي باشد . از آنجايي که جهت برنامه ريزي منطقه اي نياز به برنامه ريزي در سطح ناحيه داريم ، زيرا هر منطقه شامل چند ناحيه مي باشد و جهت برنامه ريزي ناحيه اي نياز به برنامه ريزي در سطح پايين تر يعني برنامه ريزي روستايي خواهيم داشت ، در اين مرحله به برنامه ريزي روستايي مي پردازيم ( عاشقي ، 1388 : 21).
2-1-1-1- برنامه ريزي روستايي
برنامه ريزي روستايي فرآيندي است پيچيده که شامل گردآوري اطلاعات و تجزيه و تحليل کردن مسائل و حل آنهاست . برنامه ريزي روستايي مثل هر برنامه ديگر اقتصادي و اجتماعي شامل سه مرحله تهيه برنامه ، اجرا و ارزشيابي است ، که هر يک از اين مراحل يک بخش مهم از فرآيند برنامه ريزي روستايي را تشکيل مي دهد ( سعيدي ، 1390 : 67).
2-1-1-2 – برنامه ريزي توسعه روستايي
واترسون توسعه روستايي را اينگونه تعريف مي کند : توسعه و عمران روستايي يک فعاليت چند بخشي مرکب است که شامل توسعه کشاورزي و اجتماعي براي هر فرد روستايي است .
همچنين از نظر جرج اکسين توسعه روستايي عبارت است از اعلام وعده ارزشمند افزايش شخصيت و اعتبار زندگي روستايي و تغيير زارع روستايي فقير به يک کشاورز مترقي و علمي و در همان حال تهيه کيفيت زندگي بهتر ، تغذيه مناسب تر و عرضه منظم و بيشتر مواد غذايي براي ساکنان شهرها و با قيمت ارزانتر .
اصولا هيچ کاري نمي تواند بدون انديشه قبلي و تعيين مشي صريح براي دستيابي به هدفي از پيش تعيين شده باشد ، با در نظر گرفتن اين اصل کلي ، توسعه مناطق روستايي نمي تواند بدون برنامه ريزي صورت پذيرد به همين خاطر برنامه ريزي و توسعه روستايي توام مي باشند ( مولائي هشجين ، 1379 : 45 ).
2-1-1-3 – نظريات توسعه منطقه اي
نظريه هاي توسعه منطقه اي به طرح هدف ها و راهبردهايي مي پردازند که در چارچوب خرد و منطق نظريه مربوط تحقق توسعه امکان پذير مي شود ( صرافي ، 1377 : 89 ) . نخستين کوشش ها براي ارائه نظرياتي در مورد توسعه منطقه اي از سوي جغرافيداناني چون کريستالر و لوش آغاز گرديد و پس از جنگ جهاني دوم نيز توسط اقتصاد داناني چون ميردال ، ايزاردو و پرو ادامه پيدا نمود ( هيلهورست ، 1370 : 11)
2-1-2 – رويکردها و راهبردهاي برنامه ريزي توسعه روستايي
2-1-2-1 – رويکردهاي فضايي – کالبدي
يکي از کاربردهاي علوم جغرافيايي در عرصه برنامه ريزي در فضاهاي محلي – منطقه اي و ملي و همچنين توسعه روستايي در حوزه مباحث کالبدي – فضايي است . البته گفتني است که اين حوزه فقط اختصاص به علوم جغرافيايي نداشته بلکه موضوعي بين رشته اي است که طيف وسيعي از علوم اجتماعي ، اقتصادي و محيطي اکولوژيک را نيز در بر مي گيرد.
توجه به ابعاد مکاني و فضايي برنامه ريزي توسعه روستايي از دهه 1970 شروع شد و تاکنون راهبردهاي متعددي در اين زمينه ارائه شده است . راهبرد مراکز رشد روستايي ، راهبرد برنامه ريزي مراکز روستايي ، راهبرد توسعه روستا – شهري و راهبرد کارکردهاي شهري در توسعه روستايي ، از مهمترين راهبردهاي ارائه شده در اين زمينه است . در برنامه هاي عمراني و توسعه روستايي در ايران چه ر قالب برنامه هاي پنج ساله و چه در چارچوب طرح هاي توسعه روستايي در سطوح ملي ، منطقه اي و محلي ، از اين راهبردها کم و بيش استفاده شده است. ( رضاني ، 1387 : 111 )
رويکرد توسعه فضايي – کالبدي روستا ، رويکرد غالب در برنامه ريزي هاي توسعه دولت در بعد ا
ز انقلاب اسلامي بوده است . اين رويکرد ساخت فيزيکي و کالبدي روستاها را متناسب با شرايط تحول و توسعه جامعه روستايي نمي داند و لازمه تحول و توسعه روستايي را تحول در ساختار کالبدي و فيزيکي آن مي داند ( جمعه پور ، 1384 : 158)
2-1-2-2- راهبرد مراکز رشد روستايي
روابط بين سکونتگاه هاي مرکزي در نواحي روستايي و با حوزه نفوذ آنها به عنوان عامل توسعه يا بازدارنده آن با توجه به نيروهاي جذب و پخش در اين نظريه تبيين گرديد. به طور خاص عوامل جذب براي کنترل و تمرکز جمعيت و فعاليت هاي اقتصادي – اجتماعي در نواحي روستايي تحت فشار و عوامل دفع به عنوان الگويي براي توسعه نواحي روستايي محروم و دور افتاده مورد توجه قرار گرفت ، البته با توجه به ابهاماتي که در فرآيند آثار جذب و پخش مراکز رشد روستايي مطرح گرديد ميزان موفقيت آن در برنامه ريزي سکونتگاه ها متفاوت بوده است . مهمترين مسئله در موفقيت مراکز رشد در نواحي روستايي اين است که چگونه سکونتگاه هاي پيراموني از تمرکز منابع در اين مراکز بهره مند خواهد شد . به هر حال ساز و کار انتقال را متاثر مي سازد ، براي مثال مشکلات عدم دسترسي کامل مي تواند مانعي براي انتشار آثار توسعه باشد و مي تواند نقض کننده اثر بخش باشد . به هر حال ، هرچند تصور وجود راهبردي که بتواند مسائل مرکز رشد را برطرف نمايد دشوار است ، اين نکته را بايد در نظر گرفت که شواهد کافي نيز در مورد موفقيت راهبرد مراکز رشد در انتشار آثار توسعه به سکونتگاه هاي روستايي وجود ندارد . ( رضواني ، 1385 : 69 )
2-1-2-3- نظريه قطب رشد
اين نظريه که ابتدا توسط فرانواپرو مطرح شد ، عمدتا با صنعت سر و کار دارد . وي معتقد بود که جوهر و اصل توسعه صنعتي به يکباره و در همه جا ظاهر نخواهد شد ، بلکه ابتدا در کانون هايي با شدت هايي مختلف ظاهر شده و از طريق مسيرهايي در نقاط معيني آغاز و پخش مي شود ، اين کانون را وي قطب رشد خواند ( جلالي ، 1370 : 32 )
پرو براي گريز از محدود کنندگي واقعيات جغرافيايي ، فضاي اقتصادي را به عنوان ميدان عمل جريانهاي اقتصادي و بطور مستقل از بستر جغرافيايي آنها تعريف کرد ، يعني به جاي فضاي جغرافيايي که از کوهها ، دشتها ، جاده ها ، شهر و روستا تشکيل شده بود ، وي ميدان نيرويي را تصور کرد که داراي مراکز ، کانونها و قطب هايي مي باشد که از آن نيروهاي گريز از مرکز منتشر شده و نيروهاي جذب مرکز به آن وارد مي گردد که مي توان آنها را به صورت بردارهايي نشان داد . اين نيروها در واقع جريانات اقتصادي هستند مانند جريان نيروي کار ، جريان حمل مواد اوليه ، جريان سرمايه و حتي مي تواند جريانهاي اجتماعي مانند حرکت دانشجويان براي تحصيل ، جريان خدمات پزشکي ، جريان اطلاعات ، جريان نوآوري و ابتکار و جريان مراجعه به مراکز فرهنگي باشد . وي تصريح مي کند که منظور او از قطب رشد کانون اين نيروها نيست ، بلکه مرکزيت رفت و برگشت جريانهاي اقتصادي است ، قطب رشد او در فضاي اقتصادي و نه در فضاي جغرافيايي قرار دارد . البته پرو قبول داشت که قطب رشد در فضاي جغرافيايي نيز بروز و عينيت مي يابد و قطب رشد موجود در نقطه هاي مختلف جغرافيايي نيز وجود دارند . ولي اين مفهوم بيشتر توسط بودويل گسترش يافت تا ابعاد جغرافيايي را نيز در بر گيرد ( جلالي ، 1370 : 35 ) .
در قطب


دیدگاهتان را بنویسید