دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت
دانشکده علوم انساني
گروه زبان و ادبيات فارسي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
عنوان:
تاثيرپذيري احمد شاملو از تاريخ بيهقي
استاد راهنما:
آقاي دکتر جهاندوست سبزعليپور
استاد مشاور:
آقاي دکتر حسين اسکندري
نگارش:
فاطمه رحيم پور سرشکه
شهريور 1392
سپاسگزاري
پس از حمد و سپاس الهي، قبل از هر سخني، شايسته است، که مراتب قدرداني خود را از استادان ارجمند اعلام نمايم.
از استاد محترم راهنما،آقاي دکتر سبزعليپور که در تدوين و تنظيم اين پايان نامه مرا ياري نمودند، نهايت سپاس و قدرداني را دارم.
و از استاد محترم مشاور،آقاي دکتر اسکندري که به اين جانب نکات ارزنده اي را گوشزد نمودند،تشکر مي‌نمايم.
تقديم به
پدر و مادرم
دو نعمت الهي که مرا با صبوري و همدلي در پيشبرد اهدافم ياري رساندند
و
برادر بزرگ وارم
که در تمام مراحل زندگي حامي م بودند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول:کليات تحقيق
1-1- مقدمه تحقيق2
1-2- بيان مسأله 4
1-3- سوالات تحقيق4
1-4- اهمّيّت و ضرورت تحقيق4
1-5- پيشينه تحقيق 5
1-6- اهداف تحقيق 5
1-7- فرضيه هاي تحقيق 5
1-8- تعريف واژه هاي مهم تحقيق6
1-9- حدود و قلمرو تحقيق 6
فصل دوم:تاثير پذيري (تعاريف ،انواع و ويژگي ها)
2-1- تاثير پذيري8
2-1-1- انواع تأثيرپذيري8
الف
2-1-2- تأثيرات ادبي – هنري8
2-1-3- تفاوت تأثيرپذيري با تقليد9
2-1-4- نمونه هايي از تأثيرپذيري شعرا از يکديگر9
فصل سوم :بيهقي و شاملو (زندگي نامه،آثار،افکارو …)
3-1- زندگي نامه بيهقي23
3-1-1- خصوصيات اخلاقي بيهقي23
3-1-2- جهان بيني بيهقي23
3-1-3- مذهب و بينش بيهقي23
3-1-4- آثار بيهقي24
3-1-4-1- تاريخ بيهقي24
3-1-4-2- محتواي تاريخ بيهقي25
3-1-4-3- سبک ادبي و نگارش در تاريخ بيهقي25
3-1-4-4- مشخصات سبکي نثر مشکان و بيهقي25
3-2-شرح زندگاني احمد شاملو28
3-2-1- آثار شاملو31
3-2-2- ترجمه هاي شاملو32
ب
3-2-3-افکار شاملو33
3-2-4- شعر و سبک احمد شاملو34
3-2-5- زبان شعر شاملو34
3-2-6- محتواي شعر شاملو35
3-2-7- قالب شعر شاملو36
3-3- شعر سپيد چيست؟36
3-3-1- ابداع گر شعر سپيد37
3-3-2- نظر شاملو درباره شعر سپيد38
3-3-3- ويژگي هاي شعر سپيد39
3-3-4- شاعران شعر سپيد39
3-3-5- قالب شعر سپيد40
3-3-6- دليل توجّه شاملو به شعر سپيد40
فصل چهارم:تاثيرپذيري شاملو از تاريخ بيهقي
4-1- تأثير کلام و پيام بيهقي42
4-2- چرا شاملو از بين اين همه نثر منثور، بيشتر به تاريخ بيهقي، پرداخته است؟42
4-3- تأثيرپذيري شاملو از ديگران43
پ
4-4- موارد تاثير پذيري شاملو از بيهقي46
4-5- برجسته سازي و هنجار گريزي47
4-5-1- هنجار‌گريزي از راه واژه آفريني48
4-5-2- هنجارگريزي واژگاني و نحوي از راه آرکائيسم 49
4-5-3- هنجارگريزي واژگاني50
4-5-4- هنجارگريزي نحوي50
4-5-5- هنجارگريزي در کاربرد واژگان کهن و باستاني (آرکائيک)50
4-5-6- هنجارگريزي در کاربرد قيدهاي خراساني و بيهقي وار56
4-5-7- هنجارگريزي از راه کاربرد صفت هاي خراساني و بيهقي وار59
4-5-8- هنجارگريزي در کاربرد حروف68
4-5-9- هنجارگريزي در کاربرد پيشوندها و پسوندها 75
4-5-10- هنجارگريزي از راه ايجاد ساختارهاي صرفي و نحوي کهن75
4-5-11- جابه جايي اجزاي جمله81
4-5-12- حذف فعل ها به قرينه82
4-5-13- کاربرد افعال به جاي يکديگر از نظرزمان و نوع فعل82
4-5-14- کاربرد فعل دعايي به شيوه گذشته83
ت
4-5-15- کاربرد فعل تمنايي به شيوه گذشته83
4-5-16- ساخت متمم با دو حرف اضافه83
4-5-17- آوردن ضماير متصل در آخر حروف ربط يا اضافه و جابه جايي آن ها84
4-5-18-کاربرد “ب” تأکيد در ابتداي فعل مثبت و منفي84
4-5-19- افزودن “مي رهمي ” به اوّل فعل ها و “ي شرطي ” به آخر فعل ها به گونه قدمايي84
4-5-20- کاربرد “يکي” به جاي “يک” به گونه قدمايي85
4-5-21- کاربرد قيد “باري ” به گونه قدمايي85
4-5-22- ضمير مشترک “خود” و قيد “هم”86
4-5-23- افزودن “الف” به آخر اسم، صفت و قيد87
4-5-24- افزودن “ک” به آخر اسم و صفت87
4-5-25- کاربرد گونه مقلوب ترکيب ها88
4-5-26- تقديم “نه” تاکيد نفي88
4-5-27- کاربرد قاعده کاهش ( تخفيف و ادغام) کلمات در يکديگر89
4-5-28- کاربرد ” اينک ” و ” اينت ” به گونه قدمايي89
4-5-29- کاربرد قيود، ادوات و حروف ربط مرکب به شيوه بيهقي در شعر شاملو91
4-6- ساختار داستان وارگي و روايت گونگي شعر شاملو به پيروي از بيهقي94
ث
4-7- موسيقي‌و‌آهنگ و تناسب شعري95
4-7-1- هماهنگي موسيقي و عاطفي96
4-7-2- کلام و زبان حماسي بيهقي و شاملو 97
4-7-3- آهنگ سرورآفرين بيهقي و شاملو 98
4-7-4- همسويي واژگاني ( ترنّم جويباري) 98
4-8-ويژگي هاي بلاغي و ادبي98
4-8-1- ايجاز98
4-8-2- استفاده از امکانات ادبي چون مجاز، استعاره و کنايه100
فصل پنجم:نتيجه گيري
نتيجه گيري103
منابع ومآخذ104
ج
فصل اول
کليات تحقيق
چکيده :
تاثير پذيري شعرا و نويسندگان از همديگر امري بديهي است که بر هيچ کس پوشيده نيست. هيچ کسي يافت نمي شود که بدون توجه به آثار گذشتگان، اثري خلق کند. شاملو يکي از اين شعرا معاصر است که تاثيرپذيري او از آثار کلاسيک به ويژه از تاريخ بيهقي در اشعارش مشهود است. شعر شاملو، شعري است بر پايه ي کهن با مضموني نو. شاملو با شگرد شگرف کهن گرايي از متون غني فارسي، بهره ها گرفته است. و به شعر خويش اقتدار و عظمت بخشيده است. با خواندن آثار شاملو مي شود به اين نکته پي برد که متون کلاسيک را مطالعه کرده و به آن اشراف داشته که توانسته است نثر کهن را در شعر نو خود به زيبايي تقليد کند و شکلي نو بيافريند.هدف از اين تحقيق،آن است که نمونه هاي بارزي از شعر شاملو و نثر تاريخ بيهقي در حوزه هاي مختلفي چون هنجار گريزي واژگاني، نحوي، ويژگي هاي ادبي، بلاغي، روايت گونگي، موسيقي و… انتخاب و آورده شده است.در اين تحقيق، ابتدا تاريخ بيهقي و اشعار شاملو مطالعه شد سپس شواهد و داده هايي که شاملو از بيهقي تاثير پذيرفته، استخراج شده است.موارد تاثير پذيري شاملو از بيهقي که در اين پايان نامه به آن پرداخته مي شود در نوزده بخش کلي است با زيربخش هاي آن. قصد ما اين نيست که بگوييم به يقين در موارد ذکر شده، شاملو از بيهقي تاثير پذيرفته، بلکه قصد ما اين است که نشان دهيم در اين موارد احتمال اين که شاملو از بيهقي تاثير پذيرفته بسيار است. و سرانجام اين که شاملو به شدت در پي تمايز زباني و سبکي با ديگران است؛ بنابراين به نثري روي مي آورد که انديشه ها را به سادگي مطرح کند.
کليد واژه ها: تاثير پذيري، بيهقي، نثر کهن،تاريخ بيهقي، احمد شاملو ،شعر سپيد
1-1- مقدمه تحقيق:
عنصر تاثيرپذيري يکي از مقوله هاي مهمّ ادبي است . همه شعرا و نويسندگان از پيشکسوتان يا پيشينيان خود تاثير پذيرفتند. تاثيرپذيري مي تواند از فرد، فردي متفکّر و پرتوان بسازد و چون با تاثيرپذيري، رجوع به گذشته و گذشتگان مي کند و با قدرت بازبيني و نوآوري ضمير ناخودآگاه را پيدا مي کند و ذهن خود را گسترش داده و اثري نو مي آفريند.
“به باور شاملو شعر سپيد از وزن و قافيه، از آرايش و پيرايش، احساس بي نيازي شايد نکند اما از آن محروم است” ( شفيعي کدکني، 1368: 168) و شاعر براي پر کردن جاي خالي وزن و قافيه، از موسيقي معنوي، دروني و گاه کناري بهره مي جويد؛ از سوي ديگر نثر بيهقي از نظرگاه هايي چون کاربرد ترکيبات و تعبيرات، شيوه ي جمله بندي و آهنگ و وزن، در شعر سپيد معاصر تاثير به سزايي گذاشته است.”او از نثر ساده که کمتر خصوصيت شعري و روح تصويري دارد به سوي نثر پرآهنگ و شکل يافته اي روي مي آورد که در آن همه چيز هم از نظر صدا و آهنگ کلمات و هم از نظر مفهوم و احساس، صاحب يک هارموني مي شود” ( براهني، 1371: 875).
شاملو با تاثيرپذيري و گاه پا گذاشتن در جاي پاي فرزانگان تاريخ و ادبيات ايران مانند بيهقي و حتي گرفتن بسياري از واژگان آنها، توانست ساختاري را در شعر معاصر به وجود آورد که شاخه اي برجسته در ادبيات است.
علت و انگيزه انتخاب موضوع به اين جهت بوده که،تاريخ بيهقي از متون تاثيرگذار برادب فارسي است و شاملو نيز از شعراي بزرگ معاصر کشور است، لازم است با نگاهي ديگر به اين دو نگريست و اين تحقيق مي تواند راهگشاي بسياري از مشکلات ادبي و مشکلات مربوط به شعر باشد.
اين پايان نامه با بررسي اشعار شاملو به نمونه هاي بارزي از تاثيرپذيري شاملو از تاريخ بيهقي در حوزه هاي مختلفي مانند هنجارگريزي نحوي، واژگاني،ويژگي هاي ادبي،بلاغي، روايت گونگي، موسيقي و … اشاره مي کند و ضمن مقايسه و تحليل آن ها درصدد آن است تا اثبات کند که چگونه شعر شاملو، صلابت، فخامت، لحن حماسي و ويژگي هاي بارز نثر بيهقي را در خود زمزمه مي کند و پاسخي است به اين پرسش که آيا مي توان علت رويکرد شاملو به شعر سپيد و تاريخ بيهقي را تحقق اين نظريه نيما دانست که شعر بايد به طبيعت نثر نزديک شود ( ثروت،36:1377).
تاکنون تحقيق جامع تحت عنوان تاثيرپذيري شاملو از تاريخ بيهقي انجام نگرفته است.
در فصل چهارم اين پايان نامه در بخش داده ها و شواهد از کتاب تاريخ بيهقي ياحقي و سيّدي و از کتاب يک جلدي مجموعه آثار احمد شاملو استفاده شده است.
فصل بندي اين رساله به اين ترتيب است پس از بيان کليات در فصل اول، در فصل دوم به تعاريف تاثيرپذيري و انواع آن، در فصل سوم به شرح زندگاني بيهقي و شاملو و آثار و افکارش پرداخته شده و در فصل چهارم داده ها و شواهد تاثير پذيري شاملو از تاريخ بيهقي همراه با تحليل و شرح آورده شده است و در پايان به نتيجه گيري پرداختيم.
1-2- بيان مسأله
تاثيرپذيري شعرا و نويسندگان از همديگر امري است که بر هيچ کسي پوشيده نيست. هيچ کسي يافت نمي شود که بدون توجه به آثار گذشتگان بتواند اثري خلق کند. اين تاثيرپذيري شعرا گاه در حد وام گرفتن چند واژه است، گاه در حد ترکيب است، گاه از صُورخيال ديگران بهره مي برد و گاه از نحو و سبک کلام کسي تقليد مي شود . در اين زمينه در ادبيات کلاسيک فارسي گاه شعرا خودشان مشخص مي کردند، که پيروسبک چه کسي هستند . مثلا شعر معروف :
مولوي: عطار روح بود و سنايي دو چشم او ما از پي سنايي و عطار آمديم
حافظ: استاد سخن سعدي است نزد همگان اما دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو
آن چه امروزه در رويکردهاي مختلف بين دو متن رايج است خود مي تواند دليلي براين باشد که تا چه اندازه تاثيرپذيري نويسندگان و شعرا از همديگر امري طبيعي و غيرقابل اجتناب است. شعر شاملو، شعري است بر پايه کهن با مضموني نو. تاثيرپذيري شاملو از آثار پيشينيان به ويژه بيهقي و حافظ به روشني آشکار است.
شاملو با شگرد شگرف کهن گرايي از متون غني فارسي – چه شعر و چه نثر- بهره ها گرفته است و به شعر خويش شکوه و رفعت بخشيده است .
1-3- سوالات تحقيق
1- آيا شاملو از شگردهاي زباني نثر کهن بيهقي در قلمرو نحوي، روايت گونگي، موسيقي، واژگاني و … به شکلي مفيد و نو استفاده کرده است؟
2- آيا احمد شاملو به عنوان برجسته ترين نماينده شعر سپيد فارسي به دنبال نثري مانند تاريخ بيهقي است؟
3- آيا مي توان علت توجه شاملو به شعر سپيد و تاريخ بيهقي را تحقق نظريه نيما دانست که شعر بايد به طبيعت نثر نزديک شود؟
1-4- اهمّيّت و ضرورت تحقيق
اين پژوهش از آن جهت که، نحوه تاثيرپذيري شاملو از متون کلاسيک فارسي به ويژه تاريخ بيهقي را مورد برّرسي قرار مي دهد و ثابت مي کند شاملو متون کهن به ويژه تاريخ بيهقي را بسيار مطالعه مي کرده، به نحوي که از مضمون و سبک آن پيروي نموده و چه بسا بسياري از واژگان بيهقي را اخذ کرده و در اشعارش احيا کرده است. با خواندن اشعار شاملو مي توان پي برد که شاملو پا در جاي فرزانگان ادبيات کهن گذاشته و نام خود را براي هميشه در ادبيات معاصر زنده نگه داشته است داراي اهميت و ضرورت است .
1-5- پيشينه تحقيق
تاکنون تحقيق جامع و گسترده اي در اين زمينه انجام نگرفته است. در اين ميان آقاي علي اصغر فيروزنيا مقاله اي درباره تاثر شاملو از بيهقي انجام دادند. که به مواردي مختصر از تاثيرپذيري شاملو از بيهقي اشاره کردند. دکتر پورنامداريان در کتابش گفته که شاملو مدت ها تحت تاثير کتاب مقدس بوده است و خود شاملو هم اعتراف مي کند که نخستين بار شعر ناب را از شاعران غرب آموخته است .
1-6- اهداف تحقيق
پس از انجام اين تحقيق، ميزان اثر پذيري احمد شاملو از تاريخ بيهقي در حوزه هاي مختلفي چون هنجارگريزي نحوي، واژگاني، روايت گونگي، موسيقي و …. آشکار خواهد شد و اين مساله باعث مي شود مقدار ارتباط ادبيات معاصر با ادب کلاسيک مشخص شود .
1-7- فرضيه هاي تحقيق
1- شاملو با ايجاد ساخت هاي تازه ي صرفي و نحوي و استفاده از کهن گرايي، به زبان خود ارزش بخشيد و آن را برجسته ساخت. يکي از ابزارهايي که بيهقي براي روايت داستان هايش انتخاب کرده، توصيف است. شاملو هم با تاثيرپذيري از بيهقي، به شعرهاي خود حالت روايت گونه مي دهد.
چون شاملو شاعر شعر سپيد است و شعر سپيد وزن عروضي ندارد . او با حذف وزن عروضي، فضاي موسيقي را بسط داد و به موسيقي نثر روي آورد و مبنا و اساس موسيقي او، متون نثر قرن چهارم و پنجم‌‌هـ . به ويژه تاريخ بيهقي بود. سخن بيهقي بدون استفاده از سجع و قافيه، داراي موسيقي طبيعي است . گاهي صداهاي کلمات و واژگان طوري کنار هم حرکت مي کنند که ناخودآگاه موسيقي آن حس مي شود و اين همان شيوه اي است که شاملو نيز در زبان خود جاري ساخته است.
2- چون شعر سپيد، شعري است که شاعر آن از موسيقي معنوي و گاه موسيقي کناري بهره مي جويد و شاملو به دليل مطالعه زياد ادب کلاسيک فارسي و به نوعي زندگي در متن آنها به زباني همانند زبان قرون سوم تا ششم هجري دست يافته است. شاملو به دنبال نثري مانند تاريخ بيهقي است که صداها، درنگ ها، تکيه ها و هماهنگي هاي آن آهنگساز باشد و به نغمه ي طبيعي زبان نزديک باشد.
3- شعرشاملو، صلابت، فخامت، لحن حماسي و ويژگي هاي بارز نثر بيهقي را در خود زمزمه مي کند، و زبان شعرش با زبان نثر بيهقي گره مي خورد و رنگ و بوي واژه ها و ترکيب هاي عبارتي کهن آن را پيدا مي کند که اندکي خشن اما جاري و سرزنده است .
1-8- تعريف واژه‌هاي مهم تحقيق
تعريف تاثيرپذيري
يکي از صفات انسان، تاثيرپذيري است. کاربرد اين صفت يادگيري، تطابق، تغيير و توسعه در انسان است که مي تواند هم مثبت و هم منفي باشد.
تعريف شعر سپيد
“شعر سپيد، معادل اصطلاح انگليسي blank verse ( در ادبيات غرب، به ويژه شعر انگليسي ) شعري که بي قافيه است اما موزون باشد. هر مصراع شعر سپيد انگليسي معمولا ده هجا و پنج تکيه دارد. اما در اين زبان عموما به هر شعر موزون بي قافيه اي شعر سپيد مي گويند …
شعر سپيد فارسي تفاوت هاي بنيادي با مفهوم غربي آن دارد . اصولا در فارسي به شعري سپيد مي گويند که نه وزن دارد ، نه قافيه ” ( انوشه، 1381: 890).
1-9- حدود و قلمرو تحقيق
در اين تحقيق، ابتدا تاريخ بيهقي و اشعار شاملو مطالعه شد و سپس شواهدي را که شاملو از بيهقي تاثير پذيرفته را از آن استخراج کرده و بعد از آن به شرح و تحليل داده ها و شواهد پرداخته شد.
فصل دوم
تاثير پذيري (تعاريف ،انواع و ويژگي ها)
2-1- تاثير پذيري:
يکي از صفات انسان، تاثيرپذيري است. کاربرد اين صفت يادگيري ، تطابق ، تغيير و توسعه در انسان است که مي تواند هم مثبت و هم منفي باشد.توانايي هاي انسان نامحدود است . انسان مي تواند با وجود تاثيرات با قدرت تخّيل خود به گذشته سفر کند و با قدرت فکر خود چيزهايي را بسازد که گذشته را زنده کند.
تأثيرپذيري مي تواند از فرد ، فردي متفکّر و پرتوان بسازد چون با تأثير پذيري، رجوع به گذشته و گذشتگان و با قدرت بازبيني و نوآوري ضمير ناخودآگاه خود را پيدا مي کند . و ديواره هاي ذهني خود را گسترش داده و اثري نو مي آفريند.هر هنرمند، نويسنده ، شاعر ، نقاش و … هميشه به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه تحت تاثير هنرمندان يا نويسندگان يا شاعران و … پيش از خود مي باشد . نويسندگان و شاعران معاصر هيچ گاه پيوند خود را با متون کهن فارسي قطع نکردند . آنان به شيوه هاي متفاوت سعي کردند با حفظ ويژگي اصلي يعني سادگي، ارتباط خود با متون کهن را به خواننده نشان دهند. تأثيرپذيري نويسنده يا شاعر از متون کهن، قدرت و خلاقيّت و جسارت او را نشان مي دهد و قطعاً در اين تأثيرپذيري کساني هستند که موفق مي شوند و کساني هم به موفقيت نمي رسند و در مرز تقليد باقي مي مانند و مشخص است اين گونه تأثيرپذيري ، ماندگار نيست و خواننده هيچ تمايلي به خواندن آثار آن فرد ندارد و زود فراموش مي شود.
2-1-1- انواع تأثيرپذيري :
1- تأثيرات ژنتيکي
2- تأثيرات محيطي
3- تأثيرات تاريخي
4- تأثيرات ادبي – هنري
موضوع مورد بحث در اين تحقيق تأثيرات ادبي – هنري است که در ادامه بررسي مي شود.
2-1-2- تأثيرات ادبي – هنري
هر نويسنده يا اديب يا شاعر يا هنرمند در ابتداي کار چون مبتدي است از پيشينيان يا پيشکسوتان خود تأثير مي گيرد.اين تأثيرپذيري، معمولاً در ابتدا راه ادبي، هنري هر فرد بيشتر نمايان است و تقريباً امري عادي و آشکار است.بديهي است يک نويسنده يا يک اديب يا يک شاعر يا يک هنرمند ( به معناي واقعي ) پس از طي زمان کوتاهي، به استعداد ذاتي خود دست يافته و از سيطره افکار و عقايد پيشکسوتان يا پيشينيان خود خارج مي شود.
اين تأثيرپذيري در افرادي که ذاتاً نويسنده ، خلّاق يا اديب يا هنرمند نبوده و بدون داشتن استعداد پا در عرصه اي از هنر مي گذارند از همان ابتداي راه به صورت تقليد نمود پيدا مي کند.
2-1-3- تفاوت تأثيرپذيري با تقليد:
تأثيرپذيري با تقليد متفاوت است . البته بعضي به اشتباه تأثيرپذيري و تقليد را يکسان مي پندارند و فکر مي کنند کساني که از يک اثر تأثير مي پذيرند صرفاً تقليد مي نمايند اما به انحاء و اشکال ديگر.
تأثير گرفتن از يک اثر، به معناي مقلّد ادبي بودن نيست . تأثيرپذيري از يک اثر بسط دهنده انديشه ي آن شاعر يا نويسنده است. اما تقليد نشانه ي ذهن بسته ي نويسنده يا شاعر است. مرز بين تأثيرپذيري و تقليد ، خلاقيت ذهني و هوش هنري هر فرد است .
کسي که تقليد مي کند خلاقيّتي از خود ندارد چون مقلّد از قالب سطحي يک اثر تبعيت مي کند، هميشه روي به گذشته دارد.اما آن که به قصد تأثيرپذيري به يک اثر رجوع مي کند اثري نو مي آفريند که بر آثار قبل از او برتري داشته باشد. و چه بسا با تأثيرپذيري، بهتر از آن شاعر يا نويسنده، در اثر خود بازآفريني و قلم فرسايي مي کند.در واقع با تأثيرپذيري، به اثر خود رنگ و لعاب تازه اي مي بخشد و اين چنين به اثر خود رنگ استقلال مي زند تا بتواند خود او نيز بر آيندگان تأثير گذارد و براي ايشان الگو باشد و همواره در گذر زمان محو و فراموش نگردد.
تمام نويسندگان و شاعران مطرح که ما آنان را مي شناسيم از گذشتگان و پيشينيان خود، تأثير گرفتند و بر آيندگان خود، نيز تأثير گذاشتند.
در ادامه به بررسي نشان دادن تأثيرپذيري شعرا، از يکديگر مي پردازيم تا ثابت شود که تأثيرپذيري، يک مقوله ي مهم ادبي است و فقط مربوط به دوره ي معاصر نيست که شاملو انجام داده باشد، بلکه شعراء بنام ما هم همين کار را انجام دادند.
2-1-4- نمونه هايي از تأثيرپذيري شعرا از يکديگر:
يکي از موارد تأثيرپذيري شعراء، تأثيرپذيري فردوسي از اشعار رودکي مي باشد .
– تأثيرپذيري فردوسي از اشعار رودکي:
هرگاه نام استاد رودکي و حکيم ابوالقاسم فردوسي را بر زبان آوريم، يک دوره ي اوج و کمال ادبيات فارسي، با تمام شهامت و بزرگي پيش نظر مي آيد
طبق برخي اسناد ابوالقاسم فردوسي، هنگام درگذشت رودکي ،نوجواني 15-20 ساله بوده است.
ولي مناسبت حماسه سراي بزرگ ( فردوسي) ،به ايجادهاي استادشعراي عجم (رودکي )، تاکنون مورد آموزش و بررسي هاي گسترده ي علمي، قرار نگرفته است . به چند دليل :
نخست: از نوشته هاي رودکي، تنها يک هزار بيت، از دستخوش روزگاران در امان مانده و اين حال، امکان نمي دهد که افراد جويا ابيات و پاره هاي همگون ،را در مقايسه بياموزند و به موضوع روشني بيندازند.
دوم اينکه، حکيم طوسي، چون آيين معمول ادبي بر تأييد و تقويت گفتارو انديشه ها، چه از زبان خويش و چه از زبان قهرمانان حماسه ،بسي اقتباس آورده ولي صاحب و گوينده ي متن، اقتباس ها را تذکر نداده است.
او مؤلفان اقتباس ها را با اوصاف نيک يادآورده و سخن آنان را يا عيناً و يا مضموناً (در داخل وزن متقارب) بيان داشته است
علت اساسي اين است که گويندگان ادبيات جديد فارسي، (پس از استيلاي عرب) بازماندگان قهرمانان شاهنامه بودند و سخن بازماندگان را اقتباس کردن نياکان خلاف تاريخ به شمار مي آيد.
با عدم ذکر مؤلف ،اقتباس خداوندگار شاهنامه ،خود را از قيد و بند تاريخ آزاد نگاه داشته و امکان استفاده آزاد، از گفتار پر مغز ادباي قرون اول هجري ( 8-10 ميلادي ) را فراهم ساخته است.
سوم اينکه، شاهنامه کتاب پرحجم و بزرگي، که تنها خواندن آن روزان و شبان زياد را مي خواهد.
– نخست با نمونه هايي از اقتباسات داناي طوس آشنا مي شويم :
نگه کن که داناي ايران چه گفت بدانگه گه بگشاد راز از نهفت
که دشمن که دانا بود به زدوست ابا دشمن و دوست دانش نکوست
يکي داستان زد برين مرد مه که درويش را چون براني زده
نگويد که جز مهتر ده بدم همه بنده بودند و من مه بدم
گهر بي هنر ناپسند است و خوار برين داستان زد يکي هوشيار
چه گفت آن گرانمايه نيک رأي که بيداد در اينست باداد پاي
بديهي است،که مرادِ صاحبِ گفتاري فوق را، بدون آگاهي ومقايسه فهميدن، امکان پذيرنيست.
“آن طرف مقايسه هم معلوم، نه تنها آثار رودکي بلکه گذشتگان و معاصرانش کم اندر کم باقي مانده اند.
همچنين مي تواند بود که مؤلف، اقتباسات دانشمندان و حکيمان پيشين، باشد.
به هر صورت فردوسي، به مناسبت هايي از رودکي و دقيقي، نام برده است که روشن کردن آن ها از وظايف يا اهميت، پژوهشگران ادب فارسي، به شمار مي آيد.
در مورد برخورد فردوسي به آثار رودکي، اين قدر مي دانيم، که حکيم طوس در داستان آوردن کليله و دمنه از هندوستان و ترجمه آن به زبان هاي پهلوي و عربي و در زمان نصر ساماني نظم در آوردن آن به وسيله رودکي را تذکر داده است.
بيت هاي ذيل شاهنامه مشهورند:
گزارنده را بيش بنشاندند همه نامه بر رودکي خواندند
بيوست گويا پراکنده را سفت اين چنين دُرّ آکنده را
بر آن کو سخن راند آرايش است چوابله بود جاي بخشايش است
حديث پراکنده بپراکند چو پوسته شد مغز جان آکند
اين ابيات از دو جهت اهميت دارد:
نخست : در آنها نظم فردوسي درباره ي برتري هاي کلام منظوم بر منثور روشن گشته است، کتاب خوب و عالي به شکل منثور هنوز ناسفته و پراکنده مي نمايد و اگر شاعر آن را سفته به رشته نظم بکشد، به در يکپارچه ي ناياب تبديل مي يابد و ابدي مي گردد، از اين لحاظ، کار رودکي در باب نظم کليله و دمنه عين کاري بود که خود فردوسي ،سراسر عمر پربرکت خويش، را وقف آن کرده است.
دوم، آن ابيات، ستايش نامه ي فردوسي بر شعر رودکي، است.
فردوسي به آثار رودکي و کار او با حسن اخلاق و توجّه مي نگريسته و اگر چنين است، تجلّي گفتار رودکي در شاهنامه به ديده مي رسد يا خير؟ پاسخ مثبت است.‌
فردوسي، جز لحظه فوق الذکر، ديگر از رودکي نام نبرده ،يادآور مي بايد شد، که دانشمنداني چون سعيد نفيسي، محمد نوري عثمان و چند ديگر از تأثير شعر رودکي به شاهنامه، سخن به ميان آورده اند (انصار، 1374 : 124- 130).
تأثير پذيري، که فردوسي از رودکي انجام داده، فقط شامل واژگان، زبان و تضمين نبوده ،بلکه فردوسي از محتواي و معني و مضمون ابيات رودکي ،هم تأثير پذيرفته و در شعرهايش اقتباس کرده است. در واقع، تأثيرپذيري يک مقوله ادبي، است نه يک قالب سطحي، که فرد از ظاهر يک اثر، تبعيت مي کند، بلکه به درونمايه اثر، توجه مي نمايد. و يک اثر نويي مي آفريند و اين قابل، ستايش و تمجيد، است.
دايره شمول تأثيرپذيري، آن قدر وسيع و گسترده است، که شعراء يا نويسندگان ،ما از شعراء يا نويسندگان خارج از کشور، خود نيز تبعيت و تأسي کردند. از اينجا مي توان دانست که تأثيرپذيري، شاهکار فرد تأثير گيرنده است، که واژه يا مضموني و … اقتباس مي کند و چه بسا خوب تر از اصل آن، بازآفريني مي کند و اثري نو مي آفريند.
– تأثيرپذيري سعدي از متنبي شاعر عرب :
حصرومحدود سازي انديشه بشري درون يک ملت، سواي ملت هاي ديگر، امکان پذير نيست.
فرهنگ بشري نيز هيچ گاه، تسليم معيارها و ملاک هاي تحميل شده ي نظام هاي سياسي نبوده است.
امروزه زبان و انديشه، فراتر از مرزها و ملّتي خاص، در ملّت ها و جوامع مختلف، که در سايه ي جهاني شدن، در حال تبديل به دهکده ي جهاني هستند، رخنه و نفوذ مي کند. کسي که با تاريخ ادبيات هاي برجسته ي جهان آشنا باشد، به خوبي مي داند، که اين تاريخ ادبيات ها در حرکتي مستمر، فراتر از مرزها و محدوده هاي جغرافياي سياسي ،حرکت کرده و به ادبيات هاي ديگري مي پيوندد، تا بر آنها اثر گذارد، يا از نتايج و ثمرات آنها خوشه چيني کند و با نقد و بازنگري در خود، آنچه را که از ديگران وام گرفته است، هضم نمايد و گونه هاي ادبي خود را اصلاح کند.
از ديرباز، اعراب و ايرانيان، به دليل هم جواري، با هم در تعامل و ارتباط بوده اند. به ويژه بعد از گسترش اسلام، که اين تعامل در بسياري از زمينه هاي فکري و ادبي توسعه يافت و دو ملّت را به هم نزديک تر کرد و به دستاوردهاي بسياري منتهي شد، به طوري که در دوره هاي طلايي تاريخ ادبيات عرب، ادبيات اثرگذاري همچون ادبيات فارسي نمي توان سراغ گرفت؛ هم چنان که در تاريخ ادبيات فارسي نيز ادبياتي اثرگذارتر ،از ادبيات عرب، نمي توان يافت.
ابوالطبيب احمد بن حسين، معروف به متنبّي، در نيمه اول قرن چهارم قمري/ دهم ميلادي مي زيسته است. او به بغداد، حلب، مصر و شيراز سفر کرد و يکي از برجسته ترين شاعران عصر خود، در ادبيات عرب، شد.
مصلح بن عبدالله ، معروف به سعدي شيرازي، در اوايل قرن هفتم قمري/ سيزدهم ميلادي در شيراز، به دنيا آمد. در جواني به عراق رفت و در آنجا درس خواند؛ پس به شام و سرزمين هاي اسلامي ديگر سفر کرد و سرانجام با کوله باري از تجربه ها و اندوخته هاي علمي و ادبي، به شيراز بازگشت و پرآوازه ترين شاعر عصر خود، و بلکه تمام اعصار ادبيات فارسي، شد.
اقامت اين دو شاعر، در سرزمين هاي يکديگر، نشان مي دهد که تعامل دو سويه ادبيات عربي و فارسي، مجال آشنايي و دانش اندوزي را براي شاعران و اديبان دو ملت، فراهم ساخته بود تا از فرهنگ و تاريخ يکديگر، بهره گيرند.
درباره پيشينه پژوهش تأثيرپذيري سعدي از متنبّي ، سه کتاب قابل اشاره است، که از اين سه، دو اثر در ايران، منتشر شده است و يکي در مصر؛ متنبّي و سعدي مأخذ مضامين سعدي در ادبيات عربي، تأليف حسينعلي محفوظ يکي از آنهاست.
مؤلف در اين اثر، ضمن شرح حال متنبّي و سعدي و وضع ديوان متبني در ايران تا اواسط قرن هشتم، اثرپذيري سعدي از اشعار متنبّي ، را بازگو مي کند.
اثر ديگر که در ايران منتشر شده، کتاب سير شعر و ادب، از دوران قبل از اسلام عرب تا پايان دوره عباسي و مقايسه افکار سعدي و متنبّي ، تأليف سيد امير محمود انوار (انوار دانش، 1380) کتاب ديگر، اثر العربي في ادب سعدي الشيرازي، تأليف امل ابراهيم است.
وي معتقد است: ” اگر چه سعدي از برخي از اشعار متنبّي متأثر بوده است؛ اما اين عيبي بر او محسوب نمي شود؛ زيرا با جان تازه بخشيدن به صورت هاي شعري، به نوآوري در آنها پرداخته است.
ديگر اينکه اثر پذيري سعدي، به شخصيت متنبّي محدود نبوده؛ بلکه توأمان از ميراث عظيم ادبيات عربي و اسلامي متأثر بوده است؛ هم چنان که اين مفاهيم قبل از متبنّي، نيز متداول و رايج بوده است ”
در آثار ديگر نيز، از جمله در کتاب چکامه هاي متنبّي ، موسي اسوار، ضمن ذکر نمونه هايي از اثرپذيري سعدي از متبنّي، مي نويسد:
“سعدي چه نظم، چه در نثر، بسياري از مضامين متنبّي را اقتباس کرده، يا از او ملهم شده و کليات او شاهد صدقي براين پروازش شيرين است ” (عسکري، 1388: 83- 87).
يکي از موارد تاثيرپذيري شعراء، تاثيرپذيري حافظ مي باشد که از پيشينيان خود تأثير پذيرفته ،و بهتر و موزون تر از اصل اوليه اقتباس شده، بازآفريني کرده است و اعجاب ما را به هنرمندي خود، واداشته است و اثري زيبا و شاهکار ادبي، به نام ديوان غزليات حافظ ، به وجود آورده است.
-تأثير پيشينيان بر حافظ:
” يکي از ابواب مهم حافظ شناسي، کند و کاو در کم و کيف تأثير سخن پيشينيان بر سخن حافظ است. اين بحث و فحص از يک سو تا حدودي اعجاب ما را به هنرمندي حافظ کاهش مي دهد. چرا که پيشينه ي بسياري مضامين و انديشه ها و صنايع و ظرائف شعري او را در آثار پيشينيان مي يابيم. ولي از سوي ديگر تعجب و اعجاب ديگري در ما بر مي انگيزد که پي مي بريم حافظ تا چه حد سخن شناس و طبعش نسبت به ظرائف آثار ديگران حساس بوده است.
چنان که به حق مشهور است، حافظ اغلب، بلکه همه مضامين يا صنايع مقتبس از ديگران را از صاحبان اصلي آن ها بهتر ادا مي کند.تصوّر نمي کنم که حافظ حتي يک مضمون مقتبس را به خوبي اصل اوليّه اش و خوب تر از آن بازآفريني و تکميل نکرده باشد.مهم اين است که آن چه خوبان در مجموع دارند،حافظ به تنهائي دارد” (خرمشاهي ،1383: 40).
شاعراني که حافظ از آنان تأثير گرفته و در کتاب حافظ نامه خرمشاهي، ذکر گرديده است به ترتيب تاريخي سنوي 17 شاعر هستند. براي جلوگيري از اطاله کلام، به چند شاعري که از آنان تأسي کرده ،بسنده مي کنم و يک بيت از هر شاعر را مي آورم و بعد بيتي از حافظ، تا وجوه تأثيرگذاري، بر ما آشکار شود .
سنايي : آنکه مستغني بد از ما هم به محتاج بود (خرمشاهي،ديوان، ص 163).
حافظ : ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
سنايي : مرد يزدان گر نباشي جفت اهريمن مباش (خرمشاهي، ص 325 ).
حافظ : مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
انوري : داني غرضم ز مي پرستي چه بود
تا همچون تو خويشتن پرستي نکنم (همان، ص 1014).
حافظ : به مي پرستي از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستيدن
انوري : نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنباني سليما، ابلها، لابلکه محروما و مسکينا
حافظ : خيال چنبر زلفش فريبت مي دهد حافظ
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنباني (همان، ص 512).
خاقاني : گيسوي چنگ و رگ بازوي بربط ببريد (همان، ص 160 ).
حافظ : گيسوي چنگ ببريد به مرگ مي ناب
خاقاني : دارم از چرخ تهي دو گله چندان که مپرس (همان، ص 543 ).
حافظ : دارم از زلف سياهش گله چندان که مپرس
نظامي : هرچه خلاف آمد عادت بود قافله سالار سعادت بود (همان، مخزن الاسرار، ص 108).
حافظ : در خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعيت از آن زلف پريشان مي کردم
نظامي : از زلف بنفشه را دهد تاب ( همان،ليلي و مجنون، ص 98 ).
حافظ : تاب بنفشه مي دهد طره مشکساي تو
عطار : همه کس طالب يارند و ليک مفلسي مست پديدار کجاست (همان،ديوان، ص 21).
حافظ : همه کس طالب يارند چه هشيار چه مست
عطار: خورشيد را ز پرده ي مشکين نقاب بست ( همان،ديوان، ص 27).
حافظ : گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن.
خواجو : بهار روي تو بازار مشتري بشکست
فريب چشم تو ناموس سامري بشکست (همان،ديوان، ص 209).
حافظ : کرشمه کُن و بازار سامري بشکنبه غمزده ي رونق و ناموس سامري بشکن
خواجو : ما به نظاره رويت به جهان آمده ايم و ز عدم پي به پيت نعره زنان آمده ايم ( همان،ديوان، ص 301 ).
حافظ : ما بدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم
سلمان ساوجي : لب و دهان ترا اي بسا حقوق نمککه هست بر جگر ريش و سينه هاي کباب ( همان،ديوان، ص 26).
حافظ : لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سينه هاي کباب
سلمان ساوجي : نظر انداز بر اين گفته که ضايع نشود گفته اند اينکه نکوئي کن و در آب انداز (همان، ديوان ، ص 141).
حافظ : مرا به کشتي باده در افکن اي ساقي که گفته اند نکوئي کن و در آب انداز
هميشه تأثيرپذيري، از همديگر شامل دو فرهنگ مشترک، نيست. گاه تأثيرپذيري شاعر يا نويسنده غربي، از شاعر يا نويسنده شرقي، است. اين ويژگي تأثيرپذيري است، که افراد با اين که از دو فرهنگ متفاوت هستند، به سوي يکديگر جلب مي نمايد و باعث مي شود که فرهنگ مادر نزد غرب شناخته شود و آشنا شوند. و شعراء يا نويسندگان، ما نزد آنان مطرح شوند و با اصالت فرهنگ شرق اُنس و خو بگيرند. يکي از موارد تأثيرپذيري غرب از شرق، تأثيرپذيري گوته از حافظ مي باشد .
وقتي به اين تأثيرپذيري توجّه مي شود شاهکار ادبي – هنري حافظ و عظمت خود حافظ بيش از پيش ، بر ما نمايان مي شود و ما ناخودآگاه به ارزش حافظ ، واقف مي شويم .
– تأثيرپذيري گوته از حافظ :
پانصد سال از روزگار حافظ گذشت، تا بالاخره گوته مانند معدودي ديگر، از انديشمندان پيش از خود، او را کشف کرد و دريافت که گنج بزرگي را پيدا کرده است.
گوته 65 ساله بود که تنها متن ترجمه شده ” ديوان حافظ ” را ديد و آن را با اشتياق مطالعه کرد. ديوان حافظ، را جوزف فون هامر ” پورگشتال ” در سال 1814 به آلماني ترجمه کرد و موجب بزرگ ترين اتفاق در علم ادبيات مقايسه اي، گرديد .
مطالعه همين برگردان، نه چندان دقيق و کامل از غزليات حافظ ، آن چنان شور و شوقي در دل گوته، سالخورده، به وجود آورد، که او را برآن داشت تا اشعاري که به شيوه اين شاعر سترگ و ژرف انديش بسرايد؛ شاعري که گوته جوهر شعر شرقي ،را در وجود او مي بيند .
گوته در آئينه مجال حافظ ، تصوير خويش را به وضوح مشاهده مي کند ،در عالم خيال اين احساس به گوته دست مي دهد، که زماني در وجود حافظ ،زندگي مي کرده است .
از اين رو ، همان گوته، که در برگردان شعر ” بي کرانه ” مشاهده مي نماييم ، حافظ را همزاد خويش، مي نامد:
تو بزرگي ؛ چه تو را نقطه پاياني نيست/ بي سر آغازي نيز ، قرعه فال به نام تو زدند / شعر تو دوار است. همچنان ستاره سيارست / مطلع و مقطع آن يکسان است / و آنچه در فاصله اين دوهمي هست عيان/ عين آنست که در اول و در پايان است / تو همان چشمه شعري که روانست که از آن نغمه شوق و سرور همچو موج از پس موج /



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید