دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته علوم سياسي
دانشکده ادبيات و علوم انساني
عنوان پايان نامه:
بررسي عوامل تاثيرگذار بر روابط آينده ايران و مصر بعد از سقوط مبارک
استاد راهنما:
دکتر صمد قائم پناه
استاد مشاور:
دکتر فاضل فيضي
نگارش:
علي قهرماني
تابستان 1392
تقدير و تشکر
“وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَي اللَّهِ الْمَصِيرُ ”
سپاس بي حد خداوند تبارک و تعالي را که گام نهادن در مسير علم آموزي را روزي اين حقير نمود و درود خدا بر پاکان و صالحان درگاهش و در درياي آفرينش حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و خاندان پاک و مطهر آن حضرت .
در اين فرصت مغتنم از اساتيد بزرگوار گروه علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي تاکستان بويژه حضرات آقايان دکتر صمد قائم پناه و دکتر فاضل فيضي که به ترتيب راهنماي و مشاوره اين طرح پزوهشي را عهده دار بودند قدر داني نموده و مراتب سپاس قلبي خود را بابت زحمات چندين ماهه در اين خصوص تقديمشان مي دارم.
همچنين لازم مي دانم از دکترحسن شمسيني غياثوند مدير گروه توانمند گروه علوم سياسي به خاطر تلاش و کوشش ثمر بخششان در اين گروه سپاسگزاري نموده برايشان توفيق بيش از پيش در اين راه مسئلت نمايم.
در انتها مراتب قدر شناسي خود را نثاردوستان ، هم کلاسي ها، همکاران و عزيزان خانواده ام که در اين مدت طولاني يار و ياورم بودند مي نمايم.
تقديم به
همسر عزيزم
فهرست مطالب
چكيده :1
فصل اول: کليات تحقيق2
1-1- مقدمه3
1-2-بيان مسئله3
1-3- پيشينه پژوهش4
1-4- سوالات پژوهش6
1-5- فرضيات پژوهش6
1-6- اهداف پژوهش6
1-7- روش تحقيق7
1-8- نوآوري تحقيق7
1-9- سازماندهي تحقيق7
فصل دوم: ادبيات تحقيق8
2-1- مقدمه9
2-2- موقعيت ژئوپلتيک (جغرافيايي) مصر9
2-3-موقعيت ژئوپلتيک ايران9
2-4- جمعيت شناسي مصر13
2-5- تاريخ مصر17
2-5-1- تاريخ سياسي مصر پس از استقلال17
2-6- نظام سياسي مصر22
2-7- احزاب مصر23
2-8- سياست خارجي مصر پس از استقلال24
2-9- عوامل عمده اثر گذار بر روابط خارجي مصر28
2-9-1- موقعيت جغرافيايي مصر:28
2-9-2- ناسيوناليسم عربي :28
2-9-3- فلسطين و اسرائيل :28
2-9-4 – گرايش به غرب :29
2-9-5- اسلام گرايي :29
2-9-6- ارتش مصر:30
2-10- نظريه همگرايي در روابط بين الملل30
2-10-1- نظريه فدراليسم32
2-10-2- نظريه ارتباطات34
2-10-3- نظريه كاركرد گرايي34
فصل سوم: روابط ايران و مصر37
3-1- مقدمه38
3-2- رابطه ايران و مصر در عهد باستان38
3-3- روابط ايران و مصر در دوران بعد از اسلام39
3-4- مناسبات سياسي تهران ـ قاهره‌ بعد از جنگ جهاني اول41
3-5- روابط ايران و مصر در دوران رضا شاه42
3-6- روابط ايران و مصر در دوران محمدرضا شاه پهلوي43
3-7- روابط ايران و مصر بعد از انقلاب اسلامي ايران47
3-8- رابطه ايران و مصر بعد از انقلاب مصر51
3-9-رابطه ايران و مصر و تحولات مصر بعد از مبارك52
3-10- رابطه ايران و مصر در دوران محمد مرسي56
3-11- روابط ايران و مصر در دوران بعد از محمدمرسي60
3-21- عوامل موثر در همگرايي ايران و مصر62
فصل چهارم: آينده روابط ايران و مصر69
4-1- اشتراكات تاثير گذار بر روي روابط ايران و مصر70
4-2- عوامل موثر بر رابطه ايران و مصر71
4-3- موانع تاثيرگذار بر روند تعامل ايران و مصر73
4-4- نقش امريكا و اسرائيل در روابط ايران و مصر75
4-5- تاثير تحولات اخير و بركناري مرسي بر رابطه ايران و مصر75
4-6- تاثير انتخابات رياست جمهوري ايران بر آينده روابط ايران و مصر79
4-7- آينده احتمالي روابط ايران و مصر81
4-8- نتيجه گيري85
4-9- راهکارها و پيشنهادات86
4-10-محدوديتها86
فهرست منابع87
چكيده :
ايران و مصر دو کشور مهم و تاثيرگذار در منطقه خاورميانه هستند. روابط اين دو کشور در دوران هاي مختلف با فراز و نشيب هاي متعددي روبرو بوده است. با توجه به اهميت اين دو کشور در منطقه و نيز تحولات اخير داخلي و منطقه اي، بررسي روابط و آينده احتمالي اين دو کشور از اولويت خاصي براي هر دو کشور برخوردار است. عوامل داخلي و خارجي زيادي روي رابطه اين دو کشور تاثير گذاشته است. بعد از برکناري حسني مبارک و روي کار آمدن محمد مرسي انتظار بهبود روابط مطرح گشت اما بعد از برکناري مرسي و روي کار آمدن دولت جديد در مصر مي بايست براي اقدامات بعدي با دقت و صبر بيشتري جلو رفت و منتظر گام هاي بعدي دولت مصر و نتايج تحولات احتمالي آينده اين کشور بود.
واژگان كليدي : ايران، مصر، تحولات مصر، حسني مبارک،مرسي
فصل اول:
کليات تحقيق
1-1-
مقدمه
ايران ومصر دو کشور با تمدن و سابقه کهن و با اهميت و پرنفوذ در منطقه خاورميانه هستند. ايران و مصر بنابر شواهد تاريخي از گذشته هاي دور با هم ارتباط داشته اند و مناسبات و تعاملات آن ها تحت تاثير عوامل متعددي قرار گرفته است. روي کار آمدن دولت هاي مختلف در اين کشورها و سياست هاي اتخاذ شده از سوي هرکدام باعث شد در دوران هاي مختلف اين دو کشور نسبت به هم رويکردهاي مختلفي داشته باشند و به اين ترتيب اکنون با توجه به تحولات اخير در مصر و سقوط مبارک و نيز برکناري مرسي مي توان انتظار داشت که تغييراتي در رابطه اين دو کشور تغييراتي اتفاق بيفتد و آينده روابط دو کشور را غير قابل پيش بيني مي سازد.
1-2- بيان مسئله
با توجه به شرايط کنوني جهان ،نحوه تعامل مصر و ايران به عنوان دو قدرت تاثيرگذار منطقه اي در خاور ميانه و شمال آفريقا مي تواند تمامي معادلات جهان را تحت تاثير قرار دهد و از اين حيث داراي اهميت شاياني است. قدرت سياسي اقتصادي و اجتماعي ايران در خاور ميانه با نفوذ گسترده اي که در ميان اقشار مختلف مسلمانان در کشور هاي مختلف و همچنين نفوذي که در ساير مناطق جهان دارد اين کشور را در عرصه منطقه اي و بين المللي حائز اهميت نموده است از سوي ديگر مصر نيز به عنوان يک کشور بزرگ عربي اسلامي از اهميت ويژه اي در منطقه برخوردار است . همسايگي مصر با رژيم اشغالگر قدس بر اهميت استراتژيک اين کشور افزوده است . تسلط مصر بر کانال سوئز و نقش آن در قاره عظيم آفريقا موقعيت ژئوپلوتيک مصر را آشکار کرده واين اهميت را دوچندان نموده است.
روابط ايران و مصر در طي سالهاي گذشته همواره با فراز و نشيب همراه بوده و در اين سير تاريخي برداشت نخبگان دو کشور از شرايط منطقه اي و بين المللي بر روند اين تغييرات تاثير گذاشته است.همچنين نفوذ قدرتهاي بين المللي نظير آمريکا در مصر بخصوص پس از مرگ ناصر و کمکهاي بلاعوض اين کشور به ارتش مصر ، موضوع رابطه با مصر را قامض و پيچيده تر از يک مسئله منطقه اي نموده است .با آغاز بهار عربي در مصر و تغييرات بنيادي در نظام سياسي و اجتماعي اين کشور و قدرت گرفتن اسلامگرايان و پررنگتر شدن مشترکات فراوان دوکشور و رنگ باختن اختلافات پيشين به نظر مي رسد فرصتي تاريخي براي ايجاد روابط نزديک بين ايران و مصر ايجاد شده است و از آنجايي که روابط ايران و مصر در عرصه بين المللي مي تواند منافع داخلي و خارجي هر دو کشور را تحت تاثير قرار دهد .
عوامل همگرايي دوکشور نظير دين مشترک، عضويت در سازمان کنفرانس اسلامي ، منافع و علايق مشترک و همچنين روي کار آمدن اسلامگرايان و بسياري موارد ديگر قابل تقويت و گسترش بوده و مي توانند با کاهش تاثير عوامل واگرايي نظير دخالت بيگانگان و بويژه آمريکا، ناسيوناليسم عربي و اختلافات ايدئولوژيک و همچنين تفاوت ديدگاه ها در خصوص مسئله فلسطين و اسرائيل ، زمينه هاي وحدت و نزديکي هرچه بيشتر اين دوکشور را بوژه در شرايط تاريخي اخير فراهم آورند.
پژوهش حاضرسعي دارد عوامل تاثيرگذار بر روابط آينده ايران و مصر بعد از سقوط مبارک را مورد کنکاش قرار دهد و پاسخي براي سوالات زيرارائه نموده و در آخر راه کارهايي جهت برقراري روابط نزديک و بهبود روابط اين دو کشور ارائه نمايد.
– آيا اساسا امکان برقراري رابطه بين ايران و مصر وجود دارد؟
– عوامل اصلي همگرايي بين ايران و مصر کدامند؟
– چه تغييري در عوامل همگرايي ايران و مصر پس از برکناري مبارک ايجاد شده است؟
– عوامل اصلي واگرايي ايران و مصر کدامند؟
– چه تغييري در عوامل واگرايي ايران و مصر پس از برکناري مبارک ايجاد شده است؟
– ايران از چه راهبردهايي مي تواند در راستاي افزايش همگرايي و کاهش واگرايي در روابط با مصر جديد در اين برهه بهره ببرد؟
1-3- پيشينه پژوهش
1. محمدرضا صارمي (1386) در پايان نامه اي تحت عنوان “بررسي عوامل همگرا و واگرا در روابط ايران و مصر از 2006-1980″ ضمن بررسي روابط دو کشور از سالهاي پيش به نقش دولتمردان ايراني از يک سو و نقش آمريکا به عنوان يک قدرت فرامنطقه اي از سوي ديگر در افت و خيز روابط ايران و مصر پرداخته است.
2. در پايان نامه ديگري تحت عنوان ” روابط ج.ا.ايران و مصر با تاكيد بر نقش ساختار نظام بين الملل 2009 تا 1979″ ضمن تاکيد بر اولويت سياسيت خارجي ايران در همکاري با کشور هاي مسلمان ، روابط ايران و مصر بعد از انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار گرفته و عوامل واگرايي و همگرايي با هدف ارائه راهکارهايي درجهت عادي سازي روابط مطالعه شده است.
3.محمد حسين هاشمي(1380) در پايان نامه اي با عنوان ” همگرايي و واگرايي در روابط ايران و مصر در دهه هاي 60 و70″ عوامل همگرائي و واگرائي در روابط دو کشور در دو دهه ?? و ?? ميلادي و براي شناخت بهتر تاريخ روابط دو کشور و برنامه ريزي براي داشتن روابط صحيح جهت تامين منافع ملي و ديني کشور را مورد بررسي قرار داده است. و در نهايت بر تاثير نقش منطقه اي و بين المللي دو کشور بر روابط ميان آنها تاکيد مي کند.
4.سيد بهنام مهردل(1387) در مقاله اي با نام ” تبيين تئوريک از روابط ايران و مصر” با بررسي پايه هاي تئوريک منازعه و همکاري در روابط بين الملل به بررسي سابقه روابط ايران و مصر پرداخته و دست آخر به اين نتيجه گيري مي رسد که عامل تعيين کننده رفتار جمهوري اسلامي ايران نسبت به مصر، فاکتورهاي عيني و مادي نبود، بلکه هنجارهايي بود که تاثير مستقيم بر منافع و هويت ايران اسلامي گذاشته بود. همچنين در مقاله ديگري تحت عنوان “ارتباطات فرهنگي ايران و مصر؛ضرورت ها و فرصت ها” (1388) با تاکيد بر مشترکات زياد بين دو کشور ودلايل اندک براي دشمني ،مباني نظري روابط را مورد کنکاش قرار داده و بستر ديني را براي توسعه روابط مهم برشمرده است و از ناهماهنگي در سياست خارجي به عنوان يکي از عوامل سردي روابط نام برده و در نهايت معتقد است با ايجاد گفتماني متمركز بر چهار حوزه ارتباطي شامل : ديني- تبليغاتي ،علمي- آموزشي ،فرهنگي- هنري و رسانه اي- محيط مجازي مي توان در بهبود روابط سياسي ايران و مصر نقش عمده اي ايفا نمود.
5. حامد عالي (1391) در مقاله اي با عنوان” تاثير روابط ديپلماتيك سياسي،مذهبي ايران ومصر بر تحولات آينده فلسطين” با در نظر گرفتن موقعيت مصر پس از بهار عربي و جايگاه استراتژيک اين مشور در مسئله فلسطين بر تاثير اين روابط بر مناسبات مربوط به فلسطين تاکيد کرده و بر برقراري هرچه سريعتر روابط با مصر پيش از نفوذ مجدد آمريکا در اين کشور ، در راستاي حمايت از فلسطين اشاره دارد.
1-4- سوالات پژوهش
سوال اصلي :
چه عواملي بر روابط آينده ايران و مصر بعد از سقوط مبارک تاثيرگذار مي باشند و آيا اساسا امکان برقراري رابطه بين ايران و مصر وجود دارد ؟
سوالات فرعي:
– آيا اساسا امکان برقراري رابطه بين ايران و مصر وجود دارد؟
– عوامل اصلي همگرايي بين ايران و مصر کدامند؟
– چه تغييري در عوامل همگرايي ايران و مصر پس از برکناري مبارک ايجاد شده است؟
– عوامل اصلي واگرايي ايران و مصر کدامند؟
– چه تغييري در عوامل واگرايي ايران و مصر پس از برکناري مبارک ايجاد شده است؟
– ايران از چه راهبردهايي مي تواند در راستاي افزايش همگرايي و کاهش واگرايي در روابط با مصر جديد در اين برهه بهره ببرد؟
1-5- فرضيات پژوهش
1- با سقوط مبارک و بيداري اسلامي در مصر امکان برقراري رابطه بين ايران و مصر وجود دارد.
2- بيداري اسلامي در مصر باعث تقويت عوامل اصلي همگرايي در روابط ايران و مصر شده است.
3-بيداري اسلامي در مصر باعث تضعيف عوامل اصلي واگرايي در روابط ايران و مصر شده است.
1-6- اهداف پژوهش
1- بررسي عوامل موثر بر برقراري روابط ايران ومصر پس از مبارک
2- بررسي عوامل موثر بر همگرايي و واگرايي روابط ايران ومصر پس از مبارک
3- ارائه راهکارهايي براي بهبود روابط در راستاي منافع داخلي و خارجي ايران
1-7- روش تحقيق
روش مورد استفاده در اين پايان نامه توصيفي تحليلي بوده و در آن تلاش خواهد شد با تبيين تعاملات گذشته بين دوکشور در سالهاي گذشته و همچنين روابط آنها بويژه در دوران پس از مبارک عوامل دخيل در همگرايي و واگرايي روابط آنها مورد تحليل و واکاوي قرار گيرد. در اين مسير از مفاهيم ، تئوريها و نظريات منازعه و همکاري در روابط بين الملل استفاده خواهد شد.
1-8- نوآوري تحقيق
علي رغم اهميت مصر در جهان اسلام و منطقه و اهميت بالاي اين کشور از لحاظ استراتژيکي و با وجود اهميت پرداختن به موضوع مصر جديد و استفاده از اين فرصت براي ايجاد روابط مستحکم که متضمن منافع مشترک دو کشور باشد ، تاکنون تحقيقي مستقل با اين عنوان صورت نگرفته است و از اين منظر اين پژوهش نو و در نوع خود بسيار حائز اهميت است.
1-9- سازماندهي تحقيق
اين پژوهش در چهار فصل تنظيم شده است که در فصل اول آن به بيان مسئله پژوهش، پيشنه واهداف تحقيق، فرضيات و پرسش هاي پژوهش، روش انجام پژوهش، جنبه نوآوري آن ذکر شده است. در فصل دوم به بررسي موقعيت جغرافيايي و اهميت مصر در منطقه، موقعيت جغرافيايي ايران در منطقه اشتراکات و اهميت اين دو کشور، تاريخ مصر و تاريخ مصر بعد از استقلال، سياست خارجي مصر و عوامل موثر بر سياست خارجي اين کشور پرداخته شده است. در فصل سوم به بررسي رابطه ايران و مصر در دوره هاي مختلف تاريخي از عهد باستان تا بعد از انقلاب مصر پرداخته شده است.
در فصل چهارم آينده رابطه ايران و مصر و عوامل و موانع تاثير گذار روي آينده اين رابطه مورد بحث قرار گرفته است و در انتها به ارائه نتيجه گيري و پيشنهاداتي براي پژوهش هاي آتي مطرح شده است.
فصل دوم:
ادبيات تحقيق
2-1- مقدمه
براي پرداختن به مسئله بسيار مهم روابط بين دو کشور ايران و مصر ابتدا ارائه تصويري کلي از مصر و آشنايي با اين کشور مي تواند در درک صحيح بحث موثر باشد . به همين دليل در اين قسمتابتدا کشور مصر بطور اجمالي معرفي شده و در خصوص جغرافيا و گذشته اين کشور به اختصار صحبت مي شود و سپس به معرفي وضعيت اقتصادي سياسي و فرهنگ مصر مي پردازيم.
2-2- موقعيت ژئوپلتيک (جغرافيايي) مصر
از ديدگاه سياسي و فرهنگي مصر يکي از مهمترين کشورها در جهان عرب و خاورميانه‌است، بسياري از شهروندان مصري به رياست سازمان‌هاي بين‌المللي ملي و منطقه‌اي رسيده‌اند و دانشگاه الازهر مهمترين مرکز مذهبي جهان اسلام در اين کشور واقع شده است.
مِصر کشوري در شمال خاوري قاره آفريقا است و در مختصات جغرافيايي??°?? شمالي ??°??? شرقي واقع شده است. در حقيقت مصر را م توان پل آسيا و آفرقا ناميد چرا که صحراي سينا که بصورت يک شبه جزيره است در آسيا قرار گرفته و بخش ديگر اين کشور در آفريقا واقع شده است. مصر از شمال به درياي مديترانه و ازشرقبهدرياي سرخ و کانال سوئز منتهي شده و از غرب با کشورليبي، از جنوب با کشور سودان و از سوي شبه جزيره سينا با اسرائيل و نوار غزه در فلسطين هم مرز است. وجود صحراي سينا که پل ارتباطي زميني آسيا و آفريقاست از يک سو و کانال سوئز که ارتباط نزديکتر شرق و غرب را ممکن ساخته است از سوي ديگر باعث شده تا مصر از موقعيت استراتژيکي بالايي برخوردار باشد.( حسيني ،1381،ص 19)
2-3-موقعيت ژئوپلتيک ايران
جمهورى اسلامى ايران، به لحاظ جغرافيايى در آسياى جنوب غربى، كه منطقه و محدوده توسعه ايران در سند چشم‏انداز افق 1404 هجرى شمسى ايران 20 ساله مى‏باشد قرار گرفته است كه شامل آسياى ميانه، قفقاز،(1) خاورميانه كوچك، خليج فارس و شبه قاره (افغانستان و پاكستان) است. قرار گرفتن ايران در اين منطقه ژئوپلتيك وژئواستراتژيك از جهان، كه محل تلاقى و راه ارتباطى اروپا به جنوب و جنوب شرق آسيا (محل زندگى بيش از يك سوم جمعيت جهان)، و پل ارتباطى ميان سه قاره اروپا، آسيا وآفريقا مى‏باشد و امكان دسترسى كشورهاى تازه استقلال يافته به آبهاى آزاد از طريق ايران را فراهم مى‏سازد، كشور عزيز ما را خواسته يا ناخواسته در متن تحولات مهم جهانى‏قرار مى‏دهد. در ذيل به برخى از جنبه‏هاى ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك، و ژئواكونوميك ايران در منطقه مى‏پردازيم:
حساسيت‏هاى امنيتى – سياسى حاكم بر منطقه، به‏ويژه نزديكى جغرافيايى ايران به اسرائيل غاصب، كه امنيت آن به لحاظ استراتژيكى براى آمريكا از اهميت زيادى برخوردار است، و همچنين موقعيت ژئواستراتژيك، جمعيت كمّى و كيفى سرزمينى، منابع سرشار انرژى، و ظرفيت‏هاى بالقوه و بالفعل رشد و توسعه ايران، كشور عزيز ما را مركز ثقل اهرم سياست خارجى قدرت‏هاى بزرگ قرار داده است، به حدى است كه حتى بى‏طرفى ايران در خصوص مسائل منطقه‏اى وبين‏المللى براى قدرت‏هاى بزرگ رضايت بخش و قانع كننده نباشد. بر اين‏اساس، با توجه به اين كه ايران در اين منطقه حساس جهانى، داراى نقش وموقعيت حساسى است كه آمريكا در عرصه سياست‏هاى استراتژيك خود در قبال خاورميانه نمى‏تواند آن را مد نظرقرار ندهد، رفتار آمريكا با جمهورى اسلامى ايران و قراردادن ايران در محور شرارت از يك طرف و انتقال خط مهار ايران توسط آمريكا از البرز به منتهى‏اليه زاگرس و در نهايت تكميل‏محاصره ايران از جهات شمال و جنوب و قرار دادن ايران در حلقه انگشترى (RoadRing) متحدان خود، بسيار قابل ملاحظه و تأمل است.(عبدالله خاني:1384) به دليل ضعف ساختار اقتصادى كشورهاى منطقه، به خصوص كشورهاى آسياى مركزى و قفقاز و عدم توانايى لازم براى همراهى با فرايند جهانى‏شدن، سرمايه‏گذارى ايران در اين منطقه موجب تأمين منافع ملى اين كشور خواهد شد.
به نظر نمى‏رسد كه توسعه يافتگى در 5 حوزه پيش گفته بدون حضور ايران به آسانى ممكن باشد. بنابراين، ايران بايد آن قدر پيشرفت داشته باشد كه امنيت، صلح و توسعه را در درون خود و منطقه پياده كند.
پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و از ميان رفتن مركزيت سياست خارجى آمريكا در بلوك شرق، موضوعاتى مانند بروز شكاف ميان آمريكا و شركاى استراتژيك آن، رويكرد مخالفت‏جويانه چين، ناتوانى آمريكا از كنترل تكثير سلاح‏هاى هسته‏اى، گرايش روسيه به اقتدارگرايى، تقليل جايگاه بى‏همتاى اقتصادى، اطلاعاتى و نظامى و همچنين ناتوانى آمريكا از ارتقاى آزادى، همگى باعث شده است كه آمريكا در سياست خارجى خود تجديد نظر كرده و منافع خود را در تعيين اولويت‏هاى سياسى خارجى جديد به منطقه آسياى جنوب غربى به‏ويژه كشور ايران متمركز كند. سرمايه‏گذارى‏هاى طولانى مدت آمريكا در سال‏هاى اخير حتى به بهاى از دست دادن اعتبار و وجهه بين‏المللى و حقوق بشرى خود در تجاوزات اشغالگرايانه به عراق و افغانستان و قلع و قمع مبارزان فلسطينى با دستان رژيم سرسپرده و نامشروع اسرائيل، بدان جهت صورت مى‏پذيرد كه ايران داراى موقعيت ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك بالايى است كه با توجه جدى به منطقه مى‏تواند در نهايت جايگاه خود را در نظام بين‏الملل ارتقا بخشيده و به عنوان يك قدرت رقيب و يا حداقل يك مزاحم جدى براى ايالات متحده آمريكا تبديل گردد.(فهيم دانش:1384)
بر خلاف دوران جنگ سرد، كه بنيان قلمروهاى ژئواستراتژيك بر اساس توان نظامى و جغرافيايى و ايدئولوژيك بنا شده بود، پس از پايان جنگ سرد به دلايل فراوان؛ از جمله هزينه بسيار بالاى تسليحات نظامى، مسائل نظامى و ايدئولوژيك، اهميت خود را در تعيين اهميت مناطق ژئواستراتژيك از دست داد و عوامل انسانى و اقتصادى جايگزين آن شد. نظر به اين كه ملاك قدرت در قرن بيست و يكم ميلادى توانمندى اقتصادى در سطح بين‏المللى است، خاورميانه و به‏ويژه منطقه خليج‏فارس به دليل داشتن اين توانمندى، از مناطق مهم ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك خواهد بود. طبيعى است ايران نيز به عنوان يكى از كشورهاى منطقه، در قرن بيست و يكم، از لحاظ راهبردى و اقتصادى، از اهميت زيادى برخوردار خواهد بود. در هر حال، بديهى است دستيابى به جايگاه هژمونيك و ايفاى نقش مؤثرتر در منطقه خليج فارس و خاورميانه، همواره يكى از اهداف سياست خارجى ايران بوده است.
آمريكا به عنوان ابرقدرت جهان در تلاش است تا از طريق به كارگيرى ديپلماسى قهرآميز، ايران را در چارچوب ساختارها و نهادهاى بين‏المللى مجبور به پذيرش هنجارهاى هژمونيك كند و اين كشور را از دستيابى به جايگاه هژمونيك در منطقه بازدارد. به دليل ماهيت نظام ايران، جهت‏گيرى سياست خارجى، موقعيت جغرافيايى حساس و اهميت استراتژيك و ژئواستراتژيك منطقه خاورميانه، نظام بين‏الملل محافظه‏كار – اعم از هژمونيك و چندقطبى – محدوديت‏هاى ساختارى شديدى را براى دستيابى اين كشور به موقعيت هژمونيك منطقه‏اى تحميل خواهد كرد(10) و اين امر يكى از چالش‏هاى عمده‏اى است كه جمهورى اسلامى ايران در تحقّق اهداف چشم‏انداز در افق 1404 با آن روبه‏رو است.
ب – جايگاه ويژه انرژى ايران در منطقه خاورميانه و درياى خزر
وابستگى پايه‏هاى اصلى اقتصاد كشورهاى توسعه يافته به انرژى نفت و گاز و نيازهاى جهانى به ذخاير معدنى و هيدروكربورى موجود از يك طرف و قرارگرفتن جمهورى اسلامى ايران در مركز بيضى استراتژيك هيدروكربورى جهان در خاورميانه و آسياى ميانه، كه منبع اصلى تغذيه انرژى جهان به شمار مى‏رود و بخش قابل توجه منابع نفت و گاز جهان را در خود جاى داده است، از طرف ديگر، موقعيت جمهورى اسلامى‏ايران را از لحاظ دسترسى و تسلّط بر منابع نفت و گاز و راه‏هاى انتقال آن، منحصر به فرد مى‏كند.
كشور ايران با دارا بودن بيش از 130 ميليارد بشكه نفت قابل استحصال و 27 تريليون مترمكعب گاز و با محاسبه ارزش ذخاير هيدروكربورى كشور )در حدود 3 هزار ميليارد دلار( و برخوردار بودن بركات الهى براى بيش از يكصد سال آينده، آن هم در حالى كه هنوز در پهنه گسترده‏اى از ايران زمين (يعنى 80%) عمليات اكتشافى صورت نگرفته است، داراى‏نعمت‏هاى سرشار الهى در منطقه، بلكه جهان است و در صورتى كه منابع هيدروكربورى كشور به درستى هدايت و مديريت شوند مى‏تواند توسعه همه جانبه كشور را به دنبال داشته و تمدن بزرگ ايران اسلامى، اين آرزوى ديرينه ملت اين سرزمين، را در دنيا شكل دهد.
ايران تنها كشورى است كه به هر دو حوزه نفت و گاز خليج فارس و درياى خزر دسترسى مستقيم دارد. (فهيم دانش:1384)
جمهورى اسلامى ايران طولانى‏ترين ساحل را در خليج فارس؛ يعنى بزرگترين منبع انرژى جهانى را به خود اختصاص داده است و در شمال نيز با حوزه نفت و گاز درياى خزر مجاورت بلاواسطه دارد. اين مجاورت و تسلط، حتى اگر درحال حاضر فوايد عملى چندانى بر آن مترتب نباشد، همچنان تعيين كننده و تأثيرگذار است.
دو سوم ذخاير ثابت شده نفت و يك سوم ذخاير ثابت شده گاز در خاورميانه نهفته است. وجود منابع عمده انرژى و نفت در خاورميانه موقعيت ايران را به حدّى ارتقا بخشيده است كه با اكثر كشورهاى همسايه، داراى علايق مشترك ژئوپلتيك مى‏باشد. منطقه خاورميانه جزو حساس‏ترين مناطق جهان است، به طورى كه قدرت‏هاى جهانى در هرسطحى كه باشند، منافع خود را در اين منطقه تعريف كرده‏اند. امروزه اقتصاد جهانى با نفت و گاز منطقه خاورميانه گره خورده است و مصرف‏كنندگان انرژى در جهان به خصوص ايالات متحده آمريكا به انرژى اين منطقه وابستگى دارند و همين وابستگى سبب شده كه منطقه خاورميانه را به عنوان علايق ژئوپلتيك خود تعريف كنند. (رحيم پور:1380)
2-4- جمعيت شناسي مصر
الف ) جمعيت مصر
مصر يکي از پرجمعيت‌ترين کشورهاي آفريقايي و خاورميانه است و بيش از ?? ميليون نفردر27 استان اين کشور زندگي ميکنند که از اين تعداد بيشتر انها در کنار رود نيل ساکن هستند. اين در حالي است که اين منطقه حاصلحيز فقط ?? هزار کيلومتر مربع يعني حدود يک بيست و پنجم مصر را شامل مي گردد. بخش عمده? اين کشور که در مجموع ? ميليون کيلومتر مربع وسعت دارد، از بيابان تشکيل شده و جمعيت پراکنده‌اي را در خود جاي داده‌است با اين حال روي هم رفته مصر از لحاظ تراكم جمعيتي يكي از پرتراكم ترين كشورهاي جهان محسوب مي گردد چرا كه تعداد 1120 نفر در هر كيلومتر مربع از خاك آن ساكن مي باشند.
تقريبا نيمي از جمعيت مصر شهرنشين هستند و بيشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره واسکندريه و همچنين ساير شهرهاي دلتاي رود نيل و حومه آنها زندگي مي‌کنند.
زبان رسمي و نوشتاري اين كشور زبان عربي استاندارد امروزي و زبان گفتاري نيز لهجه خاصّي از عربي مي باشد.
علاوه بر زبان عربي ، زبان انگليسي و به نسبت كمتري زبان فرانسه در زمينه هاي تجاري و آموزشي اين كشور مورد استفاده قرار مي گيرند.
تقريباً 90 درصد از مردم كشور مصر مسلمان مي باشند . اقليت مذهبي اين كشور را مذهب مسيحيت (قبطي) به ميزان 8 تا 10 درصد تشكيل مي دهد.
ب) اقتصاد مصر
براي درک بهتر روند تنظيم مناسبات خارجي مصر پرداختن به اقتصاد اين کشور ضروري مي نمايد.
از دير باز کشور مصر با استفاده از جلگه وسيع و حاصلخيز نيل از کشاورزي بهره برده است. امروزه بخش اعظمي از جمعيت اين کشور در چهار بخش عمده گردشگري ، کشاورزي ، صنعت و خدمات به کار مشغول هستند.
در برهه هاي مختلفي از تاريخ معاصر مصر روساي جمهور مصر تلاش کردند تا با آزاد سازي قيمت ها و حرکت به سمت خصوصي سازي راه را براي سرمايه گذاري آماده سازند . با اينحال تلاشهاي نافرجام جمال عبد الناصر و انور سادات در اين زمينه باعث شد همچنان اقتصاد مصر بصورت يک اقتصاد سوسياليستي وابسته به دولت باقي بمند و باتمام تلاشهايي که در دوره هاي مختلف براي رونق اقتصادي در مصر صورت پذيرفت ، عملا تا سال 1981 و روي کار آمدن مبارک درآمد مردم مصر از راه کشاورزي و بخش کوچکي نيز از راه کار در صنايع و خدمات بود.
کشاورزي مصر بر اساس منبع غير قابل اعتماد آب رود نيل استوار گرديده است و چنانچه اين منبع حياتي آب دچار مشکلي گردد تعداد بسيار زيادي از مردم اين کشور کسب و کار خود را از دست خواهند داد. هرگونه سد سازي بر روي نيل از سوي کشورهايي که نيل در مسير خو پيش از رسيدن به مصر از آنها مي گذرد مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به کشاورزي و ساخت و ساز هاي حاشيه اين رود عظيم وارد سازد.
پس از روي کار آمدن مبارک و ايجاد يک دوره ثبات طولاني در اين کشور سرمايهگذاران خارجي روي به سوي مصر نهادند و اقتصاد مصر رونق بيشتري گرفت . از طرف ديگر جهانگردي رشد چشمگيري نمود و مصر از اين حيث توانسط به سود سرشاري براي اقشار مختلف دست پيداکند.
گردشگري در سالهاي اخير به يکي از پر درآمد ترين بخش هاي اقتصاد مصر تبديل شده بود که البته پس حملات آمريکا به عراق و افغانستان و برخي تحرکات گروه هاي تند رو در مصر بر عليه توريست ها و اخيرا نيز پس از شروع بهار عربي در اين کشور و بي ثباتي هايي که مدت نسبتا طولاني دامنگير مصر گرديده اين درآمد تقريبا از اقتصاد مصر حذف شده است.
امسال نيز بواسطه ناارامي هاي گسترده در اين کشور درهاي اهرام ثلاثه، موزه‌ قاهره، مجموعه معابد کارناک و معبد ابوسمبل تا اطلاع ثانوي به روي گردشگران بسته است و مناطق گردشگري آسوان و شرم‌الشيخ نيز به سرعت از گردشگران خالي مي‌شوند که اين امر کاهش چشمگير درآمدهاي مصر از محل صنعت گردشگري را در پي خواهد داشت.
در سال 2011 نيز به دليل ناآرامي‌هاي مصر که به برکناري حُسني مبارک انجاميد، درآمدهاي مصر از محل صنعت گردشگري با ميزباني از 10 ميليون گردشگر در مقايسه با سال پيش از آن 30 درصد کاهش يافت و تعداد گردشگران اين کشور نيز در سال 2011 حدود پنج ميليون نفر نسبت به سال 2010 کاهش داشت.
مصر در سال 2010 با قرار گرفتن در بين 10 مقصد برتر گردشگري جهان، ميزبان نزديک به 15 ميليون گردشگر بود. صنعت گردشگري يکي از ارکان اقتصاد مصر است و حدود پنج ميليون نفر از نيروي کار اين کشور در صنعت گردشگري و صنايع مرتبط به کار اشتغال دارند.1
ديگر منبع درآمد مصر که شايد نياز به روابط خوب بين کشور هاي عربي و مصر را براي مصري ها بيش از پيش نموده است حضور نيروهاي کار مصري در ديگر کشور هاي عربي است که تاثير زيادي در اقتصاد اقشار متوسط جامعه مصر دارد. هر چند بي ثباتي هاي اخير اين حوزه از درامد مردم مصر را نيز به شدت تحت تاثير قرار داده است.
اصلاحات جدي اقتصادي از دوران مبارک در مصر آغاز گرديد . با اينحال ساختار اقتصاد مصر و بويژه بروکراسي حاکم بر اداره اين کشور و وجود فساد اداري اين روند را با دشواري مواجه ساخت.(حسيني،1373،ص81)
در دهه 90 درآمد هاي مصر در حال افزايش بود هرچند در سالهاي آخر اين ده سرعت رشد اقتصادي اين کشور کاهش پيداکرد.اين کاهش در سالهاي بعد و پس از حملات آمريکا به عراق و افغانستان بيشتر شد و مصر را از رشد 6/7 درصدي که در برنامه 20 ساله براي کشور متصور بود دورتر ساخت.2
کمک هاي بلاعوض آمريکا به مصر موضوع مهم ديگري است که در اقتصاد اين کشور از اهميت ويژه اي بر خوردار است. هرچند بخش عمده اي از اين کمک ها بصورت خريد اسلحه صرف ميشود و اين کشور را در اواسط دهه اول قرن 21 به سومين خريدار بزرگ اسلحه در ميان کشور هاي در حال توسعه تبديل کرده با اين حال باز هم مي توان اين کمک ها را براي مصر و اقتصاد اين کشور حائز اهميت دانست.( اميراحمدي، 1374،ص224).
در کنار کمکهايي که مصر به عنوان دومين کشور در جهان پس از اسرائيل از آمريکا دريافت مي کند3 از ديگر کشور ها هم با عنواوين گوناگون کمک هاي مالي به مصر سرازير مي شود. ازجمله ميتوان به کمکهاي اروپا بواسطه پروتکل بين مصر و اروپا اشاره کرد که براي کمک به بهبود وضع بهداشت و همچنين نوسازي صنايع صورت مي گيرد.(سالنامه آماري کشور،1380ص 829)
از طرفي اخيرا اتحاديه اروپا براي کمک به دولت دمکراتيک و نو پاي مصر پس از بهار عربي 5/6 ميليارد يورو بصورت وام و کمک به اين کشور وعده داده است .(اتاق بازرگاني صنايع معادن و کشاورزي تهران،30/10/1391) کويت نيز تابستان امسال 4 ميليارد دلار کمک بلا عوض براي بانک ملي و ديگر پروژه هاي مصر اختصاص داد.4امارات نيز پس از سقوط مرسي 3 ميليارد دلار بصورت وام و کمک بلاعوض به مصر کمک کرد.(خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران،19/4/1392).
البته اين کمک ها سر آغاز کمک هايي بود که از سوي کشور هاي عربي هم فکر در خصوص مصر براي اين کشور ارسال گرديد . عربستان نيز بلافاصله پس از قطر کمک هاي نقدي و غير نقدي به ارزش 8 ميليارد دلار را براي مصر بعد از مرسي تصويب نمود.(باشگاه خبرنگاران ،18/4/1392).
يکي ديگر از منابع اقتصادي مصر ،معادن و ذخائر نفت و گاز اين کشور است .بر آورد هاي سال 1998 در اين زمينه 3.8 ميليارد بشکه نفت خام و 6/27 تريليون فوت مکعب بودکه از اين ميزان در سال 2001 بيش از يازده هزار تن گاز از اين منابع استحصال گرديده است. و اين رقم در سالهاي کنوني رو به رشد بوده و بنا بر آمار شرکت بي پي، مصر با داشتن 4 ميليارد و 500 ميليون بشکه نفت خام، ششمين دارنده ذخاير بزرگ نفتي آفريقا و با داشتن 78 تريليون فوت مکعب ذخاير گازي، سومين دارنده ذخاير بزرگ گازي اين قاره به شمار مي‌رود.(پايگاه خبري بولتن نيوز، 18بهمن 1391)
تا پيش از سقوط مبارک صادرات عمده مصر به اروپا شامل نفت ، توليدات کشاورزي و پارچه بود و عمده شرکاي اين کشور عبارت بودند از فرانسه ،انگلستان ايتاليا و آلمان.نا آرامي هاي اخير در مصر اقتصاد اين کشور را به شدت آسيب پذيرکرده و باعث گسترش بيکاري در اين کشور گرديده و بسياري از شرکتهاي خارجي از جمله جنرال موتورز، شل و اورانژ فرانسه با ترديد به آينده فعاليت هايشان در مصر مي نگرند.5
ديگر حوزه در آمدي مصر عوارض عبور از کانال سوئز است که البته ان هم به شدت تابع تغييرات سياسي در جهان است . به عنوان نمونه در سال 2001 و پس از حمله آمريکا به افغانستان تردد در اين کانال به شدت کاهش يافت و اين خود درآمد مصر را متاثر ساخت.
با اين حال كانال سوئز پس از توريسم، دومين منبع درآمد دولت مصر است. دولت مصر بابت عوارضي كه از كشتي هاي عبوري از كانال دريافت مي كند تا كنون ميلياردها دلار عايدي داشته است. براي مثال در سال 2007 دولت مصر 4 ميليارد و 600 ميليون دلار از اين كانال درآمد داشته است.6
البته با اجراي طرح هاي توسعه بر روي اين کانال و پيرامون آن مصر اميدوار است به درآمد 100 ميليارد دلاري از محل عوارض عبور کشتي ها از اين کانال دست پيدا کند.(خبرگزاري جمهوري اسلامي 25/2/1392)
2-5- تاريخ مصر
مصر داراي يکي از قديم ترين تمدن ها در جهان است که از حدود ? هزار سال پيش از ميلاد وجود داشته و آثار باقي مانده از عصر فراعنه گواهي بر اين مطلب است. در اسطوره‌هاي سامي محل برآمدن پيامبراني مانند يوسف و موسي را در همان دوران و در سرزمين مصر آورده اند.
دولت قديم اين کشور در سال ??? قبل از ميلاد به دست ايرانيان سقوط کردو در دو دوره هخامنشي و ساساني مدتي به عنوان بخشي از ايران به شمار مي رفت.در 332 قبل از ميلاد اين کشور توسط اسکندر اشغال گرديد و در سال 30 پيش از ميلاد روميها بر اين سرزمين حاکم شدند. پس از اسلام و در سال 19 هجري و در زمان خليفه دوم عمر اين کشور توسط مسلمانان فتح شد و به نوعي تا سال 1517 ميلادي در دست حکومتهاي اموي و عباسي و فاطمي هاي مصر بود. در اين سال امپراطوري عثماني مصر راضميمه خاک خود نمود .حضور طولاني مدت عراب باعث شد تا زبان عربي در اين کشور گسترش يابد و در اسلام نيز کم کم به دين رسمي مردم اين کشور بدل شد.
در سال 1898 اين کشور شاهد حمله ناپلئون بود و پس از آن در 1805 ميلادي محمدعلي پاشا از سوي دولت عثماني حکومت اين کشور را به عهده گرفت .
2-5-1- تاريخ سياسي مصر پس از استقلال
همانطور که اشاره شد مصر از سال 1517 به عنوان بخشي از امپراطوري عثماني شناخته مي شد و با وجود کشمکشهايي که گه گاه وجود داشت اين مسئله تا سال 1881 ادامه داشت تا اينکه در اين سال انگلستان اين کشو را به اشغال خود درآورد. و تا سال 1892 مصر به عنوان يکي از مستعمرات انگليس محسوب مي گرديد. در اين زمان جنبش هايي براي استقلال در مصر فعال شدند . در سال 1914 مصر از مستعمره به کشور تحت الحمايه انگلستان بدل شد و تا سال 1922 اين مسئله هم چنان پابر جا بود تا اينکه در سال 1922 از تحت الحمايه گي انگلستان خارج شد و به همت حزب وفد به رهبري سعد زغلول عملا مستقل گرديد ودر سال 1936 نخست وزير ملک فاروق انگلستان را وادار به به پذيرش استقلال رسمي مصر نمود.
بر اساس قرار دادي که در 26 اگوست 1936 بين انگلستان و مصر به امضا رسيد مصر از اشغال انگليس رها گرديد ولي کنترل کانال سوئز همچنان دست انگليسي ها باقي ماند. جنگ اعراب و اسرائيل و شکست مصر در اين جنگ و همچنين وجود فساد در ميان افسران و کارمنداد بهانه اي شد تا در سال 1952، يک گروه از افسران ارتش موسوم به “افسران آزاد” بر ضد حکومت دست به کودتا زدند و ژنرال محمد نجيب به عنوان نخستين رئيس جمهور مصر انتخاب شد.
دو سال بعد يعني در سال 1954 يکي ديگر از افسران بلند مرتبه که در کودتا نيز شرکت داشت به نام جمال عبدالناصر به رياست جمهوري رسيد . وي به عنوان يکي از با نفوذ ترين روساي جمهور مصر نقش مهمي در ملي کردن کانال سوئز بازي کرد و در جريان اين تلاش در برابر فشار هاي انگلستان و اسرائيل و همچنين کشور فرانسه ايستادگي نمود.(کديور،1373ص24-20)
جمال عبدالناصر به لحاظ روحيه ناسيوناليستي خود در بين عرب ها مشهور مي‌باشد. نهضت پان‌عربيسم ناصر که بعد از او پايه گذارشد، در دهه‌هاي???? و???? طرفداران زيادي داشت و هنوز هم بعد از سالها از مرگ او بين عرب هاي طرفدار دارد. از اقدامات مهم سياسي او مي‌توان به جنگ شش روزه عرب ها و اسرائيل و توافقنامه کانال سوئز نام برد. جمال عبد الناصر بر اثر سکته قلبي در سال 1970درگذشت.
از ديگر اقدامات مهم و موثر جمال عبدالناصر مي توان به گرايش به وحدت عربي و استعمار ستيزي، حمايت از جنبش هاي آزادي بخش و بنيانگزاردن جنبش عدم تعهد، اجراي قانون اصلاحات ارضي و ساختن سد بزرگ آسوان اشاره نمود.
شش سال پس از کودتا، و در سال 1958 مصر به همراه سوريه و يمن دست به تاسيس يک جمهوري عربي واحد زدند که اين اتحاد تا سال 1961 دوام داشت ولي بروز اختلافات متعدد باعث ازهم پاشيدن آن گرديد. (ازغندي ،1374، ص104).
پس از جمال عبد الناصر انور سادات از سال 1970 تا 1981 رياست جمهوري مصر را به دست گرفت. وي با توجه به اين واقعيت که ارتش و دولت در مصر آن روز و از زمان کودتا تا دوران خود وي درحقيقت يک ماهيت واحد داشته و در حقيقت تمامي امور بوسيله ارتش و کساني که در کودتا شرکت داشتند تعيين مي گرديد، کوشيد تا نقش ارتش در امور اجتماعي کم رنگ تر شده و سياست را مستقل از ارتش نمايد.اين مسئله به محبوبيت وي در مصر منجر گرديد . با اين حال وي نيز در پي رژيمي اقتدار گرا بود و کشور را بصورت تک حزبي اداره مي کرد7 . مجلس و قوه قضاييه عملا در اختيار او بودند. با اين حال سياستهاي پوپوليستي و ناسيوناليستي جمال عبدالناصر او را به چهره اي محبوب در مصر تبديل کرده بود.
انور سادات در سال 1978 با امضاي قرار داد صلح



قیمت: تومان


پاسخ دهید