دانشگاه تهران
دانشكده علوم اجتماعي

بررسي مشاركت روستاييان درتوسعه كشاورزي
(مطالعه موردي در استان كردستان)
استادراهنما:دكترمصطفي ازكيا

استادمشاور:دكترمنصوروثوقي
نگارش: سليمان قادري
رساله براي دريافت درجه كارشناسي ارشد دررشته جامعه شناسي توسعه روستايي
بهمن 1383
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده
1- فصل اول………………………………………………………………………………………………………………1
1-1- طرح تحقيق:
مقدمه
بيان مسأله
سوال اساسي تحقيق
اهداف تحقيق
اهميت و ضرورت تحقيق
2- فصل دوم……………………………………………………………………………………………………………………….16
آشنايي با منطقه مورد مطالعه
2-1- معرفي استان کردستان
2-2- معرفي شهرستان مريوان
2-3- معرفي روستاهاي مورد مطالعه
3- فصل سوم……………………………………………………………………………………………………………36
3-1- ادبيات تحقيق:
3-1-1- ادبيات نظري
3-1-2- ادبيات تجربي
4-فصل چهارم……………………………………………………………………………………………………….. 84
4-1- روش تحقيق:
4-2- جامعه آماري
4-3- حوزه تحقيق
4-4- روش مطالعه
5- فصل پنجم……………………………………………………………………………………………………………………104
5-1- تجزيه و تحليل داده‌ها:
6- فصل ششم…………………………………………………………………………………………………………………..132
6-1- نتيجه‌گيري و پيشنهادات
پيوست‌ها…………………………………………………………………………………………………………………………….143
– نامه کشاورزان جامعه مورد مطالعه
– نظام هاي بهره‌برداري
– نمونه پرسشنامه
منابع…………………………………………………………………………………..163
چكيده انگليسي…………………………………………………………………………………168
عنوان انگليسي…………………………………………………………………………………172
چكيده:
با توجه به اين كه ايران در اقليم خشك و نيمه‌خشك قرار دارد، استفاده‌ي اقتصادي از عامل آب نقش مهمي در توليد محصولات كشاورزي دارد. دولت در اجراي سياست‌هاي برنامه‌ي دوم توسعه پروژه‌هايي را به منظور ترويج روش‌هاي جديد آبياري در مناطق مستعد كشاورزي به مورد اجرا مي‌گذارد. يكي از اين پروژه‌ها اجراي آبياري تحت فشار در بخشي از اراضي كشاورزي چهار روستاي مرزي در شهرستان مريوان از توابع استان كردستان است. اين پروژه جهت آبياري 304 هكتار از اراضي با حمايت دولت در سال1375 آغاز مي‌شود و در سال1377 به پايان مي‌رسد و جهت مديريت و بهره‌برداري از آن به شركت تعاوني توليد روستايي واگذار مي‌شود، اما كشاورزان پس از مدت اندكي در استفاده از پروژه استقبال نمي‌كنند و مشاركتي در نگهداري از تأسيسات، تجهيزات و مسايل مالي آن با همديگر نمي‌كنند. اين مسأله تبديل به معضلي اقتصادي و مالي براي كشاورزان، مديران شركت و سازمان‌هاي دولتي در منطقه مي‌شود. اين مطالعه موضوع مذكور را از ديدگاه جامعه‌شناسي و بر اساس ديدگاه ساختي مورد بررسي قرار داده است، سؤالات اوليه‌اي كه درباره‌ي مسأله‌ي مذكور مطرح گرديد، عبارت بودند از:
1. آيا بين عوامل درون‌گروهي از قبيل سنخيت فكري (گرايش آن‌ها به پديده‌هاي نو وكارهاي جمعي و تعاوني)، سنخيت اقتصادي و اجتماعي كشاورزان با مسأله عدم مشاركت آن‌ها در بهره‌برداري از سيستم آبياري جديد ارتباطي وجود داشته است؟
2. آيا بين عوامل برون‌گروهي از قبيل معايب فني، اقتصادي و اجتماعي سيستم آبياري جديد و مسأله عدم مشاركت در بهره‌برداري از آن ارتباطي وجود داشته است؟
3. آيا بين فرآيند و نحوه‌ي پذيرش سيستم توسط كشاورزان و مسأله‌ي عدم مشاركت در آن ارتباطي بوده است؟
4. آيا نوگرايي عملي و مشاركت عملي كشاورزان در زمينه‌ي امور عمومي روستا و فعاليت‌هاي كشاورزي بر مشاركت در بهره‌برداري از سيستم آبياري جديد تأثير داشته است؟
5. آيا اشتغال كشاورزان در فعاليت‌هاي غيركشاورزي بر مسأله‌ي عدم مشاركت آن‌ها در استفاده از سيستم آبياري جديد مؤثر بوده است؟
اين تحقيق براي پاسخ به سؤالات مذكور، موضوع را از طريق پرسشنامه‌ي همراه با مصاحبه يا به اصطلاح به روش پيمايشي مورد بررسي قرار داد.
جامعه‌ي آماري 218 كشاورز بود كه از طريق فرمول كوكران 141 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گيري طبقه‌اي انتخاب شدند.
آزمون‌هاي آماري مورد استفاده عبارت بودند از: ضريب همبستگي پيرسون، كاي اسكور، تحليل عامل، رگرسيون چند متغيره و تحليل مسير.
واژه‌هاي کليدي عبارتند از: مشارکت، سنخيت فکري، سنخيت اجتماعي، سنخيت اقتصادي، معايب پروژه و فرآيند پذيرش.
نتايج مطالعه
نتايج به دست آمده از مطالعه به دو بخش توصيفي و استنباطي تقسيم مي‌شود كه در زير به طور خلاصه به هر يك از آن‌ها اشاره مي‌كنيم.
الف) نتايج توصيفي
1. اكثريت كشاورزان مورد مطالعه همگني‌شان در بعد گرايش فكري به پديده‌ي مشاركت و تعاون زيادومثبت بوده است، اما در بعد اجتماعي و اقتصادي سنخيت‌شان درسطح پايين بوده است.
2. از مجموع شاخص‌هاي مربوط به عوامل برون‌گروهي يا به عبارت ديگر معايب سيستم آبياري جديد، داده‌ها اين را نشان مي‌دهد كه اغلب كشاورزان مهم‌ترين و بيشترين معايب سيستم را در بعد اقتصادي دانسته و اصلي‌ترين مشكل اقتصادي آن را هم در خصوص تأمين هزينه‌ي اجراي پروژه و بازپرداخت تسهيلات بانكي اعلام كرده‌اند.
3. حدود 90% از كشاورزان مشاركتشان در فرآيند به كارگيري سيستم آبياري جديد به مراحل قبل از اجراي آن برمي‌گردد، به عبارت ديگر تنها حدود 10% از كشاورزان با اراده و تصميم خود با اجراي سيستم موافق بوده‌اند.
4. اغلب كشاورزان مورد مطالعه در صحنه‌ي زندگي اجتماعي در روستا عملاً گرايش پاييني به مشاركت با هم داشته‌اند و در فعاليت‌هاي كشاورزي نيز گرايش پاييني به استفاده از شيوه‌ي جديد توليد داشته‌اند.
5. درآمد و اشتغال اغلب كشاورزان مربوط به فعاليت‌هاي كشاورزي بوده است.
6. حدود 80% از كشاورزان در اجرا، به كارگيري و نگهداري از سيستم جديد آبياري مشاركت كمي با هم داشته‌اند.
ب) نتايج استنباطي
1. سنخيت فكري كشاورزان با دو زمينه‌ي نوگرايي فكري و مشاركت ذهني تأثير نسبتاً قوي‌اي بر ميزان مشاركت آن‌ها در اجرا و بهره‌برداري از پروژه‌ي آبياري داشته است.
2. سنخيت اجتماعي و اقتصادي كشاورزان ارتباطي با مسأله‌ي عدم مشاركت در اجراي پروژه نداشته است.
3. بين نوگرايي عملي و مشاركت در اجراي پروژه رابطه‌ي مثبت و معناداري وجود داشته است.
4. بين مشاركت‌جويي عملي كشاورزان در امور عمومي روستا و مشاركت در بهره‌برداري از پروژه همبستگي نسبتاً قوي‌اي وجود داشته است.
5. معايب فني و اجتماعي سيستم آبياري جديد تأثيري بر مشاركت در اجرا و بهره‌برداري از آن نداشته است.
6. بين معايب اقتصادي سيستم آّبياري جديد و مشاركت در اجرا و بهره‌برداري از آن رابطه‌ي معكوسي وجود داشته است.
7. بين فرآيند پذيرش سيستم جديد آبياري و مسأله‌ي عدم مشاركت در استفاده از آن رابطه‌ي معناداري وجود داشته است.
نتيجه‌ي كلي:
بر اساس دستگاه رگرسيوني و آزمون تحليل مسير از مجموع عواملي كه به عنوان متغير مستقل به كار گرفته شده‌اند در يك ارتباط چند جانبه تا 37% بر متغير وابسته (عدم مشاركت در استفاده از پروژه) تأثير علمي داشته‌اند اين عوامل به ترتيب اهميت و ميزان تأثير عبارتند از: سنخيت فكري، فرآيند پذيرش، نوگرايي عملي و سنخيت اجتماعي.

فصل اول
(طرح تحقيق)

مقدمه
واقع شدن ايران دراقليم خشك ونيمه خشك واهميت تحقق امنيت غذا يي براي كشور ايجاب ميكند كه براي استفاده بهينه ازمنابع پايه كشاورزي روشهايي رابايدبكاربرد كه درعمل مؤثروكارآمدبوده وضرورتاًمتناسب با وضعيت اجتماعي واقتصادي اجتماعات موردهدف باشند واين روشها همواره دربخش جدايي ناپذيرسياستهاي توسعه ملي جاي گيرندمسلماًَهركشوري به فراخور اهداف ،ايدئولوژيها،منابع وروشهاي موردعمل رويكردخاصي رادرتوسعه عمومي خوددنبال ميكندبراي مثال درايران دردومقطع زماني قبل وبعدازانقلاب اسلامي سياستهاي متفاوتي درموردتوسعه جامعه روستايي اعمال شده است بطوريكه دربعدازاصلاحات ارضي دهه40دولت وقت به تأسي ازديدگاه رشد، مدرن كردن شيوه زندگي وتوليدرا بعنوا ن هدف اصلي درتوسعه جامعه روستايي تلقي مي نمودامادربعدازانقلاب كه با يك دهه بدون برنامه مواجه بودديدگاه سياسي وايدئولوژي اسلامي وانقلابي سبب آن شدكه جامعه روستايي بعنوان نماد محروميت تلقي ودراولويت خدمات دولتي قرارگيرددردهه دوم كه بااثرات هشت سال جنگ باعراق وادامه تحريم هاي اقتصادي همزمان بوداولين برنامه توسعه تدوين ميگردد دراين دوره ديدگاه وماهييت برنامه درموردتوسعه كشورهمان مفهوم رشديابه اصطلاح اقتصادي ديدن توسعه بوده است وبر همين اساس محور استقلال اقتصادي دررشدكشاورزي ديده ميشوددر برنامه هاي دوم وسوم كه متأًثرازتجربيات برنامه اول است ديدگاه اصولي تري مبني بررشدموزون كليه بخشهاي اقتصادي اجتماعي اتخاذ ميگردد درتحليل موجز ازاين تغييرات ميتوان اينگونه اظهار نظركردكه گرچه فرآيند برنامه هاي توسعه دربعدازانقلاب از لحاظ تئوري حاكي ازروندي تكاملي بوده است اماتحقق اهداف پيش بيني شده بدليل تأخيردراجرا يا عدم انتخاب مكا نيسم مناسب بسيارپرهزينه بوده است بطور مثال به منظورحفظ منابع پايه دركشاورزي توصيه هايي ازطريق برنامه هاي ارشادي توسط دولت به كشاورزان وديگر فعالان اين بخش شده است برخي ازاين توصيه هاعبارتند از: به آيش گذاشتن زمين زراعي،شخم زدن صحيح زمين،رعايت فصول وزمان مناسب براي كشت وزرع،مبارزه باآفات ،تناسب اقليم ومحصول ، استفاده ازشيوه هاي نوين آبياري و…روشن است كه بكارگيري اين روشها هنگامي عملي خواهد شدكه منطبق برمناسبات اجتماعي وحقوقي هرمنطقه ازكشورباشد تجربه توسعه كشاورزي دركشور نشان ميدهد كه برنامه هاي اجرا شده عمدتاً با ديدگاه فني و صرفه اقتصادي تهيه واجراشده اندغلبه چنين ديدگاهي بر ذهن متوليان توسعه روستايي وكشاورزي چنان است كه شرط اساسي درپذيرش وتأمين اعتبارپروژه ها همان اصل اقتصادي بودن آنها است تسلط چنين ديدگاهي بر اقتصاد بخش كشاورزي عدم موفقيت بسياري ازپروژه هاي اجراشده رابه همراه داشته است اين ناكامي هاكه درفعاليتهاي گروهي وعمومي در مقايسه با فعاليتهاي انفرادي بيشتر بوده است اين قضاوت رابه ذهن متبادر ميكندكه در امر برنامه ريزي واجراي برخي از پروژه هاي عمراني وتوليدي در سطح جامعه پيچيده وظاهراًساده روستايي نگرش سيستمي يا به اصطلاح همه جانبه اعمال نشده است وچنين پنداشته شده است كه موفقيت پروژه اي واحددر يك منطقه خاص جغرافيايي ،اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي باهمان نتيجه قابل تعميم وعمل به ساير مناطق روستايي است همچنانكه گفته شداين مسأله ناشي ازناديده گرفتن تفاوت بسترهاي اجتماعي وفرهنگي حوزه عمل پروژه هاي اقتصادي است تجربه فعاليت هاي توسعه كشاورزي حاكي از آن است كه حوزه هاي مختلف فرهنگي وجغرافيايي جوامع روستايي در مقابل پروژه هاي عمراني وشيوه هاي جديد توليد واكنش متفاوتي از خود نشان داده اندبطوريكه نه تنها نميتوان علت مشابهي براي موفقيت پروژه هاي واحد تصور نمود بلكه عدم موفقيت آنها را نيز نميتوان ناشي از علت واحد دانست از مصاديق اين مسأله ميتوان به عدم موفقيت يكي از پروژه هاي تأمين آب كشاورزي دريكي از مناطق حوزه فرهنگي وجغرافيايي استان كردستان اشاره نمود اين عدم موفقيت كه در واقع ميتوان آن را مشكل توسعه در معناي عام ومشكل توسعه كشاورزي در معناي خاص تلقي نمود موضوع اين مطالعه بوده وبر آن است تا از اين طريق عوامل مرتبط بامسأله دريك چارچوب علمي مورد بررسي قرار گيرد.
بيان مسأله
شركتهاي تعاوني توليد درايران يكي ازشيوه هاي نظام بهره برداري از زمين محسوب ميشوند که براساس قانون تعاوني كردن توليد هدف از تشكيل آنها بهره برداري بهتر ازمنابع آب وخاك،افزايش سطح كشت وتوليدات كشاورزي،تعاوني شدن توليدويكپارچه كردن اراضي بوده است با اينكه دراين قانون براي ايجادانگيزه وجبران عطش سالهامحروميت ناشي ازروابط نابرابر دوران ارباب-رعيتي ،مالكيت كشاورزان بر روي زمينهاي بدست آمده از اصلاحات ارضي محفوظ ميماند اما امور توليدي به موجب قانون مذكور ميبايست بطور دسته جمعي يا به اصطلاح به شيوه تعاوني رسمي انجام گيرد دولت براي تحقق اين هدف خدماتي را ازقبيل امورمهندسي كشاورزي،آموزشي ومديريتي را به اين تعاونيها عرضه داشت علاوه بر تبعات دخالت دولت درفعاليت اين تعاونيها مشكلاتي از قبيل:ضعف قوانين ،كمبودسرمايه ومهاجرت افراد صاحب نسق سبب ايجاد نارسايي جدي در مشاركت گروهي وكار جمعي روستاييان عضوبوده است يكي ازمسايل مبتلابه مشاركت دراين تشكل ها موضوع تأمين آب مشترك زراعي است مسلماً همكاري روستاييان درخصوص بهره برداري از آب زراعي به تناسب شرايط محلي نمود متفاوتي دارد موردي از اين نمود متفاوت موضوع اين مطالعه است كه لازم است پيرامون سابقه آن توضيحات مختصري داده شود.به دنبال تاكيدبرنامه دوم توسعه اجتماعي،اقتصادي وفرهنگي كشوربه منظورترويج وكاربردروشهاي نوين در توليد محصولات كشاورزي واستفاده بهينه از ماده
——————————————————-
1- شركتهاي تعاوني توليد از تشكلهاي رسمي يابه اصطلاح غيرسنتي هستند كه براساس قانون تعاوني كردن توليد كه درسال 1349به تصويب رسيده است ايجاد شده اند.
حياتي آب، پروژه هاي متعددي براي تأ مين آب اراضي كشاورزي استانهاي مستعد كشور به مورد اجرا گذاشته ميشوديكي از اين پروژه ها اجراي تكنولوژي آبياري تحت فشاردراراضي كشاورزي متعلق به چهار روستاي مرزي در شهرستان مرزي مريوان از توابع استان كردستان است بااينكه آب موردنياز اراضي مذكوردرقبل ازاجراي پروژه جديد ازطريق چاههاي محفوره تأمين مي شده است اماكارگزاران دولت با هدف ترويج سيستم آبياري جديدوتقبل بخشي از هزينه هاي اجرايي شركت تعاوني توليد منطقه را به اجراي اين سيستم برمي انگيزانندعمليات اجرايي پروژه ازسال1375 به مديريت شركت مهندسي آب وخاك و نظارت سازمان كشاورزي استان كردستان آغاز ميشود وبا صرف دو سال زمان به اصطلاح سازندگي در سال 1377 به مديران شركت تعاوني توليد تحويل ميگردداين پروژه كه براي آبدهي 364 هكتاراز اراضي كشاورزي متعلق به 218 بهره برداردرسطح چهار روستا ي مرزي سعدآباد،برده رشه وبيلو به اجرا درآمده بود به لحاظ تأثيري كه در توليد داشت تصور بر استقبال بدون قيد وشرط از آن بود اما اكنون علي رغم سپري شدن پنج سال از زمان خاتمه آن هنوزاز سوي كشاورزان مورد بهره برداري قرارنگرفته است اين مسأله نه تنها سبب عقيم شدن سرمايه گذاري هاي انجام شده گرديده است بلكه محدوديتهايي رانيز درمورد رفع تعهدات مالي وحقوقي شركت تعاوني در مقابل دولت فراهم نموده است ماهيت جمعي اين مسأله اقتضا مي كرد كه بانگاهي غيرفني يا به عبارتي ازمنظر جامعه شناسي اقتصادي به آن نگريسته شودورشكستگي مالي پروژه آبياري تحت فشارناشي از عدم مشاركت كشاورزان در بهره برداري ونگهداري تأسيسات آن بوده است اين مسأله كه در زمره مفاهيم مشاركت اقتصادي قرار مي گيردواز لحاظ جامعه شناسي اقتصادي ميتوان آنرا مرتبط با عناصر وعواملي دانست كه نوعاً در حيطه مطالعات جامعه شناسي وروان شناسي اجتماعي قرار ميگيردبنابر اين مسأله مطالعه حاضر “عدم مشاركت اقتصادي “كشاورزان جامعه مورد مطالعه در پروژه هاي مشترك تحت عنوان آبياري تحت فشار است كه با هدف توسعه كشاورزي انجام گرفته است مسأله مذكور وحدوث آن در نواحي مختلف ايران از موضوعات مهم جامعه شناسي توسعه روستايي قلمداد ميشود در اين ميان علاقه مندان به مباحث توسعه روستايي وكشاورزي نبايد در مقابل چنين مسايلي كه بعنوان مانعي در توسعه اقتصادي قلمداد ميشوند بي تأمل گذركنند زيرا به زعم برخي از ديدگاههاي جامعه شناسي ،فعاليتهاي اقتصادي قبل از آنكه يك فعاليت اقتصادي صرف باشند يك فعاليت اجتماعي محسوب مي شوندزيرا ساختارها،ارزشها ومحيط هاي اجتماعي هستند كه فعاليتي راحمايت ،هدايت ويا منع ونهي ميكنندبر اساس چنين ديدگاهي در صدد برآمديم تامسأله عدم مشاركت اقتصادي كشاورزان جامعه مورد مطالعه را به بررسي ،آزمون وتحليل بگذاريم .
سابقه تاريخي موضوع
مفهوم توسعه از زمان طرح آن تاکنون به لحاظ تاريخي در روند تکاملي خود دستخوش تغيير و تحولات بسياري شده است. بطوريکه پس از آنکه مکتب مدرنيزاسيون براي اولين بار به امر توسعه اهتمام ورزيد, نظريه پردازان نوسازي اوليه يک سير تکاملي ،خطي و غرب مآب را براي توسعه در نظر داشتند و معتقد بودند که اگر کشورهاي جهان سوم مي خواهند به توسعه دست يابند بايد همان مراحلي که کشورهاي غربي طي کرده اند را بپيمايند. نمونه اين نظريه پردازان والت روستو است که نظريه هاي او در زمان خود توجه بسياري از سردمداران کشورهاي جهان سوم را به خود جلب کرد. بسياري از اينها توسعه را به مثابه کالايي قابل انتقال مي دانستند که مي توان آنرا بسته بندي شده وارد کشورهاي جهان سوم کرد و اين کشورها را توسعه بخشيد. نظريات اين نظريه پردازان در برخي از نقاط دنيا به مرحله اجرا درآمد اما هنوز نشانه هاي واقعي از توسعه نمايان نبود تنها چيزي که وجود داشت سرابي بود که جهان هر چه بيشتر به آن نزديک مي شد کاذب و دروغين بودن آن بيشتر برايش مشخص مي گشت. در نتيجه اجراي اين نظريات و توجه صرف به بعد سخت افزاري توسعه شکست خورد و ناکام ماند. نظريه پردازان ديگر به دنبال علت يا علتهاي شکست آن بودندو بر همين اساس رويکردهاي ديگري تکامل يافت . حتي رويکرد مدرنيزاسيون مجبور به تغيير و تحولات و اصلاحاتي در خود شد. بعد از دهه هفتاد و توجه از بعد سخت افزاري توسعه به جنبه نرم افزاري آن معطوف شد و چيزي که در اين راستا اهميت زيادي براي فرايند توسعه پيدا کرد توجه به امر مهم مشارکت يا حلقه مفقوده توسعه که تاکنون به آن اهميتي داده نشده بود از لحاظ تاريخي مشاركت بعنوان يك واقعيت اجتماعي ريشه در زندگي اجتماعي انسان دارد از زمان ارسطو تا جان ديوي بسياري از فلاسفه اجتماعي ، مشاركت مردمي را همچون منبعي از انرژي خلاق و حياتي براي دفاع در مقابل حكومت ستمگرانه …. مورد تحليل و ستايش قرار داده اند به اعتقاد آنها مشاركت با درگير ساختن تعداد زيادي از مردم در اداره امور جامعه ثبات و نظم را افزايش ميدهد و با دادن فرصت اظهار علايق و خواسته ها به هر فرد خير و مصلحت اكثريت تأمين خواهد كرد ( غلامرضا غفاري به نقل از محسني تبريزي-19).
درمحافل آکادميک دهه 60 توسعه معنايي معادل افزايش توليدناخالص ملي براي بسياري ازکشورهاداشت ولي ازد هه 70 به بعد مفهومي انساني پيدا ميکنداين تغييرنگرش درمجامع بين المللي نيزنمودپيدا مي کندبراي مثال درکنفراس جهاني اصلاحات ارضي وتوسعه روستايي که درسال 1979 دررم تشکيل گرديد دربيانيه خودبراهميت مشارکت تمامي اقشارروستايي دربرنامه هاي توسعه تأکيدميورزد از اين مشاركتها ميتوان به كمون هاي روستايي درچين ، سارودايا در سري لانكا ، عجما در تانزانيا ، پروشيكا و كاميلا در بنگلادش و پانچيات ها در هند اشاره کرد.
درسال1993 برنامه عمران ملل متحد(undp)درگزارش توسعه انساني خودمشارکت رابه معناي ارتباط بي واسطه مردم درفرآيندهاي اجتماعي،فرهنگي وسياسي تلقي ميکند.
اهميت مشارکت در روند توسعه باعث شد بسياري از انديشمندان به دنبال کم و کيف, چگونگي و عوامل تأثير گذار بر آن بروند.هر کدام از نظريه پردازان در قالب رويکردهاي تضادي , کارکردي يا رويکرد تلفيقي به بررسي آن پرداخته اندمثلاٌ ازديدگاه کساني چون پاتنام يکي از عوامل تأثير گذار بر مشارکت وجودسرمايه هاي اجتماعي است.نظرات اوکه به دوران اواخرقرن بيستم برميگردد وجود سرمايه اجتماعي را براي شکل گيري نهادهاي مدني و مشارکت سياسي و نهايتاّ توسعه, امري لازم مي داند. کلمن نيز نقش تسهيل کنندهايي چون: اعتماد , شبکه هاي اجتماعي و انسجام اجتماعي درکنش هاي جمعي مهم مي داند.
عام بودن وچندوجهي بودن توسعه ومقولات آن ازجمله مقوله مشارکت سبب شده است تاتفسيرهاي مختلفي ازآنها بعمل آيد ولي دريک برداشت کلي ميتوان وجه مشترک وجهت گيري کلي اين تفسيرهاونظرات رادرسوگيري بيش از پيش آنها به سمت ارتقاي منابع انساني ازقبيل :سطح زندگي ،قدرت ورفاه دانست.
در كشور ما مشاركت ماهيتاً بعنوان فرآيندي برخاسته از دين ، آداب و رسوم اجتماعي ، فقر اقتصادي ، فقدان امنيت ، شرايط اقليمي و جغرافيايي … موجب تداوم و بقاي فرهنگ مشاركتي در قالبها و گونه هاي متعدد ياوري ، ياريگري ، تعاون و… شده است ( غلامرضا غفاري به نقل ازفرهادي-19 )
با ورود ايران به دوره جديد و تحول در ساختار اجتماعي واقتصادي نهادهاي سنتي مشاركت دچار تغيير و تحول شدند بطوريكه با انجام اصلاحات ارضي ، تغييراتي در ساختار اجتماعي – اقتصادي روي ميدهد و الگوهاي مشاركتي جديد از قبيل : شركتهاي تعاوني توليد ، شركتهاي تعاوني زراعي ، مشاع هاي روستايي( هيأت هاي هفت نفره ) ، خانه هميار روستايي و… در زندگي روستايي وارد مي شوند.مشارکت دراموراقتصادي خصوصاًٌدرعرصه فعاليتهاي کشاورزي ازاهداف ياابزاري است که بسياري ازسازمانهاي اقتصادي واجتماعي کشور به دنبال آن هستندصرف نظرازپرداختن به نتايج اين تلاشها بايد متذکرشدکه مشاركت از تنوع و ابعاد مختلفي برخوردار است و از لحاظ تاريخي درهر حوزه فرهنگي يا جغرافيايي روند خاصي طي نموده است بررسي يکي ازموارد مشارکت وظيفه اي است که اين مطالعه آن را بعهده گرفته است وجهت عدم اطاله کلام به همين مقدار از توضيحات فوق بسنده مي كنيم.

سؤال اساسي تحقيق
پيرامون مسئله عدم مشاركت اقتصادي جامعه مورد مطالعه يك سؤال اساسي وكلي قابل طرح بود وآن اينكه پروژه آبياري اجرا شده از لحاظ فني و استفاده بهينه از عوامل توليد قابل توجيه بوده است وبر اساس انتظارات اوليه مي بايست درتوسعه كشاورزي منطقه مؤثرميشد و با اينكه كشاورزان حدود بيست سال بصورت گروهي از شبكه هاي نيمه مدرن آب (چاههاي مشترك آب) استفاده مينموده ويا به عبارتي درمشاركت اقتصادي سهيم وفعال بوده اند پس چه عواملي بامِسأله عدم مشاركت زارعان دراستفاده از شيوه جديدآبياري يا به اصطلاح مشاركت درتوسعه كشاورزي مرتبط بوده است؟
پيرامون سؤال كلي مذكور چند سؤال فرعي قابل طرح است ( بود) از جمله آنكه :
1-آيا بين عوامل درون گروهي و مسأله عدم مشاركت زارعان در بهره برداري از پروژه ارتباطي وجود داشته است ؟
2-آيا بين عوامل برون گروهي ومسأله عدم مشاركت در استفاده از پروژه ارتباطي وجود داشته است؟
3-آيا گرايش ذهني كشاورزان نسبت به مفهوم مشاركت ونوگرايي ارتباطي بامسأله عدم مشاركت عملي آنهادراستفاده ازپروژه داشته است؟
4-آيافرآيند پذيرش تكنولوژي جديد آبياري با مسأله عدم مشاركت در بهره برداري ازآن مرتبط بوده است؟
اهداف تحقيق
ازآن جا كه اين مطالعه از نوع پيمايشي است و درپي شناخت توصيفي مسأله بوده است اهداف كلي وجزيي آن را به شرح زير ميتوان خلاصه نمود.
1-اهداف كلي
هدف كلي ازانجام اين مطالعه بررسي موردي از فعاليتهاي دولتي بوده است كه به منظور ترويج روشهاي جديد توليد وتوسعه كشاورزي انجام گرفته است اما كشاورزان در انتفاع از آن مشاركت واستقبالي نداشته اند بر اين اساس اهداف كلي بررسي اين مسأله در دو محور زير دنبال گرديد
الف- دست يافتن به اطلاعاتي كه بتواند در توجيه وبرنامه ريزي طرحهاي توسعه كشاورزي علي الخصوص طرحها و پروژه هايي كه در سطح گروهي ودر حوزه فرهنگي واجتماعي جامعه مورد مطالعه به اجرا در مي آيند مفيدفايده باشد.
ب- شناخت عواملي كه بامسأله عدم مشاركت روستائيان در بهره برداري از پروژه آبياري تحت فشار مرتبط بوده است غير از اهداف مشخصي كه ذكر آنها فوقاً به ميان آمدميتوان گفت كه اساساً انجام هرگونه مطالعه اي كه بتواند گوشه اي از چهره در مانده جا معه محروم روستايي كشوررا بنماياندگامي در رفع توسعه نيافتگي آن خواهد بود باشد كه اين مطالعه نيز به اين هدف نايل شده باشد.
2-اهدا ف جزئي
براساس تعاريفي كه ازمفاهيم بعمل آمده است اهداف جزئي مسأله مطالعه را درمحورهاي زيرميتوان خلاصه نمود:
الف-بررسي عواملي كه در زمره عناصر ساخت داخلي گروه كشاورزان محسوب شده و ارتباط آنها بامسأله عدم مشاركت كشاورزان در بهره برداري از پروژه آبياري تحت فشارهدف مذكور بر اين اساس مطرح شد كه تعيين كننده هاي درون گروهي مؤثر برمسأله عدم مشاركت را مورد شناسايي قراردهد.
ب-هدف دوم بررسي عواملي بود در زمره عناصر ساخت بيروني گروه كشاورزان محسوب شده وفرض بر اين بود كه اين عوامل نيزبرمسأله عدم مشاركت كشاورزان دراستفاده از پروژه مؤثربوده اند.
پ- بررسي ارتباط ابعاد ذهني مفاهيم مشاركت ونوگرايي بامسأله عدم مشاركت عملي در بهره برداري از پروژه.
ت- هدف جانبي كه نقش تكميلي براي اهداف مذكور داشت اين بودكه ارتباط بين ماهيت پذيرش وفرآيند عرضه تكنولوژي آبياري تحت فشار بامسأله عدم مشاركت روشن گردد.
اهميت وضرورت موضوع
درادبيات توسعه ،تحليل ها ،الگوها ورهيافتهاي متفاوتي در مقابل چالش هاي جوامع توسعه نيافته مطرح شده است يكي از سؤالات اساسي در باب توسعه كشاورزي در كشورهاي جهان سوم كه مربوط به موضوع مطالعه حاضر نيز هست اين است كه آيا براي توسعه كشاورزي صرفاً داشتن انگيزه اقتصادي كافي است يا اينكه براي اين مهم بايد تغييرات نهادي وساختي لازم را نيز به انجام رساند پاسخي كه توسط انديشمندان اقتصادي واجتماعي به اين سؤال داده شده است اين است كه در فرآيند توسعه پديده هاي اقتصادي را اساساً نمي توان از پديده هاي غير اقتصادي جدا كرد بطوريكه نمي توان تنها با معيارهاي اقتصادي كارآيي اقتصادبخش هاي مختلف را با هم مقايسه كرد ويا اينكه براي تحول اقتصادي اقدام اقتصادي صرف نمي تواند كار ساز باشد بنا به گفته گونار ميردال” علت ناتواني بسياري ازتئوري هاي توسعه اين است كه توسعه يا توسعه نيافتگي را صرفاً اقتصادي مي بينند ويا به عبارتي توسعه اقتصادي را صرفاًبا عوامل اقتصادي تبيين وتحليل ميكنند”(مايکل تودارو-34)اين رويكرد در كشور ما تجربيات ناگواري بر جاي گذاشته است نا كارآمدي وشكست طرحهايي چون تشكيل شركتهاي تعاوني روستايي ،شركتهاي سهامي زراعي،پرداخت وامهاي ارزان و…نمونه هايي از اين تجربيات ناموفق در برنامه هاي توسعه روستايي وكشاورزي است در اين رابطه آنچه مسلم ومحرز شده است اين است كه مدرن كردن توليدات كشاورزي لزوماً منجر به نتايج توسعه اي نشده اند واگر هم شده باشند گاهاًاثر خنثي ومنفي بر ساير فعاليتهاي روستايي داشته اند بنابراين مي توان ادعا كرد كه پرداختن به ناهمسويي عوامل ساختاري برنامه هاي توسعه از موضوعات اصلي محققان توسعه است بطوريكه نتايج هريك از علوم مختلف نيز بايد مكمل يكديگر باشند آنچه كه در اين رابطه ضرورت مطالعه حاضر را توجيه نمود اين نكته بود كه عدم استفاده از پروژه اجراشده ونگهداري نكردن از تاًسيسات آن بيانگر اين بود كه مبلغين ومجريان پروژه آبياري تحت فشار زواياي اجتماعي ،فرهنگي ومحيطي راچندان با اهميت نديده اند ونتيجه چنين بينشي آن چيزي نبود كه پيش بيني شده بود،اتلاف سرمايه هاي بانكي ودولتي نمونه اي از اين نتايج است قطعاًترميم اين وضعيت ويا لااقل شناخت چنين آسيبي نيازبه مطالعه اي جامعه شناختي داشت كه انجام چنين ضرورتي را اين مطالعه بعهده داشت در هر حال ميتوان گفت كه طرح هرمسأله اي در مورد جامعه روستايي بشرط آنكه شناختي را بدست دهد خود گامي در جهت شناسايي موانع توسعه خواهد بودعلاوه بر اين توضيحات علت ديگري كه انجام اين مطالعه راضروري ساخت نمونه اي ازمكاتبه شكوه آميزكشاورزان پيشرو عضوشركت تعاوني توليد جامعه موردمطالعه است اين كشاورزان بواسطه موانعي كه برسر راه اجراي تكنولوژي آبياري تحت فشار درزمينهاي كشاورزي خود وهمچنين اثرات اجراي آن تشخيص داده بودندسند يا نامه اي دسته جمعي رابه دست اندر كاران دولتي كه در اجراي پروژه مرتبط بوده اند يا از آنها انتظار رفع موانع ميرفته است ارسال كرده بوده اند محتواي مكاتبه مذكور بخشي ازفرضيات وذهنياتي بود كه محقق قبل ازاطلاع پيداكردن ازآن گمان بر وجود آنها ميكرد بدل اين مكاتبه كه در مقام استناد مطالعه حاضر تلقي ميگردد دربخش ضمائم همين گزارش عيناً آمده است.

فصل دوم
(آشنايي بامنطقه موردمطالعه)
آشنايي با منطقه مورد مطالعه
1 . معرفي استان كردستان
1-1- موقعيت جغرافيايي و سياسي
استان كردستان بخش مياني مناطق كردنشين غرب كشور است كه با 28000 كيلومتر مربع وسعت 7/1 در صد مساحت كل كشور را تشكيل ميدهد . همسايگان اين استان به ترتيب عبارتند از :
از شمال استانهاي آذربايجان غربي ( كردستان شمالي ) وزنجان، از جنوب استان كرمانشاه
( كردستان جنوبي )، از شرق استان همدان و از غرب كردستان عراق.
سنندج مركز اين استان بوده و براساس آخرين تقسيمات كشوري داراي 9 شهرستان ، 23 شهر ، 26 بخش ، 83 دهستان و 1753 آبادي داراي سكنه و 210 آبادي خالي از سكنه بوده است.
جدول2-5 تقسيمات کشوري استان کردستان
شهرستانتعداد شهرتعداد بخشتعداد دهستانتعداد آبادي داراي سكنهبانه448201بيجار3311242ديواندره239188سقز2311285سنندج2210195قروه5413245كامياران227167مريوان236155سروآباد12875كل استان2326831753مأخذ : سالنامه آماري استان كردستان سال 1380
2-1 – پيشينه تاريخي :
كردستان بخشي از سرزميني است كه تحت حكومت مادها ( اولين بنيان گذاران ايران ) اداره مي شده و براساس متون تاريخي كردها يكي از شعب اصلي آرياييها بوده و تبار و زبان و فرهنگ آنها با ساير اقوام غير مهاجر ايران عجين شده و داراي مشتركات زيادي هستند غار كرفتو و تپه باستاني زيوه از آثار تاريخي و معتبر اين استان مي باشد.
3-1 – آب و هوا و اقليم:
در استان كردستان موقعيت خاص توپوگرافي و بارندگي زياد برف و باران سبب شده كه رودخانه هاي پر آبي در اين استان جاري شود بطوريكه حجم زياد آب اين رودخانه ها تأمين كننده آب رودهاي ساير استانها از قبيل سيمينه رود ، گاوه رود ، قزل اوزن ، زرينه رود ، كرخه و سيروان بوده است .
جدول2-1تعدادوحجم منابع آب زيرزميني استان كردستان
منابع تعدادحجم تخليه سالانه (ميليون مترمكعب) چشمه3317دهنه180 قنات248رشته34 چاه5689حلقه487
ويژگي اساسي اين رودخانه ها جاري شدن در مجاري سطحي است بطوريكه از14ميلياردمترمكعب نزولات آسماني سهم تبخير،تعريق ونفوذ عمقي7/7ميلياردمترمكعب است از3/6 ميليارد متر مكعب باقي مانده 480ميليون ازطريق مجاري زيرزميني و540ميليون ازطريق مجاري سطحي در امور كشاورزي استفاده ميشودوبا احتساب آبهاي برگشتي به استان حدود7/7ميلياردمترمكعب بدون استفاده از دسترس استان خارج ميشودازلحاظ آب وهوا دونوع شرايط متمايزدراين استان وجوددارددرمناطق کوهستاني آب وهوا نسبتاٌ معتدل وخشک بازمستانهاي سردودرمناطق غربي آب وهواي معتدل حاکم است.
1- 4- جمعيت و نيروي انساني
براساس برآوردهاي رسمي انجام شده در سال 1380 جمعيت استان كردستان معادل 1470000 نفر مي باشد كه 55 % آنها در شهرها و 34 % در روستاها زندگي مي كنند كه حدود 9/99 % از آنها مسلمان با اكثريت مذهب تسنن هستند نسبت تعداد مردان به زنان تقريباً برابر يك است مهم ترين شاخص هاي جمعيتي استان عبارتند از :
– جمعيت كمتر از 15 سال 7/42 %
-جمعيت بين 15 الي 64 سال 1/53 %
-جمعيت 65 سال به بالا 2/4 %
-متوسط چگالي جمعيت در هر كيلومتر مربع 2/47 نفر
-بيشترين چگالي جمعيت در شهر سنندج با 123 نفر در كيلومتر مربع
-كمترين چگالي جمعيت در شهر بيجار با 2/19 نفر در كيلومتر مربع
جدول2-6 جمعيت استان كردستان در طي سال 1381 به تفكيك مناطق شهري و روستايي
استاننقاط شهريروستايي جمع 8698186221891492007كشور432666072227361765540224سهم استان در كشور01/279/228/2
مأخذ : خلاصه آمارهاي پايه اي استانها 1381 ( مركز آمار ايران )
1-5 – بخش كشاورزي
ساختار طبيعي ، آب و هوا و شرايط مناسب اقليمي زمينه و پتانسيل توسعه بخش كشاورزي در استان كردستان را فراهم نموده است بطوريكه از 8/2 ميليون هكتار مساحت استان 6/49 % را مراتع 29% اراضي كشاورزي و 4/11 آنرا جنگلهاي حفاظتي زاگرس تشكيل ميدهد اين استان با داشتن منابع غني آب و خاك يكي از حاصلخيزترين استانهاي ايران محسوب مي شود بطوريكه در چند سال اخير رتبه پنجم سطح زير كشت و رتبه دوم سطح زير كشت ديم و رتبه اول توليد توت فرنگي را در سطح كشور داشته است بيشترين توليدات استان مربوط به توليد گندم ، سيب زميني ، انگور و توت فرنگي است .
توليدات دامي از قبيل پرورش آبزيان ، شير ، گوشت و زنبور عسل از زير بخش هاي مهم اقتصاد كشاورزي استان است .
آبخيزداري
استان كردستان با دارا بودن نقاط مرتفعي چون ارتفاعات شاهو وچهل چشمه با 3390 متر ارتفاع ونقاط پستي چون حوزه سيروان با ارتفاع 750 متر از پستي وبلنديهاي خاصي برخوردار است.در استان5حوزه اصلي سفيدرود،سيروان،كرخه،زرينه رودوزاب ويك حوزه فرعي سيمينه رود و سه سد قشلاق،زرينه رودوزريوارموجودمي باشد.فرسايش خاك درحوزه هاي استان كردستان متفاوت بوده واز76/1تا70تن درهكتارمتغيرميباشد.ميانگين فرسايش58/18تن درهكتار برآوردشده است كه حدود4/6تن رسوب مي باشد.
جدول2-2 منابع خاك استان كردستان ازنظرخصوصيات وارزش كشاورزي
رديف نام دشتمساحت (هكتار)رديف نام دشتمساحت(هكتار)1 دهگلان627008شوي بانه20002 قروه584009قلعه كهنه ولگزي سقز19003بيجار5300010تال بانه18004مريوان1320011گل تپه سقز15005كامياران1100012خامسان كامياران15006اميرآبادكامياران600013صاحب سقز4007قشلاق سنندج5600جمع219000
براساس محصول
رديف نام محصول سطح زير كشت (هكتار)
ميزان توليد (تن)آبيديمجمعآبيديمجمع1گندم296594651845048431331604763796095392نخود51410679110730547823691241693نباتات علوفه اي28285-48285299914-2999144جو729134990322811690322200391035دانه هاي روغني190510728126331623-16236سيب زميني3417-241786583-865837گوجه فرنگي1611-161124413-244138خيار1611-161118634-186349پياز1584-158426319-26319
جدول2-3 براساس درجه اراضي
كلاسه اراضيمساحت(هكتار)درصداراضيدرجه 1845363درجه 24453258/1درجه 35189974/18درجه484610430درجه5899932/درجه 613172027/46جمع2820370100 جدول2 -4 سطح زيركشت ومحصولات عمده زراعي استان كردستان درسال 1381
براساس شهرستان
رديفشهرستانسطح زير كشت (هكتار)آبيديمجمع1بانه512510510156352بيجار114351709701824053ديواندره303491789948324سقز22523917611142845سنندج1486231808466706قروه324801527811852617كامياران1321145955591668مريوان103651581526180جمع113035611398724433
1-6- جنگل و مرتع
جنگل هاي استان كردستان عمدتاً در دو شهرستان مرزي مريوان و بانه تمركز يافته اند ولي بطور پراكنده در شهرستانهاي سقز ، كامياران و سنندج نيز ديده مي شوند مساحت اين جنگل ها تا سال 1381 در حدود 320000 هكتار بوده كه گونه هاي بلوط ، بنه و گلابي وحشي از عمده ترين آنها هستند از درختان جنگلي اين استان استفاده تجاري نمي شود بلكه كلاً جزوجنگلهاي حفاظتي بشمار ميروند و بخشي از آن تا سالهاي اخير توسط مردم بومي جهت سوخت زمستانه بطور غير مجاز قطع و تخريب شده است .
نسبت مساحت جنگل ها به كل مساحت استان 12 درصد برآورد گرديده است كه از اين رقم 7/18 در صد را جنگل هاي نيمه انبوه ، 1/22 در صد نوع تنك و 2/59 در صد بسيارتنک در بر مي گيرد.سهم استان كردستان از كل جنگلهاي كشور حدود 58/2درصد است
7-1 – مرتع
به لحاظ اينكه استان كردستان از مناطق رطوبتي و باراني كشور محسوب مي شود 67 در صد از مساحت كل آن را مراتع تشكيل ميدهد كه از اين مقدار نه در صد مراتع خوب ، 49 در صد متوسط و 42 در صد نيز از نوع فقير مي باشند . با احتساب سهم جنگل 79 در صد مساحت استان را جنگل ها و مراتع تشكل ميدهد.سهم مراتع استان كردستان از كل مراتع كشوري 15/2 در صد است .
1-مآخذ: گزارش اقتصادي و اجتماعي استان كردستان سال 1381 سازمان مديريت و برنامه ريزي استان كردستان
سال انتشار1383
2 – معرفي شهرستان مريوان
2-1- مشخصات عمومي
شهرستان مريوان يكي از شهرستانهاي استان كردستان است كه در جنوب غربي اين استان واقع شد و مركز آن شهر مريوان است اين شهرستان در سرشماري 1375 داراي دو شهر بنامهاي سروآباد و مريوان بوده است اين دو شهر در سال 1380 از لحاظ تقسيمات كشوري مستقل از هم شده و هر كدام شهرستان جداگانه اي را تشكيل ميدهند . براساس اطلاعات موجود در سالنامه آماري استان كردستان در سال 1380 اين شهرستان به دو شهر به اسامي كاني دينار و مريوان ، سه بخش ( مركزي ، خاووميرآباد ، سرشيو ) شش دهستان و 155 روستا تقسيم شده است .
مريوان يكي از مناطق بكر طبيعي و فرهنگي ايران و كردستان است كه با داشتن بارندگي بيش از 900 ميلي متر ، وجود درياچه طبيعي زريوار ، پوشش هاي جنگلي ، وجود رودخانه پر آب سيروان و معماري منحصر به فرد و سنتي ساختمانهاي روستايي از جاذبه خاصي برخوردار است اين شهرستان با مساحت 5/ 2259 كيلومتر مربع در حدود هشت در صد از وسعت استان را شامل مي شود كه از شمال به شهرستانهاي سقز و بانه ، از جنوب به پاوه از شرق به سنندج و از غرب به استان سليمانيه عراق محدود مي شود.
2-2- كشاورزي
شهرستان مريوان يكي از مهمترين نواحي آبخيز استان به شمارميرود اغلب اراضي آن تحت پوشش درختان جنگلي زاگرس و رويش هاي مرتعي است عليرغم آنكه اين شهرستان داراي بارندگي بالاي متوسط كشوري است و رودخانه هاي پر آبي در آن جريان دارد اما بدليل شيب دار بودن اغلب اراضي ، زراعت آبي آن عمدتاً به حاشيه درياچه زريبار و بخش مركزي آن محدود ميگردد در ساير مناطق كشاورزي در حد اقتصاد خانوار و محدود به كشت ديم در قطعات كوچك ميگردد . مهمترين محصولات كشاورزي مريوان عبارتند از : انگور ديم ، برنج ، توتون و تنباكو ، توت فرنگي، دامداري ، زنبورداري و پرورش آبزيان از ديگر فعاليتهاي بخش كشاورزي اين شهرستان است .
رودخانه هاي مريوان:
همانطور كه گفته شد شهرستان مريوان به دليل وجود جنگل ها ، مراتع و بارندگي مناسب از مناطق پرآب كشور محسوب مي شود وجود اين شرايط تشكيل رودخانه هاي متعددي را در اين منطقه سبب شده است .
توپوگرافي خشن مسيرها و پايين بودن نفود پذيري خاك سبب روان شدن آبهاي اين شهرستان و بلااستفاده ماندن آنها در اكثر مسيرها شده است اين رودخانه ها عبارتند از :
1 . رودخانه ريخلان : از درياچه زريوار سرچشمه گرفته و پس از پيوستن به رودخانه گاران به رودخانه مشهور سيروان مي ريزد.
2 . رودخانه گاران : از كوههاي قمچيان سرچشمه گرفته و با رودخانه ريخلان به سيروان مي ريزد .
3 . رودخانه نگل :از كوههاي گلچيدر ، ول و سلطان احمد سرچشمه گرفته و به رودخانه نگل مي ريزد
4 . رودخانه كلاترزان از كوههاي گلچيدر سرچشمه گرفته و به رودخانه نگل مي ريزد .
5 . رودخانه چاولكان از كوههاي ول سرچشمه گرفته و پس از پيوستن به رودخانه كلاترزان به رودخانه نگل وارد مي شود.
6 . رودخانه كوماسي از كوههاي سلطان آباد سرچشمه گرفته و پس از الحاق به رودخانه كلاترزان به رودخانه نگل مي ريزد.
7 . رودخانه سيروان از به هم پيوستن رودخانه هاي ريخلان ، گاران ، نگل ، كلاترزان و چاولكان شهرستان مريوان و قشلاق ، گاورود ، گزن و چرندو از شهرستان سنندج تشكيل شده و به خاك عراق مي ريزد.
صنعت
بدليل مرزي بودن شهرستان مريوان ، وجود نا آرامي هاي داخلي در پس انقلاب و همچنين عدم توان سرمايه گذاري افراد بومي ، صنعت اين شهرستان ضعيف ودرحد كارگاههاي كوچك و محدود است در بخش صنايع روستايي فعاليتهايي از قبيل توليد كفش و لباس سنتي انجام مي پذيرد كه به دليل عدم جاذبه مصرف آن در ساير مناطق ارزش اقتصادي چنداني ندارند .
بازرگاني ( خدمات )
موقعيت مرزي شهرستان مريوان و تشابه قومي وفرهنگي ساكنان آن با ساكنان آن



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید