پايان نامه کارشناسي ارشد
رشته تحصيلي : کلام شيعه
عنوان
نقد و بررسي آيات امامت در تفسير کشاف
استاد راهنما
دکتر علي مطوري
استاد مشاور
عليرضا پاکباز
نگارش
سيد جعفر موسوي زاده
28/5/1393

کليه حقوق اين پايان نامه اعم از چاپ، تکثير، نسخه برداري، ترجمه، اقتباس و…. براي دانشگاه اميرالمومنين ( محفوظ است ، نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
اهداء
اين بضاعت مزجاة را به پيشگاه ساحت قدسي مولانا اميرالمومنين حضرت علي ( و حضرت صديقه طاهره فاطمه زهراء (و ائمه معصومين (و ارواح مطهر شهدا و بنيان گذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (تقديم مي نمايم.
تقدير و تشکر
از زحمات اساتيد عزيز و بزرگوار در گروه کلام شيعه، حضرت آيت الله موسوي جزايري “حفظه الله”، آيت الله حيدري،آيت الله شفيعي،حجة الاسلام و المسلمين حسن زاده، دکتر خسروپناه، دکتر مُحَرَّمي، دکتر بهدار ، دکترسليماني و جناب آقاي دکتر مطوري به عنوان استاد راهنما و جناب حجة الاسلام و المسلمين پاکباز به عنوان استاد مشاور و خصوصا کتابخانه بزرگ آستان قدي رضوي که با فراهم نمودن همه امکانات خود را در تهيه اين تحقيق در اختيار اين حقير گذاشتند وهمچنين از فداکاري همسر بزرگوارم کمال تشکر را دارم.
باسمه تعالي
چکيده پايان نامه کارشناسي ارشد
دانشگاه اميرالمؤمنين?عنوان پايان‌نامه:
نقد و بررسي آيات امامت در تفسير کشافنام نويسنده:
سيد جعفر موسوي زادهاستاد راهنما:
دکتر علي مطورياستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمين پاکبازدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصيلي:
کلام شيعهتاريخ تصويب:
خرداد1392تاريخ دفاع:
28/5/1393تعداد صفحات:
168چکيده پايان‌نامه:
عالمان شيعه معتقدند امامت و ولايت از اصول دين، و دنباله رو نبوت پيامبر اکرم( بوده وامام علي ( نيز خليفه بلافصل بعد از پيامبر اکرم(ميباشد و بر اين مطلب آيات و روايات فراواني دلالت ميکند. اما عالمان اهل سنت امام علي (را به عنوان خليفه بلا فصل بعد از نبي اکرم( نميدانند .يکي از اين عالمان که جايگاه علمي خاصي در ميان اهل سنت دارد ابوالقاسم محمود زمخشري است. در اين پايان نامه قصد داريم، عوامل عدم پذيرش عالمان اهل سنت به خصوص زمخشري بر اين مدعا را با بررسي آيات ولايت)ولايت، تبليغ، مباهله، اطاعت، امامت، صادقين، تطهير) مورد توجه قرار دهيم.
تفسير کشاف زمخشري از نوع تفسير ادبي است ، که در آن به توضيح واژه هاي قرآن ، بيان نکات دستوري و شرح مختصر آيات پرداخته شده است و در آن بحث روايي و يا استدلال علمي به ندرت يافت مي شود. شيوه ي معتزله هميشه بر مبناي طرح مسائل علمي و ارائه ي استدلالهاي عقلي بوده است ، اما بر خلاف انتظار در تفسير کشاف اثر قابل توجيهي از طرح مباحث علمي و استدلالي يافت نمي شود. هدف از بررسي تفسير کشاف ، نقد و تحليل نظرات زمخشري در مورد آيات امامت و ولايت است. از دستاوردهاي اين تحقيق اشاره به نظرات مفسرين اهل سنت خصوصا زمخشري باب آيات امامت در قرآن و اثبات فضيلت امامت ائمه ( بطور عام و امام اميرالمومنين ( بطور خاص از طريق نقد اين نظرات بوسيله اقوال مفسرين اماميه به خصوص علامه طباطبايي است.هدف از اين مقايسه تطبيقي، بيان تفسير صحيح آيات مهم و کليدي امامت و ايجاد فضاي علمي جهت تحقيق و بررسي هر چه بيشتر مخاطبان بوده است. واژگان کليدي: امامت، ولايت، اطاعت، تبليغ، کشّاف، زمخشري.

فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول مفاهيم،کليات4
گفتار اول : کليات5
تعريف مسأله3
پيشينه ي تحقيق3
جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق در چيست ؟3
ضرورت تحقيق3
هدف تحقيق3
سئوالات تحقيق3
سئوال اصلي3
سئوالات فرعي3
فرضيه ها3
روش انجام تحقيق3
گفتار دوم : مفاهيم و اصطلاحات9
تصوير کلي شيعه و اهل سنت از امامت3
تعريف لغوي امامت3
تعريف اصطلاحي امامت3
تعاريف امامت از ديدگاه اهل سنت:3
تعاريف امامت از ديدگاه شيعه3
مفهوم ولايت3
زندگينامه مؤلف تفسير کشاف3
سبک تفسيري زمخشري3
مكتب تفسيري معتزله3
ويژگيهاي تفسير اعتزالي3
فصل دوم آيات امامت عامّه22
پيش در آمد23
گفتار اول: آيه صالح المؤمنين، تحريم/424
الف- نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت3
نظر زمخشري3
نظر آلوسي در تفسير روح المعاني3
نظر ابن کثير در تفسير القرآن العظيم3
نظر سيوطي در تفسير الدرّ المنثور3
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر علامه بحراني در البرهان3
نظر علامه حويزي در تفسير نورالثقلين3
نظر علامه طباطبايي در تفسير الميزان3
جمع‌بندي32
گفتار دوم: آيه صادقين (توبه/119)33
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنّت3
نظر زمخشري3
نظر سيوطي در الدرّ المنثور3
نظر قرطبي در تفسير القرطبي3
نظر فخر رازي در تفسير الکبير3
ب) تبيين آيه صادقين از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر علامه بحراني در البرهان3
نظر علامه حويزي در النورالثقلين3
نظر علامه طباطبائي( در الميزان3
جمع بندي41
گفتار سوم: آيه مباهله، آل عمران/6144
نظر زمخشري3
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت3
نظر فخر رازي در تفسير کبير3
نکاتي در نقد نظر فخر رازي3
نظر شيخ آلوسي در روح المعاني3
نظر سيوطي در الدرّ المنثور3
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه50
نظر علامه بحراني در تفسير البرهان3
نظر علامه حويزي در تفسير نورالثقلين3
نظر علامه طباطبايي در الميزان3
جمع بندي55
گفتار چهارم: آيه تطهير احزاب/3358
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت3
نظر زمخشري:3
نظر نيشابوري در غرائب القرآن و رغائب الفرقان3
نظر ابن کثير در تفسير القرآن العظيم3
نظر آلوسي در روح المعاني3
نقد سخن آلوسي3
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر علامه حويزي در نورالثقلين3
نظر علامه بحراني در البرهان3
نظر علامه طباطبايي در الميزان3
اهل بيت چه کساني هستند؟3
نقد اقوال مفسرين اهل سنت3
شأن نزول آيه از ديدگاه علامه طباطبايي3
پاسخ به يک شبهه مهم در مورد شأن نزول آيه3
واژه شناسي “رجس” و حمل آيه بر عصمت اهل بيت3
جمع بندي73
فصل سوم آيات امامت خاصّه75
پيش در آمد76
گفتار اول: آيه تبليغ: مائده/6776
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري با بررسي نگرش مفسرين اهل سنت3
نظر زمخشري:3
نظر آلوسي در تفسير روح المعاني3
نظر رشيد رضا در تفسير المنار3
نقد و بررسي نظرات زمخشري، آلوسي و رشيدرضا3
نظر سيوطي در الدرّ المنثور3
ب) تبيين آيه تبليغ از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر فيض کاشاني در تفسيرالصافي3
نظر شيخ طوسي در تفسير التبيان3
نظر علامه طباطبائي در الميزان3
پاسخ به اشکالات اهل سنت در مورد شأن نزول آيه3
تعريف قاعده سياق و نقش آن3
اعتبار مشروط قاعده سياق3
ماجرا غدير در ديگر کتب اهل سنت3
جمع بندي102
گفتار دوم: آيه ولايت آيه 55 سوره مبارکه مائده103
نظر زمخشري3
سبب نزول آيه ولايت3
معنايابي واژگان آيه ولايت3
معنايابي لفظ “ولي” از ديدگاه اهل لغت3
معنايابي رکوع و نقش جمله “و هم راکعون”3
الف) نقد و بررسي نظر زمخشري و ساير مفسرين اهل سنت3
نظر مراغي در تفسير المراغي3
نظر علامه واحدي در تفسير البسيط3
نظر آلوسي در روح المعاني3
ب) تبيين آيه ولايت از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر علامه طبرسي در مجمع البيان3
نظر فيض کاشاني در تفسير الصافي3
نظر علامه طباطبائي در تفسير الميزان3
جمع بندي124
گفتار سوم: آيه اطاعت، نساء/59126
نظر زمخشري:3
نکات تفسيري آيه اطاعت3
اول: شأن نزول آيه اطاعت3
دوم: معنايابي واژه “اولي الأمر” از نظر لغت‌نويسان3
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت3
نظر طبري در تفسير جامع البيان في تفسير القرآن3
نظر رشيد رضا در تفسير المنار3
نظر قرطبي در کتاب الجامع لأحکام القرآن3
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر شيخ طوسي در تفسير التبيان3
نظر ابوالفتوح رازي در تفسير روح الجِنان و روض الجَنان3
نظر علامه طباطبائي در تفسير الميزان3
نقد نظرات: زمخشري، طبري، رشيدرضا3
نقد و بررسي قول زمخشري در واژه “اولوالأمر”3
اول: تناقض دلالي اخبار3
دوم: نبود امتياز عصمت در واليان و حاکمان3
جمع بندي142
گفتار چهارم: آيه امامت بقره/124144
نظر زمخشري:3
معنايابي واژگان آيه امامت146
واژه “ابتلا”3
واژه “امام” در آيه شريفه3
واژه “الظالمين”3
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت3
نظر ابن عاشور در تفسير التحرير و التنوير3
نظر ناصرالدين البيضاوي در تفسير بيضاوي3
ب) تبيين آيه امامت از ديدگاه مفسرين شيعه3
نظر علامه طبرسي در تفسير مجمع البيان3
نظر علامه حويزي در نورالثقلين3
نظر علامه طباطبايي در الميزان3
جمع بندي159
نتيجه گيري161
منابع و مآخذ:163

مقدمه
تفسير قرآن مستلزم معرفت و شناخت آن است و چون آن درجات گوناگون دارد بنابراين مراتب آن نيز مختلف خواهد بود . بعضي قرآن را در اثر اتحاد با حقيقت آن مي شناسند مثل پيامبر اکرم ( و اهل بيت ( که منزله ي جان پيغمبر ( هستند.
بعضي ديگر اعجاز قرآن را بر اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود مي شناسند که تبيين آن کشش خاص از اين دسته اند و براي کسي که از آن موهبت نصيبي ندارد، ميسور نيست، و گروه سوم قرآن را با بررسي ابعاد گوناگون اعجاز وي مي شناسند که نظر اکثر مفسران بي شک کامل ترين شناخت قرآن ، همان معرفت عميقانه گروه اول است که نه تنها به تمام معارف آن آشنايي کامل دارند بلکه خود قرآن ناطق هستند.
گروه دوم به واسطه آيات انفسي قرآن به سوي اين هدف والا جذب شده اند و با راهنمايي قرآن ، وارد عمق معاني آن مي شوند.
اما گروه سوم با بررسي ابعاد اعجاز آميز قرآن کريم ، آن را مي شناسند و در واقع فهم قرآن آنها از طريق الفاظ و اصطلاحات است به همين دليل کتاب هاي گوناگوني در باب تفسير قرآن که بعضي ادبي، تاريخي، روايي و فلسفي گماشته شده است و از اين رهگذر هر مفسري طبق تخصص خود به تفسير قرآن پرداخته است و ديگر جوانب قرآن براي او مخفي مانده است از اين رو بر دانشمندان واجب است در هر زمان به تلاش و کوشش علمي خود ادامه دهند تا حقايق بيشتري از قرآن کريم و ولايت که پيوندي عميقي دارند به دست آورند.
آري ، پيوندي عميقي بين قرآن و ولايت وجود دارد بطوري که شيعه آن را از اصول اعتقادات و يک منصب الهي و دنباله رو نبوت پيامبران مي داند اما عالمان اهل سنت امامت را به عنوان يک فرع فقهي مي دانند و نگاه سطحي به مسأله امامت دارند.
از اين رهگذر يکي از تفاسيري که درباره ي قرآن نوشته شده، تفسير “الکشاف عن حقايق التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التاويل” توسط ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشري مي باشد، که يکي از مهمترين تفاسير اهل سنت مي باشدکه صبغه ادبي داشته و از تفاسير مهم ادبي اهل سنت به شمار مي رود، ايشان نيز همانند ديگر مفسرين اهل سنت به آيات امامت در قرآن اشاره کرده و ديدگاه خودش را بيان نموده است. بدين منظور ما در اين تحقيق قصد داريم با مراجعه و بررسي اين تفسير، آيات منتخب امامت و ولايت ائمه( را که از مباحث ضروري مذهب تشيع است، مبنا قرار داده و با بررسي نقادانه اين تفسير مشهور و مورد اعتماد فريقين، نظرات وي را با بررسي تطبيقي با ديگر نظرات مفسرين اهل سنت و تبيين آيات از نگرش مفسرين اماميه به خصوص الميزان مرحوم علامه طباطبايي ( مقايسه و نقاط اشتراک و افتراق دو ديدگاه را کشف نموده و حقايق را مطابق با اصول تفسير صحيح درباره آيات منتخب استخراج نموديم.
اميد آنکه خداوند متعال ما را مورد لطف خويش قرار داده و بر ما منت نهاده تا بتوانيم صراط مستقيم را که همان مسير رستگاري و سعادت است ره بپيماييم، و در مسير قرآن و عترت ثابت قدم بمانيم. در پايان قابل ذکر است در ترجمه ي آيات مورد بررسي در اين تحقيق از ترجمه ي تفسير کشاف استفاده شده است.

فصل اول
مفاهيم،کليات

گفتار اول : کليات
تعريف مسأله
امامت نزد شيعه ي اماميه به معناي رهبري امت اسلامي بعد از پيامبر اکرم ( است که طبق اين اعتقاد علي ( به عنوان جانشين و خليفه ي بلافصل و بر حق، بعد از پيامبر ( است و بعد از ايشان اولاد طاهرينش تا وجود مقدس حضرت ولي عصر( صاحبان اين منصب، باشند. در اين تحقيق برآنيم تا پاره اي از آيات مربوط به امر امامت و ولايت را از ديدگاه يکي از مفسرين معروف و قابل اعتماد اهل سنت، يعني زمخشري در تفسير معروف خود (الکشاف) مورد تبيين قرار دهيم و در نهايت نتيجه خواهيم گرفت که آيا کشاف در راستاي اثبات، يا نفي مقام امامت برآمده است ؟ بررسي نحوه ي استفاده از روايات ضعيف و يا تفسير به رأي روايات صحيح و تبيين نحوه ي استدلال مفسر مورد نظر ما يکي از مهمترين فرازهاي بحث خواهد بود؛ اين امر به دليل قدرت عقلانيت و استفاده ي غلط فرقه ي معتزله که زمخشري مهم ترين مفسر آنان است از اهميت خاصي برخوردار است .
پيشينه ي تحقيق
بحث امامت و ولايت از قرن ها پيش مورد اختلاف و بحث بين فريقين (شيعه ي اماميه) و (اهل سنت) بوده و هست و هر دو فريق سعي و تلاش خود را در جهت اثبات مدعاي خويش بکار برده اند و در اين تحقيق ان شاء الله از نظرات علماي سرشناس فريقين اعم از متقدمين و متأخرين استفاده خواهد شد ، مرحوم علامه ي اميني( کتاب شريف الغدير بطور مفصل و مستند موضوع مورد اشاره را بررسي و حقانيت شيعه را اثبات کرده است. فخر رازي از سرآمدترين مفسران اهل سنت در کتاب تفسير کبير نيز بطور مبسوط و علمي و دقيق مباحث امامت را مورد بحث قرار داده است .
در تمام تفاسيري که به تفسير کل قرآن پرداخته اند، طبعاً به آيات ولايت همچون ديگر آيات اهتمام داشته، اما کتاب جامعي که بطور اخص به اين موضوع پرداخته باشد بدست نيامد .
جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق در چيست ؟
استخراج آيات مربوط به ولايت در تفسير کشاف زمخشري و تبيين و نقد و بررسي و همچنين تطبيق نظريات اين مفسر با مفسران معروفي از فريقين و بالآخره اثبات حقانيت عقيده ي شيعه ي اماميه درباره ي صحت ادعاي خود مبني بر وجود آيات متعدد در قرآن کريم که صراحتاً يا تلويحاً زعامت امت بعد از رحلت پيامبراکرم( را مطرح و مفسر مورد نظر ما (زمخشري) آنها را پذيرفته و شرح داده است.
ضرورت تحقيق
از آنجائي که موضوع امامت و ولايت ائمه (از مباحث ضروري مذهب شيعه ي اماميه است و قبول و عدم قبول آن از اهميت خاصي برخوردار است، لذا مقتضي است اين موضوع مورد دقت قرار بگيرد. از رهگذر اين تحقيق، ميزان ضعف استدلال و واهي بودن ادله ي مخالفين مذهب حق به خوبي روشن وبراي جويندگان حقيقت راه گشا خواهد بود .
هدف تحقيق
هدف تحقيق تبيين آيات امامت و ولايت در يکي از مهمترين تفاسير اهل سنت (کشاف زمخشري) و اثبات حقانيت امامت امام علي ( و اولاد طاهرينش( است .که از اين رهگذر قطعا نتايج خوبي در جهت اثبات امامت و ولايت اهل بيت ( بدست مي آيد و با بررسي نقادانه اين تفسير که از تفاسير مشهور و مورد اعتماد فريقين است نقاط اشتراک و افتراق دو ديدگاه روشن شده و حقايق تاريخي مطابق با اصول تفسير صحيح درباره آيات منتخب روشن خواهد شد.
سئوالات تحقيق
سئوال اصلي
ديدگاه زمخشري دربارة آيات ولايت و امامت در قرآن چيست ؟ و اينکه زمخشري در تفسير اين آيات به تأويل و تفسير خاص معتزلي پرداخته است يا خير ؟
سئوالات فرعي
1. شيوه ي زمخشري در تفسير آيات امامت چگونه است ؟
2. آيا امامت از ديدگاه وي از ضروريات دين است ؟
3. آيا زمخشري در تفسيرش ديدگاههاي فرق مختلف اسلامي از جمله شيعه اماميه را مطرح کرده است ؟
4. نقطه نظرهاي اهل سنت بطور عموم و زمخشري به وجه اخص در خصوص خلافت و تفاوت آن با امامت مورد اعتقاد شيعه چيست ؟
فرضيه ها
1. در قرآن کريم آيات متعددي درباره فضايل امام علي ( و اهل بيت ( وجود دارد و بصورت گذرا از اين آيات گذشته است وهمچنين بصورت صريح به ولايت اشاره نکرده است.
2. بعضي از مفسران اهل سنت صراحتاً يا تلوحياً به نزول آياتي در فضل اهل بيت( اشاره نموده اند. و امامت از ديدگاه زمخشري از ضروريات دين نيست.
3. زمخشري بسيار اندک از نظرات مفسرين شيعه در تفسير آيات کريمه استفاده نموده است.
4. عقيدة شيعه اماميه از رهگذر بررسي دقيق تفاسيراهل سنت خصوصا مفسران متقدم آنان قابل اثبات است. و اين عقيده عبارت است که امامت بلا فصل بعد از پيامبر اکرم( وجود اميرالمومنين علي ( و اولاد طاهرين ( اوست.
روش انجام تحقيق
اين تحقيق بصورت کتابخانه اي انجام گرفته و از رهگذر بررسي تفسير کشاف و تفاسير معتبر شيعه مانند الميزان، نورالثقلين، البيان، التبيان و … و از تفاسير اهل سنت مانند: روح المعاني، الدر المنثور، البسيط، الکبير فخر رازي، تفسير القران العظيم و … مورد بررسي قرار گرفته است.
اين بررسي جنبة تطبيقي داشته با استفاده از روش تفسيري و بالآخره استخراج نتايج تحقيق مستند به منابع و مآخذ مورد مراجعه فريقين است. همچنين از نرم افزارهاي مربوط به موضوع استفاده مي شود .
گفتار دوم : مفاهيم و اصطلاحات
تصوير کلي شيعه و اهل سنت از امامت
امامت در ديدگاه اهل سنت منصبي الهي نيست و از اين رو، امام با آراي مردم يا نمايندگان آنان انتخاب مي‌شود و يا حتي ممکن است با توسل به نيروي نظامي بر مسند قدرت بنشيند. اما در رأي شيعه، امامت منصبي الهي و در تداوم رسالت پيامبر اکرم ( است و از اين رو، شخص امام بايد از فضايل و صلاحيتهاي ويژه‌اي برخوردار باشد تا در استقرار بخشيدن به رهبري پيامبر ( توفيق يابد.
به ديگر سخن، در نظر شيعه، امام بايد تمام ويژگي‌هاي پيامبر اکرم ( را به جز نبوت که از دريافت و ابلاغ وحي تجلي مي‌يابد، دارا باشد.
تعريف لغوي امامت
امامت از نظر لغوي اسم مصدر و از ريشه أمَّ گرفته شده که به معناي قصد کردن و توجه کردن است.
امام در معاني “پيشوا، پيشرو، سرپرست، دليل و رهنما، طناب و چوبي که در ساختمان به کار مي‌رود تا پايه‌هاي آن به صورت برابر قرار بگيرد، نشانه‌اي که سپاهيان لشکر به دنبال آن حرکت مي‌کنند” به کار مي‌رود که اين معاني در منابع مختلف لغوي نيز ذکر شده است.1
البته واژه امام از الفاظ است که داراي اشتراک معنايي است، لذا راغب اصفهاني در مفردات مي‌نويسد: “الأمام المؤتم به انساناً کان يقتدي بقوله او فعله أو کتاباً أو غير ذلک محقاً کان أو مبطلاً و جمعُه ائمة”.2
امام به کسي گفته مي‌شود که پيش رو قرار گرفته است، خواه انسان باشد که به گفته و عمل آن اقتدا نموده‌اند، يا نوشته و غير آن باشد و همچنين فرقي بين امام حق و باطل وجود ندارد و جمع آن ائمه است.
واژه امام و جمع آن “ائمه” دقيقاً دوازده بار در قرآن کريم و به معناي مختلفي به کار رفته و از آن جمله، در پاره‌اي آيات، بر پيشواي حق و رهبر الهي اطلاق شده است.3
“قال إنّي جاعلک للنّاس اماما”ً.4
خداوند به ابراهيم فرمود: “همانا من تو را پيشواي مردم قرار مي‌دهم”.
“فقاتِلوُا ائمّه الکفر”5
پس با پيشوايان کفر پيکار کنيد.
با توجه به اين دو آيه، قرآن کريم واژه امام را در معنايي گسترده‌تر از معناي مصطلح در علم کلام، که به جانشين پيامبر اختصاص مي‌يابد، به کار رفته است.
تعريف اصطلاحي امامت
متکلمين فريقين هرکدام تعاريفي از تعريف اصطلاحي امامت ذکر نموده‌اند، ما در اين پژوهش به بعضي از تعاريف مي پردازيم:
تعاريف امامت از ديدگاه اهل سنت:
تفتازاني: “هِي رئاسة عامه في امر الدين و الدنيا خلافة عن النّبي ( ”
امامت، رهبري عمومي در دين و دنيا براي يکي از اشخاص به صورت نيابت از پيامبر مي‌باشد.”6
سيف الدين آمدي:
قال بعض الأصحاب أنّها عبارٌة عن الرئاسة في الدين و الدنيا عامة لشخص من الأشخاص و ينتقض ذلک بالنبوة و الحقّ أنّ الأمامه عبارةٌ عن خلافة شخص من الأشخاص للرسول ( في اقامة قوانين الشرع و حفظ حوزة المله علي وجه يجب اتباعَةُ علي کافة الأمة.
بعضي از اصحاب گفته‌اند که امامت عبارت از رهبري عمومي در دين و دنيا براي شخصي از اشخاص مي‌باشد ولي چنين تعريفي با نبوت نقض مي‌شود و حق اين است که بگوييم، امامت عبارت است از خلافت و نيابت شخصي از اشخاص از رسول اکرم ( در اقامه قوانين شرع و حفظ کيان امت مي‌باشد و به شکلي که تبعيت از آن بر همه امت واجب مي‌باشد.7
قاضي عبدالجبار:
إنّ الامام في اصل اللغة هو المقدم، سواء کان مستحقاً للتقديم أولم يکن مستحقاً و اما في الشرع فقد جعله اسماً لمن له الولاية علي الامة و التصرف علي وجه لا يکون فوق يده يد، احترازاً عن القاضي و المتولّي8
امامت در لغت به معناي مقدم مي‌باشد چه مستحق تقديم باشد چه نباشد و در شرع به کسي مي‌گويند که ولايتي بر امت داشته باشد و همچنين قدرت تصرف به صورتي که بالاتر از او کسي نباشد.
تعاريف امامت از ديدگاه شيعه
شيخ مفيد: “إنّ الائمّة القائمين مقام الانبياء في تنفيذ الاحکام و اقامة الحدود و حفظ الشرايع و تأديب الانام”9
امامان جانشين پيامبر اسلام در تبليغ احکام، بپا داشتن حدود اسلامي، پاسداري ازدين الهي و تربيت نفوس انساني است.
خواجه نصيرالدين طوسي: “الأمامة رئاسة عامّه دينيه، مشتمله علي ترغيب عموم الناس في حفظ مصالحهم الدينيه و زجرهم عمّا يضرّهم بحسبها”10
امامت رهبري عمومي در دين که شامل ترغيب عموم مردم در حفظ مصالح ديني و دنيوي و منع شان از مسائل مضر مي‌باشد.
علامه حلّي: “الأمامة رئاسة عامّة في امور الدنيا و الدين لشخصٍ من الأشخاص نيابةً عن النبي(“11
امامت رهبري عمومي در دين و دنيا براي يک انسان به جانشين پيامبر ( مي‌باشد.
با توجه به نقل نظرات فريقين، به اينجا مي‌رسيم که ماهيت امام در حد رتبه اول يعني زعامت جامعه که کمترين رتبه است تقليل دهيم، مورد توافق فريقين خواهد بود، ليکن با اضافه کردن دو رتبه بعدي، مفهوم امامت از مميزات شيعه خواهد بود.
علماي اماميه مفهوم امامت را برخلاف ديدگاه اهل سنت، تداوم نبوت پيامبر( مي‌داند و تبيين معصومانه دين را از وظايف ايشان تلقي مي‌کند، بنابراين نظر افعال و اقوال امام همچون پيامبر ( عين دين است.
با توجه به الهي بودن امامت، در نزد اماميه انتخاب و تعيين امام توسط مردم غير ممکن خواهد بود همانطوري که تعيين پيامبر اين چنين بوده است.
نتيجه مباحث گذشته اين است که امامت، جانشيني رسول اعظم ( در رياست عامه ديني بر مسلمانان در همه امور ديني و دنيوي آن‌هاست.
مفهوم ولايت
حال که مفهوم امامت را به صورت اجمال شناختيم، اکنون به يکي از واژه‌هايي که در اين تحقيق پيش روي ماست مي‌پردازيم.
براي مفهوم ولايت معاني مختلفي ذکر کرده‌اند بطوري که 20 معنا را لغت نويسان در کتابهاي خود آورده‌اند.
در اين بين نويسنده محترم کتاب قرآن و امامت اهل بيت ( مي‌نويسد:
لغت‌نويسان بيش از بيست معنا براي لفظ ولي و هم خانواده آن ذکر کرده‌اند که شماري از آنها عبارتند از: ياري کردن، دوست داشتن، سرپرستي نمودن، اداره کردن امور ديگران، هم پيمان شدن 12و … اما نکته شايسته توجه و دقت آن است که از مجموع معاني ياد شده براي لفظ ولي، مي‌توان يک معنا را بدست آورد و آن اينکه ولي به کسي گفته مي‌شود که شايستگي دارد تا امور ديگران را اداره کند و بر عهده بگيرد، ليکن در حوزه انديشه اسلامي به خصوص انديشه شيعي، ولايت در سايه سار امامت قرار مي‌گيرد.13
در اينجا لازم است بگوييم ولايت به معناي سلطه و حاکميت مطلق فقط از آن خالق هستي، خداوند عزّوجل مي‌باشد و ولايت پيامبر ( و ائمه معصومين ( در طول اين ولايت قرار دارد همانطوري که از آيه شريفه همين معنا استفاده مي‌شود: “النبيُّ أولي بالمؤمنينَ من أنفسِهِم”14
بنابراين براساس اعتقاد اماميه، ولايت امام معصوم بر جان و مال مردم از نوع تبعيت از ولايت خداوند سبحان است لذا مي‌فرمايد: “اطيعو الله و اطيعوالرَّسولَ و أولي الأمر منکم”15
زندگينامه مؤلف تفسير کشاف
ابوالقاسم محمود زمخشري در شب چهارشنبه ??رجب سال???هـ. ق در زمان سلطان جلال‌الدين ابوالفتح ملکشاه در روستاي “زمخشر” از توابع خوارزم، ديده به جهان گشود و به خاطر اينکه بخش زيادي از عمر خود را در مکه و در کنار خانه‌ي خدا سپري کرد، به او لقب “جارالله” دادند. همچنين به دليل تبحر در علوم مختلف لقب “فخر خوارزم” را از آن خود گردانيد.
زمخشري در جامعه‌اي مي‌زيست که عقايد و فرهنگ اسلام و زبان و ادبيات عرب، ديگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها را تحت تأثير امواج خود، قرار داده بود، ولي با اين وجود آداب و رسوم و فرهنگ اقليت‌هاي غير مسلمان نيز در جامعه‌ي اسلامي از يک طرف و به‌ وجود آمدن نهضت ترجمه از سوي ديگر، بر افکار ديني، فرهنگ و تمدن اسلامي، تأثير گذاشت و اين تغيير و تحول نيز باعث به‌وجود آمدن عقايد گوناگون و فرقه‌هاي مختلف اسلامي شد و سرانجام اين اختلاف‌ها به درگيري و ناامني در زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي منجر گرديد.
اما علي‌رغم همه‌ي اينها، برخي از پادشاهان، امرا و وزراء با بنيانگذاري مدارس، توجه به کتابخانه‌ها، شرکت در حلقه‌هاي درس و مجالس مناظره، باعث به ‌وجود آمدن حرکت‌هاي علمي مختلف در زمينه ي : حديث، تفسير، تاريخ، جغرافيا، لغت، ادبيات، فلسفه و منطق، شدند.16
ايشان در عصري که علم و ادب در سرزمين خوارزم، رونق زيادي داشت در روستاي “زمخشر” در ميان خانواده‌هاي فقير و متدين بزرگ شد و در آغوش خانواده‌ي خود برخي از علوم و ادب روز را ياد گرفت.
زمخشري براي ادامه‌ي تحصيل و طلب علم به بخارا و از آنجا به خراسان رفت و در اين ديار با برخي از دولت‌ مردان سلجوقي، ارتباط برقرار نمود. سپس راهي اصفهان شد و پس از مدتي راه بغداد را در پيش گرفت و با علماي آنجا به مناظره پرداخت و در حلقه‌ي درس آن‌ها، شرکت نمود و به سخنانشان، گوش فرا داد.
اين مفسر بزرگ تشنه‌ي علم و ادب بود و در عصر خود به عنوان بزرگترين دانشمند غيرعرب از همه بيشتر بر زبان و ادبيات عرب، کتب و منابع آن، اطلاع و آگاهي داشت. قفطي مي‌گويد: “به محض اينکه وارد شهري مي‌شد، در اطراف او گرد مي‌آمدند، شاگرد وي مي‌شدند، از او بهره مي‌گرفتند و استفاده مي‌نمودند. او در ادبيات عرب و نسب و رجال عرب، دانشمند بود، در خوارزم اقامت گزيد که دل شترها به سوي آن سوق داده مي‌شد، در حياط خانه‌ي او بار و بنه مردان باز مي‌شد و با نام او شتر آرزوها به حرکت درمي‌آمد.17
محمود زمخشري در علم تفسير، قرائت، حديث، فقه، لغت، نحو، بلاغت (معاني، بيان و بديع) علم کلام، منطق، ادبيات و شاخه‌هاي مختلف آن‌ها امام و پيشوا بوده است، زمخشري با علاقه‌ي زياد اين علوم را دنبال نموده و با دقت فراوان و نظري منتقدانه به بررسي اين علوم مي‌پردازد و در اکثر آن‌ها صاحب نظر مي‌شود که هيچ کدام از تاريخ نگاران اين حقيقت را انکار نمي‌کنند، تفسير کشاف که يک تفسير علمي، عقلي، ادبي، فقهي و فلسفي است خود به تنهايي شاهد و گواه بر علم، هوش و استعداد او مي‌باشد.
تنوع موضوعات در تأليفات زمخشري در حقيقت بيانگر فضل و بزرگواري اين انديشمند فرزانه مي‌باشد. نثر زمخشري، نثري فني تا حدودي سنگين و مسجع است که از صنايع بديعي بسيار زياد بهره مي‌گيرد.زمخشري نه‌تنها عالم و نويسنده، بلکه خطيب و شاعر نيز بوده، وي در شعرش نيز از صنايع بديعي زيادي بهره مي‌گيرد، اما نه به ميزان نثرش و از طرفي ديگر مسايل علمي بر اشعار وي سايه افکند.
ابن‌خلکان در مورد او مي‌گويد: “الامام الکبير في التفسير والحديث والنحو واللغة وعلم البيان، کان امام عصره من غير مدافع تشد اليه الرحال في فنونه”.18
زمخشري در تفسير حديث، نحو، لغت و علم بيان، پيشوا و رهبر بود، بدون رقيب امام عصر خود به شمار مي‌آيد که به‌ خاطر علم و هنرش، کاروان‌ها به سوي او مي‌آمد؛ ايشان در علوم ديني و ادبي مانند تفسير، حديث، فرايض، فقه، اصول فقه، لغت، نحو، عروض، مواعظ و نصايح، اخلاق و شعر تأليفات زياد و ارزشمندي از خود به يادگار گذاشته است که نشانه‌ي تبحر و فراست او در علوم مختلف مي‌باشد.
اما مهم‌ترين تأليف ايشان تفسير کشاف مي‌باشد که خود در مورد انگيزه‌ي نوشتن آن، در مقدمه‌ي کوتاهي که نگاشته است، پس از سپاس و ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر ( و تکيه و تأکيد بر جايگاه بلند دانش و تفسير در ميان علوم اسلامي و نيازمندي همگان به آگاهي از قرآن و آشنايي به دانش تفسير، چنين نوشته است:
برادران ديني از فاضلان اهل توحيد و فرقه‌ي ناجيه (معتزليان) که جامع علوم عربيت و اصول ديانت‌اند؛ چون در تفسير آيات به من مراجعه مي‌کردند و من پرده از برخي حقايق آيات برمي‌گرفتم، تعجب مي‌کردند و تحسين مي‌نمودند. مراجعه‌هاي مکرر و بازگويي حقايق، شوق و رغبت را در آنان افزون ساخت، از اين ‌روي، از من خواستند کتابي بسازم که اين حقايق را بازگويد و سرچشمه‌هاي گفتار را در تأويل آيات باز شناساند. من از اين کار سرباز مي‌زدم، ولي آنان در مراجعه‌ اصرار مي‌ورزيدند و در راه تحقق بخشيدن به اين آرزو، به عالمان اهل توحيد و عدل، پناه برده آنان را واسطه قرار مي‌دادند، تا من به اين کار تن دادم و حقايقي از سوره‌ي توحيد و بقره را به تفصيل باز گفتم… و بالاخره ديگر بار تفسير قرآن را از سرگرفتم، ولي شيوه‌ي اختصار را برگزيدم، با اين تعهد که فوايد بسياري در لابلاي آن عرضه کنم.19
بدين‌سان زمخشري، تفسير را به‌عنوان پاسخي مثبت به برادران ديني‌اش از معتزليان مي‌نگارد و گويا مسؤوليت دفاع از اصول و مباني اعتزال را به دوش مي‌کشد و اين وظيفه را هرگز در تمام تفسيرش فراموش نمي‌کند. باري، تفسير زمخشري، در ميان آثار تفسيري از جايگاه بلند و مقام رفيعي برخوردار است.
اين کتاب، يکي از معروف‌ترين و متقن‌ترين تفاسير اهل‌سنت است. از نظر نکات ادبي، به خصوص نکات بلاغتي، در ميان تمامي تفاسير ممتاز است؛ گويا نگارش کشاف در مکه‌ي معظمه قطعي است. او براي تفسير کشاف ارزش فوق‌العاده‌اي قايل بود. ازاين‌روي، به آن اهميت مي‌داد.
سبک تفسيري زمخشري
اسلوب ايشان در تفسير آيات اين است: ابتدا بخشي از آيات را مي‌آورد و به تبيين و توضيح جملات آنها مي‌پردازد و در ضمن آن، در قالب پرسش‌ها و پاسخ‌ها (ان قلتَ قلتُ) و… به تشريح و تفسير ادامه مي‌دهد و در راستاي توضيح آيات، به جنبه‌هاي بلاغي، نحوي، ادبي و قرائتي آيات، به‌دقت رسيدگي کرده و شأن نزول آيات و ديگر ويژگي‌هاي کلام الهي را بررسي مي‌کند. افزون بر آنچه گذشت زمخشري در تفسير آيات، به حل معضلات اعتقادي پرداخته و براي عقل، جايگاه بلندي در تفسير آيات معتقد شده است.
مهم‌ترين ويژگي اين تفسير، جنبه‌هاي ادبي و بلاغي آن است. بکارگيري دانش بلاغت، صرف و نحو و لغت در تفسير آيات و تبيين و تشريح جنبه‌هاي بلاغي قرآن در تفسير کشاف آنچنان هنرمندانه، عالمانه و ژرف‌نگرانه است که مخالفين سرسخت زمخشري را نيز، به اعتراف واداشته است و آنان نيز، از اين جهات تفسير وي را ستوده‌اند.
مكتب تفسيري معتزله
معتزله فرقه‌اي كلامي است كه در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم هجري و در كشاكش نبرد قدرت امويان و عباسيان پيدا شد و در عصر عباسي به اوج خود رسيد.مؤسس اين فرقه واصل بن عطاء(80 ـ 131هـ.ق) متولد مدينه بود كه در شهر بصره ساكن شد و در همين شهر مكتب اعتزال را تشكيل داد و مهم‌ترين دوران معتزله بين سالهاي 100 تا 255 هـ بود.20 تقريبا ميان علماي علم کلام تقسيم اصول خمسه اعتزالي به ترتيب ذيل مورد وفاق است.
1-توحيد 2-عدل 3-وعد و وعيد 4-منزلة بين منزليتن 5-امر به معروف و نهي از منکر.21
ويژگيهاي تفسير اعتزالي
بدون شك تفسيري كه بايد در برابر عقيده خاضع باشد، احتياج به مهارت خاصي داشته و بايد تكيه‌اش بر عقل بيشتر از تكيه اش بر نقل باشد؛ تا مفسر بتواند عبارت را آن طور كه مي‌خواهد بچرخاند و آن را ازحالت تعارض با عقيده خارج سازد .معتزله گرچه تفسير خود را بر مبناي عقايدشان پايه گذاشته‌اند اما در تفسير از ويژگيهايي برخوردارند كه به اختصار به ذكر آنها مي‌پردازيم :
معتزله در تفسـير آياتـي كه ظاهـرشان با هم تعـارض دارد، عقـل را حاكم مي کند. اين در حالي است كه مفسران غير معتزلي براي فهم چنين آياتي، اصالت را به نقل داده و آنچه را كه از معصوم( يا صحابه يا تابعين رسيده است را بر عقل خود مقدم مي‌دانند .
معتزله احاديث صحيحي را كه با اصول مذهبشان سازگاري ندارند، انكار كردند. گرچه آثار استناد به نقل و روايات در تفسير آنها وجود دارد22 و معناي اين انكار به هيچ وجه قيام بر عليه حديث يا تفسير نقلي نيست.
در تفسير معتزله، لغت، جايگاه خاصي دارد. مفسران مكتب اعتزال بيشترين استفاده از لغت را در تفاسير خود مي‌برند. هر جا كه عبارت قرآني ، ظاهرش با مقام ربوبي سازگار نباشد و يا اينكه عبارت شامل تشبيه است يا با عقايدشان نمي‌خواند، اولاً سعي در ابطال معني متشابه نموده، سپس معني ديگري كه براي آن عبارت قرآني مي‌توانند در لغت پيدا كنند را اثبات نموده تا “تشابه” را از عبارات برطرف نموده و آنها را با عقيده‌ي خود نيز سازگار نمايند. براي اين كار بيشترين استفاده را از لغت و اشعار قديم عرب نموده‌اند .

فصل دوم
آيات امامت عامّه

پيش در آمد
آيات امامت عامه در قرآن فراوان هستند که در اين فصل به آيات منتخب اشاره خواهيم نمود.
امامت عامه علمي است که از ضرورت وجود امام در جامعه و اثبات عصمت ، افضليت، علم الهي و لدني و معجزه براي مقام امام معصوم و جايگاه امامت بحث مي شود. و آيات ذکر شده در اين فصل ناظر به همين موضوعات هستند.
يکي از دلايل مهم اثبات امامت اهل بيت( بصورت عام تمسک به آيات ولايت و امامت در قرآن کريم است، در اين فصل آيات منتخب قرآن کريم که عبارتند از: آيه صالح المومنين، آيه صادقين، آيه مباهله و آيه تطهير مورد بررسي قرار مي گيرد که پس از نقل نظر زمخشري در تفسير کشاف مطالب دو قسمت ارائه خواهد شد:
الف) نقد و بررسي آيه از ديدگاه زمخشري و ساير اهل سنت
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه
در پايان هر آيه جمع بندي بحث آورده مي شود. از رهگذر اين مباحث به اثبات امامت عامه اهل بيت ( مي پردازيم.
گفتار اول: آيه صالح المؤمنين، تحريم/4
آيه: “إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهيرٌ”
ترجمه: شما اي دو همسر پيامبر، اگر به درگاه خداوند توبه کنيد، بي‌گمان دلهايتان به حق گرايش يافته است، و اگر به زيان او پشت به پشت هم شويد بدانيد که خداوند کارساز اوست و نيز جبرئيل و درستکاران مؤمن کارسازان اويند و نيز فرشتگان پس از او پشتيبانند.
الف- نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت
نظر زمخشري
ايشان در ذيل اين آيه مي‌گويد: “أن تتوبا” که در آيه آمده است از طريق التفات متوجه حفصه و عايشه است و در واقع آيه به طور رسا از آنها عتاب مي‌کند.
از بياني که در تفسير اين آيه ذکر کرده است عتاب و سرزنش حفصه و عايشه به خاطر اين بوده است که از آن چيزي که پيامبر ( دوست مي‌داشت، آنها ميل نمي‌ورزيدند و اگر از چيزي ناپسند مي‌شدند، آنها مي‌پسنديدند.
وي در ادامه مي‌گويد: “فقد صغت قلوبکما” يعني بايد توبه کنيد.
سپس در مورد پشتيبان پيامبر اکرم( اضافه مي‌کند که خداوند و جبرئيل که يکي از بزرگترين شخصيت کروبيان است و مؤمناني که صالح باشند پشتيبان رسول اعظم ( هستند.
ايشان در آخر تفسير اين آيه سؤالي را مطرح مي‌کند و مي‌گويد:
اگر بپرسند صالح المؤمنين مفرد است يا جمع؟ در پاسخ بايد گفت: مفردي است که مراد از آن جمع است، چنانکه در عربي مي‌گويند (لا يفعل هذا صالح من الناس) که مراد از آن بيان جنس و مانند آن است که گويند (لا يفعله من صلح منهم) و (کنت في السامر و الحاضر) همچنين اصل آن مي‌تواند (صالحوا المؤمنين) به (واو) بوده که در لفظ آن را بدون (واو) نوشته‌اند، زيرا مفرد و جمع در آن تفاوتي با همديگر نمي‌کند.23
با توجه به اهميت واژه “مولا” در ذيل اين آيه و معنا کردن آن به وسيله تعمق در معناي آن مهمترين فراز اين آيه است ولي زمخشري هيج گونه اشاره اي به آن ننموده است ولي سعي ما بر اين است در ديگر نظرات به اين فقره اشاره کنيم.24
نظر آلوسي در تفسير روح المعاني
ايشان پس از اينکه آن دو نفر را حفصه و عايشه قلمداد مي‌کند مي‌گويد: “إن تتوبا” التفات از غايب به حاضر است و اين به دليل اينکه در عتاب و سرزنش مبالغه کرده باشد و دليل اين عتاب را عمل آن دو زن برخلاف خواسته پيامبر اکرم( است در جايي که ايشان چيزي را مي‌پسندد آنها نمي‌پسنديدند و برعکس.
در ضمن ايشان مي‌گويد: جمع در “قلوبکما” برخلاف اينکه بايد به صورت مثني مي‌آورد به اين دليل است که جمع دو مثني در کنار هم با وجود ظهور مراد کراهت دارد و از لحاظ ادبي درست نيست.25
سپس پشتيباني جبرئيل و صالح المؤمنين را در راستاي خداوند سبحان مي‌انگارد.
بعد از بحث مفصلي که در ذيل آيه مي‌کند به محل بحث ما يعني کلمه صالح المؤمنين مي‌رسد و از همان ابتداي بحث روايات مختلفي را نقل مي‌کند که دلالت بر اين مي‌کند که صالح المؤمنين وجود مبارک اميرالمؤمنين علي ( است.
و أخرجَه ابن مردويه و ابن عساکر عن ابن عباس و اخرج ابن مردويه عن أسماء بنت عيسي قالت، سمعت رسول الله (يقول: “و صالح المؤمنين” علي ابن ابي طالب(؛ و روي الأماميه عن ابي جعفر أن النبيّ (حين نزلت أخذ بيد عليّ کرم الله وجهه فقال: يا أيها النّاس هذا صالح المؤمنين26
اين نقل ايشان صراحت در اين دارد که صالح المؤمنين، حضرت علي ( است.
البته بعد از اين روايت، روايات ديگري را نقل مي‌کند که صالح المؤمنين را ابوبکر و عمر مي‌داند، ولي ايشان با مرفوع خواندن اين روايت27 جهت احتياط مي‌گويد به عموم صالح المؤمنين تمسک مي‌کنيم که هم شامل علي ابن ابيطالب ( است هم شامل ابوبکر و عمر شود.
نظر ابن کثير در تفسير القرآن العظيم
ابن کثير در تفسيرش با نقل روايات و



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید