تقديم به:
پدر و مادرم که نخستين آموزگاران زندگي ام بودند.
معلمينم که راه علم آموزي را برايم هموار کردند.
اساتيدم که چراغ هدايت اين راه بودند.
برادرانم که سبب دلگرمي ام هستند.
و دوستان عزيزم.
تقدير و تشکر:
ضمن سپاس و ستايش به درگاه ايزد منان که به من توانايي دا د که با استعانت از او بتوانم اين پژوهش را انجام دهم، بر خود لازم مي بينم از دلگرمي و تشويق اساتيد و دوستان که در نگارش اين مجموعه مرا ياري نمودند، قدرداني نمايم:
جناب آقاي حبيب رودساز، استاد راهنما، که در طول نگارش اين مجموعه با راهنمايي هاي عالمانه و بجايشان، سکان دار شايسته اي در هدايت اين پايان نامه بوده اند.
جناب آقاي دکتر محمدرضا کريمي علويجه، استاد مشاور، که با سعه صدر مشاوره اين تحقيق را پذيرفتند و در طول نگارش اين مجموعه همواره از نظرات کارشناسانه شان، بهره جستم.
جناب آقاي دکتر سعيد زرندي که زحمت داوري اين پايان نامه با ايشان بوده است.
همچنين مسئولين کتابخانه و آموزش دانشگاه و تمامي کساني که در طي اجراي اين تحقيق، همکاري صميمانه اي با من داشتند.
و در خاتمه از همه کساني که دين و حقي نسبت به من دارند، بخصوص پدر و مادرم که دلسوزانه برايم زحمت کشيده اند، برادرانم، دوستان ارجمندم و ديگر بزرگواراني که مرا در انجام اين تحقيق ياري نمودند، قدرداني و تشکر مي نمايم.
دانشگاه علامه طباطبايي
دانشکده مديريت و حسابداري
پايان‌نامه کارشناسي ارشد رشته مديريت کارآفريني گرايش کسب و کار
تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار‌هاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي
نگارش
فاطمه شريف نژاد
استاد راهنما
دکتر حبيب رودساز
استاد مشاور
دکتر محمدرضا کريمي علويجه
زمستان
????
چکيده:
هدف اين تحقيق، روشن نمودن تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار هاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي است.تحقيق حاضر بر اساس هدف کاربردي و به لحاظ شيوه جمع آوري داده‏ها توصيفي، از نوع پيمايشي مي‏باشد. جامعه آماري اين بررسي کسب و کار‌هاي خانوادگي موجود در صنعت پوشاک ورزشي در شهر تهران و تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان 80 نفر مي باشد. براي تعيين رابطه متغيرها و آزمون فرضيات، از نرم افزارهاي SPSS و SMARTPLS2 و براي ارزيابي مدل مفهومي از مدل معادلات ساختاري بهره گرفته شده است.
يافته هاي تحقيق حاکي از تاثير مثبت گرايشات استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي و تاثير مثبت گرايشات ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي با ميانجي گري رسمي سازي در کسب و کارهاي خانوادگي مي باشد و فرضيه تاثير مستقيم گرايش ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تاييد نگرديد.
کلمات کليدي:
کسب و کار خانوادگي1، گرايشات ارزشي2، گرايشات استراتژيک3، رسمي سازي4، رشد کسب و کار5
fatemehsharifnejad@yahoo.com
فهرست مطالب
فصل اول:کليات تحقيق1
مقدمه3
1-1 بيان مسئله4
2-1 اهميت وضرورت موضوع7
3-1 اهداف تحقيق8
1-3-1 هدف اصلي8
2-3-1 هدف کاربردي9
4-1 سؤالات اصلي وفرعي تحقيق9
1-4-1 سؤال اصلي تحقيق8
2-4-1 سؤالات فرعي تحقيق9
5-1 فرضيه هاي تحقيق9
6-1 متغيرهاي تحقيق10
1-6-1 متغير برونزا(مستقل)10
2-6-1 متغير درونزا(وابسته)10
7-1 روش شناسي تحقيق10
8-1 قلمرو تحقيق11
1-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق11
2-8-1 قلمرو مکاني تحقيق11
3-8-1 قلمرو زماني تحقيق11
9-1 روش نمونه گيري وتخمين حجم جامعه11
10-1 ابزار گردآوري اطلاعات11
11-1 شرح واژه هاو اصطلاحات تحقيق12
فصل دوم:مباني نظري و پيشينه تحقيق17
مقدمه19
1-2 مباني نظري تحقيق19
1-1-2 کسب وکار19
2-1-2 کسب وکار خانوادگي20
3-1-2 مقياس کسب وکار خانوادگي22
4-1-2 تفاوت کسب وکار خانوادگي و غير خانوادگي23
5-1-2 وضعيت کسب وکار ها و شرکت هاي خانوادگي در برخي کشورهاي جهان24
6-1-2 رشد کسب وکار25
1-6-1-2 ابعاد رشد کسب وکار27
7-1-2 گرايش ارزشي28
8-1-2 گرايش استراتژيک32
1-8-1-2 گرايش به بازار33
2-8-1-2 گرايش به نوآوري35
3-8-1-2 گرايش ارتباط با مشتري (مشتري گرايي)36
4-8-1-2 گرايش به برند36
5-8-1-2 گرايش کارآفرينانه39
6-8-1-2 گرايش به يادگيري40
2-2 پيشينه تحقيق42
1-2-2 پيشينه خارجي42
2-2-2 پيشينه داخلي44
3-2 چارچوب نظري46
پيوست فصل دوم : مروري بر صنعت پوشاک و معرفي کسب وکارهاي خانوادگي پوشاک ورزشي ايران و جهان51
4-2 صنعت پوشاک53
1-4-2 تاريخچه پوشاک در جهان53
2-4-2 تاريخچه پوشاک در ايران54
3-4-2 صنعت پوشاک در ايران54
4-4-2 بررسي وضعيت تجارت پوشاک ايران55
5-4-2 روند صنعتي شدن توليد پوشاک56
6-4-2 دوازده برند معروف پوشاک ورزشي جهان58
1-6-4-2کسب و کارهاي خانوادگي پوشاک ورزشي جهان65
7-4-2 کسب و کارهاي خانوادگي ايراني در پوشاک ورزشي58
فصل سوم:روش شناسي تحقيق61
مقدمه63
1-3 روش تحقيق64
1-1-3 روش تحقيق براساس هدف64
1-1-1-3 تحقيقات بنيادي65
2-1-1-3 تحقيقات کاربردي65
3-1-1-3 تحقيقات توسعه اي65
4-1-1-3 تحقيقات ارزيابي65
2-1-3 روش تحقيق براساس ماهيت و روش66
2-3 جامعه آماري،تعيين حجم نمونه و روش نمونه گيري67
3-3 روش گردآوري اطلاعات68
1-3-3 مطالعات کتابخانه اي68
2-3-3 تحقيقات ميداني68
4-3 پرسشنامه 69
1-4-3 پايايي و روايي پرسشنامه70
1-1-4-3 پايايي71
2-1-4-3 روايي72
2-4-3 مقياس هاي مورد استفاده پرسشنامه74
1-2-4-3 مقياس اسمي74
2-2-4-3 مقياس ترتيبي75
3-2-4-3 مقياس فاصله اي75
4-2-4-3 مقياس نسبي75
5-3 روش هاي تجزيه و تحليل داده ها76
1-5-3 تحليل مسير77
2-5-3 تحليل عاملي تاييدي78
6-3 دلايل انتخاب روش پي.ال.اس براي اين مطالعه78
7-3 نتيجه گيري79
فصل چهارم:تجزيه وتحليل داده ‏ها81
مقدمه83
1-4 تجزيه وتحليل توصيفي داده ها85
1-1-4 تحليل داده هاي جمعيت شناختي85
1-1-1-4 متغيرجنسيت پاسخ دهندگان85
2-1-1-4 متغيرسن پاسخ دهندگان86
3-1-1-4 متغيرتحصيلات پاسخ دهندگان87
4-1-1-4 متغير وضعيت تأهل پاسخ دهندگان:88
5-1-1-4 متغير ميزان درگيري ومشارکت اعضاي خانواده در مديريت امور کسب وکار89
6-1-1-4 متغير اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار90
7-1-1-4 متغير درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار91
8-1-1-4 متغير نوع مالکيت کسب وکار92
9-1-1-4 متغير سال شروع فعاليت کسب وکار93
10-1-1-4 متغير از والدين به ارث رسيدن کسب وکار94
11-1-1-4 متغير شيب رشد تعداد کارکنان کسب وکار95
12-1-1-4 متغير تعدادکارکنان درسال 9396
2-4 تجزيه وتحليل استنباطي داده ها97
1-2-4 بررسي تأثيرات متغيرهاي جمعيت شناسي برمتغيرهاي درونزا97
1-1-2-4 تحليل تأثير جنسيت برمتغيرهاي درونزا97
2-1-2-4 تحليل تأثير سن برمتغيرهاي درونزا99
3-1-2-4 تحليل تأثير تحصيلات برمتغيرهاي درونزا100
4-1-2-4 تحليل تاثير وضعيت تأهل مديران برمتغيرهاي درونزا101
5-1-2-4 تحليل تأثير ميزان درگيري و مشارکت اعضاي خانواده در مديريت امورکسب وکار برمتغيرهاي درونزا103
6-1-2-4 تحليل تأثير اعضاي خانواده داراي حق مالکيت بر متغير هاي درونزا104
7-1-2-4 تحليل تاثير درصد سهامداري اعضاي خانواده بر متغيرهاي درونزا106
8-1-2-4 تحليل تأثير نوع مالکيت کسب وکار بر متغيرهاي درونزا107
9-1-2-4 تحليل تأثير سال شروع فعاليت بر متغيرهاي درونزا108
10-1-2-4 تحليل تاثير به ارث ماندن کسب وکار بر متغيرهاي درونزا110
11-1-2-4 تحليل تأثير شيب افزايش تعدادکارکنان بر متغيرهاي درونزا111
12-1-2-4 تحليل تأثير تعداد کارکنان درسال 93 برمتغيرهاي درونزا112
3-4 روش مدل سازي معادلات ساختاري(SEM)114
4-4 روش حداقل مربعات جزئي(PLS)114
1-4-4 بررسي برازش مدل به روش(PLS)115
1-1-4-4 بررسي برازش بخش مدل هاي اندازه گيري115
2-1-4-4 بررسي برازش بخش مدل ساختاري121
3-1-4-4 بررسي برازش بخش مدل کلي125
5-4 تحليل داده ها متناسب با فرصيات پژوهش125
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادها129
مقدمه131
1-5 يافته هاي تحقيق131
1-1-5 نتايج بررسي هاي جمعيت شناختي131
2-1-5 نتايج فرضيه هاي تحقيق132
1-2-1-5 فرضيه اول132
2-2-1-5 فرضيه دوم133
3-2-1-5 فرضيه سوم134
4-2-1-5 فرضيه چهارم136
2-5 پيشنهاد ها136
1-2-5 پيشنهاد هاي اجرايي مبتني بريافته هاي پژوهش136
2-2-5 پيشنهاد به محققين آتي138
3-5 موانع ومحدوديتهاي تحقيق138
منابع و مآخذII
منابع فارسيIV
منابع لاتينVIII
پيوست 1:XVI
پرسشنامهXVIII
فهرست اشکال
شکل 1-2: ابعاد رشد در يک سازمان( منبع: هنري مينتزبرگ)41
شکل 2-2: مدل مفهومي تحقيق64
شکل1- 4: نمودار فراواني جنسيت پاسخ دهندگان103
شکل2-4: نمودار فراواني سن پاسخ دهندگان104
شکل3-4: نمودار فراواني تحصيلات105
شکل4-4: نمودار فراواني وضعيت تأهل106
شکل5-4: نمودار فراواني ميزان مشارکت اعضاي خانواده درمديريت امورکسب وکار107
شکل6-4: نمودار فراواني اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار108
شکل7-4: نمودار فراواني درصد سهام اعضاي خانواده درکسب وکار109
شکل8-4: نمودار فراواني نوع مالکيت کسب وکار110
شکل9-4: نمودار فراواني سال شروع فعاليت کسب وکار111
شکل10-4: نمودار فراواني به ارث رسيدن کسب وکار112
شکل11-4: نمودار فراواني شيب رشد تعداد کارکنان کسبوکار113
شکل12-4: نمودار فراواني تعداد کارکنان درسال 93114
شکل 13-4: ضرايب معناداري مدل براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري139
شکل 14-4:ضرايب معناداري مدل براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري پس از حذف فرضيه چهارم140
شکل 15-4: مدل معادلات ساختاري در حالت تخمين ضرايب مسير141
فهرست جداول
جدول 1-1: سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي ازکشورهاي جهان20
جدول 1-2: درصد شرکتهاي خانوادگي ازکل شرکتهاي موجود در برخي کشورهاي جهان37
جدول 2-2: طبقه بندي انواع کسب وکارها و درصد هرکدام از آنها از کل کسب وکار هاي خانوادگي38
جدول 3-2: جدول پشتيبان فرضيات و متغير‏ها62
جدول 4-2: برندهاي پوشاک ورزشي72
جدول 1-3: مدل تحليلي پژوهش(تعريف عملياتي متغيرها)85
جدول2-3: نتايج آزمون آلفاي کرونباخ پيش آزمون88
جدول1-4: آزمون اعتبار شاخصها با استفاده ازآزمون كرونباخ101
جدول 2-4: توزيع فراواني متغير جنسيت102
جدول 3-4: توزيع فراواني متغير سن103
جدول 4-4: توزيع فراواني متغير تحصيلات104
جدول 5-4: توزيع فراواني متغير وضعيت تأهل105
جدول 6-4: توزيع فراواني متغير ميزان درگيري و مشارکت اعضاي خانواده در مديريت امورکسب وکار106
جدول 7-4: توزيع فراواني متغير اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار107
جدول 8-4: توزيع فراواني متغير درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار108
جدول 9-4: توزيع فراواني متغير نوع مالکيت کسب وکار109
جدول 10-4: توزيع فراواني سال شروع فعاليت کسب وکار110
جدول 11-4: توزيع فراواني از والدين به ارث رسيدن کسب وکار111
جدول 12-4: توزيع فراواني شيب رشد تعدادکارکنان کسب وکار112
جدول 13-4: توزيع فراواني تعدادکارکنان درسال 93113
جدول 14-4: ميانگين وانحراف معيارنمرات115
جدول 15-4: خلاصه آزمونT115
جدول 16-4: خلاصه آزمونANOVA116
جدول 17-4: خلاصه آزمونANOVA117
جدول 18-4: ميانگين وانحراف معيارنمرات118
جدول 19-4: خلاصه آزمونT119
جدول 20-4: خلاصه آزمونANOVA120
جدول 21-4: خلاصه آزمونANOVA121
جدول 22-4: ميانگين وانحراف معيارنمرات123
جدول 23-4: خلاصه آزمونT124
جدول 24-4: خلاصه آزمونANOVA124
جدول 25-4: خلاصه آزمونANOVA126
جدول 26-4: ميانگين وانحراف معيار نمرات127
جدول 27-4: خلاصه آزمونT128
جدول 28-4: خلاصه آزمونANOVA128
جدول 29-4: خلاصه آزمونANOVA130
جدول 30-4: بارعاملي شاخصهاي تحقيق133
جدول 31-4: آلفاي کرونباخ و پايايي ترکيبي سازه هاي اصلي135
جدول 32-4: نتايجAVE136
جدول 33-4: نتايجAVEپس ازحذف سوال(Q36)136
جدول 34-4: ماتريس بررسي روايي واگرا در مورد سازه هاي پژوهش137
جدول 35-4: مقادير R^2 براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري141
جدول 36-4 ضرايب مسير،آماره يtوضريب تعيين (متغيروابسته: رسمي سازي)142
جدول 37-4 ضرايب مسير،آماره يtو ضريب تعيين (متغيروابسته: رشدکسب وکار)143
جدول 38-4: ضرايب مسير،آماره يtوضريب تعيين (متغيروابسته: رشدکسب وکار)147
فصل اول:
کليات تحقيق
مقدمه
در حال حاضر کسب‌وکارهاي خانوادگي به‌عنوان يکي از شاخه‌هاي کارآفريني از روند رو به رشدي برخوردار مي‌باشند. در حدود 90 درصد از کسب‌وکارهايي که در آمريکا شکل مي‌گيرند از نوع خانوادگي مي‌باشند. در ايران نيز بااينکه آمار رسمي از سوي مراجع معتبر درزمينه? کسب‌وکارهاي خانوادگي منتشر نشده است ولي روند رو به رشد شکل‌گيري اين کسب‌وکارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده هست. با توجه به اين موارد مي‌توان دريافت که رشد و يا شکست کسب‌وکارهاي خانوادگي به‌طور مستقيم در رشد اقتصادي جوامع تأثيرگذار است. به همين دليل تعيين عوامل مؤثر در اين زمينه از اهميت بالايي برخوردار مي‌باشد.
يك عامل ثابت در اين کسب‌وکارها، درگير بودن اهداف خانواده با اهداف کسب‌وکار است، كه ممكن است مستقيماً و يا غيرمستقيم با عملكرد کسب‌وکار مرتبط باشد. براي آنكه کسب‌وکاري مانند شركت خانوادگي در يك رقابت شديد بازار جهاني در قرن 21 پايدار باشد لازم است يك هم‌افزايي و همزيستي مابين کسب‌وکار و خانواده وجود داشته باشد. کسب‌وکار بايد در مسيري انجام شود تا براي خانواده ارزش‌آفريني نمايد و خانواده نيز بايد براي کسب‌وکار بايد ارزش افزوده‌اي داشته باشد كه بدون خانواده امكان‌پذير نباشد. در غير اين صورت هيچ‌گونه دليلي براي توجيه دخالت خانواده وجود ندارد. بر همين اساس،‌ هدف خانواده نيز احتمالاً بيش از بيشينه‌سازي ثروت مي‌باشد چراکه اين هدف تنها مشخصه قسمت کسب‌وکار، و نه زوج کسب‌وکار- خانواده است.
از طرفي کسب‌وکارهاي خانوادگي همچون ديگر کسب‌وکارها در شرايط متغير و نامطمئن پر از رقابت کنوني در تلاش‌اند که در مواجهه با اين تغييرات به بهترين شکل عمل کنند و به مزيت رقابتي پايدار نسبت به رقبا دست يابند. هدف اصلي مديريت استراتژيک دستيابي به شيوه‌ي عملکردي است که به شرکت‌ها اجازه مي‌دهد در برابر رقبا بهتر عمل کنند. تأثير ابعاد شش‌گانه گرايشات استراتژيک: گرايش به کارآفريني (گرايش کارآفرينانه)، گرايش به نوآوري، گرايش به ارتباط با مشتري (مشتري‌گرايي)، گرايش به بازار (بازار گرايي)، گرايش به برند (برند گرايي) و گرايش به يادگيري (يادگيري محوري) بر روي رشد کسب‌وکارهاي خانوادگي در اين پژوهش مورد بررسي قرارگرفته است.
در اين فصل از پژوهش به کليات تحقيق پرداخته مي‌شود که پس از بيان مسئله، اهميت و ضرورت پژوهش و روش تحقيق ارائه خواهد شد. اهداف، فرضيات و تعريف واژگان و اصطلاحات تحقيق از ديگر مطالب اين فصل است.
1-1 بيان مسئله
در سال‌هاي اخير کسب‌وکار خانوادگي6 به‌عنوان عامل مهمي در توسعه اقتصاد جهاني شناخته‌شده است. بخش قابل توجهي از کسب‌وکارهاي موجود بر پايه مديريت با مالکيت خانوادگي استوار است، اما تصور و باور ما از کسب‌وکار خانوادگي چيست:
کسب‌وکارهايي که بخش عمده مالکيت و کنترل آن در اختيار يک خانواده است و خانواده به‌طور کامل و يا پاره‌وقت مستقيما در آن درگير مي‌باشد (رزنبلات و اندرسون7،1981).
آنچه به راستي کسب و کارهاي خانوادگي را منحصر به فرد مي کند وجود اين ارتباطات دروني بين نقش هاي شغلي و خانوادگي است، يعني رابطه اي که به طور معمول در کسب و کار ها ي غير خانوادگي يافت نمي شوند (شاه بابايي، 1390).
کسب و کارهاي خانوادگي به عنوان موتور محرکه کارآفريني و نوآوري (کواک8، 2003)، نه تنها اکثريت توليد ناخالص داخلي جهان را به خود اختصاص داده است، بلکه مهمترين عامل ايجاد شغل در سراسر جهان است (آستراچان9، 2003؛ مؤسسه شرکت هاي خانوادگي10، 2011؛ گمز، نونز و گوتيرز11، 2002).
در ايالات متحده به طور تقريبي بيش از 10.8 ميليون کسب و کار خانوادگي وجود دارد که اين تعداد 58 درصد کل نيروي کار اين کشور را به استخدام در آورده است. کسب و کارهاي خانوادگي همچنين سهمي بالغ بر 59 درصد توليد ناخالص ملي اين کشور را به خود اختصاص داده اند (آستراچان و شانکر12،2003). بيش از 90 درصد از کل کسب و کارها در ايالات متحده، از نوع کسب و کارهاي خانوادگي هستند که بيش از 80 درصد شغل هاي جديد را تامين مي نمايند (خاکپور مقدم،1390، به نقل از مک کن13،2005).
مانند ساير نقاط جهان کسب و کارهاي خانوادگي نقش چشم گيري در اقتصاد کشور هاي حاشيه ي خليج فارس ايفا مي کند، بطوريکه تخمين زده مي شود نقش اين کسب و کار ها در توليد ناخالص داخلي اين کشور ها از کمترين مقدار در عربستان که به نوعي بخش دولتي حاکم است، از 35 تا 38 درصد تا بيشترين مقدار،65 درصد در GDP کشورهايي مثل کويت متفاوت است. اين مقدار در کشور ايران محاسبه نشده است، ولي آنچه بديهي است، نقش شرکت هاي خانوادگي در اقتصاد غير دولتي بسيار حائز اهميت است. شرکت هايي از قبيل گلرنگ، ماديران، بهروز، بوتان و مجموعه شرکت هاي درياني ها در صنايع مختلف و ساير شرکت هاي خانوادگي نقش قابل توجهي را در اقتصاد غير دولتي ايران دارند (ايراندوست،1390).
بنابرين رشد و يا شکست کسب و کارهاي خانوادگي به طور مستقيم در رشد اقتصادي جوامع تأثيرگذار است. مطالعات انجام شده در خصوص علل، تأثيرات يا فرايند هاي رشد کسب و کار نتايج مختلفي داشته اند.
مطابق پژوهش هايي که در خصوص کسب و کارهاي خانوادگي انجام شده است، رشد يک کسب و کار خانوادگي را مي‌توان از ابعاد مختلف تعريف کرد، از جمله مي‌توان به گسترش بخش هاي بازار، افزايش تعداد پرسنل انساني، افزايش تعداد شعبات، دوام کسب و کار براي نسل هاي دوم، افزايش درآمد، نام تجاري مطرح و بين‌المللي شدن به عنوان مؤلفه هايي براي رشد يک کسب و کار اشاره کرد. براي اين که کسب و کار خانوادگي رشد نمايد و براي نسل هاي بعدي نيز بقا داشته باشد بايد داراي برنامه ريزي استراتژيک دقيق و اصولي با اهداف مشخص باشد تا توان خلق ارزش و نهايتا مزيت رقابتي را در بازار ملي و بين المللي به منظور رشد و توسعه داشته باشد (شاه بابايي، 1390).
در حالي که عوامل مختلفي به عنوان تعيين کننده رشد شرکت‌ها اظهار شده است اما محققين در خصوص آن ها به اتفاق آرا نرسيده اند (وينزيمر14، 2000) و علي رغم تلاش ها ي صورت گرفته در جهت ساختن مدلي براي پيش بيني رشد آينده ي شرکت ها، نتيجه قابل قبولي حاصل نشده است.
از جمله عوامل مؤثر بر رشد شرکت ها گرايشات استراتژيک15 مي باشد، محققان بازاريابي در طول سال ها چندين گرايش استراتژيک را موثر بر عملکرد شرکت معرفي کرده اند ازجمله گرايش ارتباط با مشتري16، گرايش به نوآوري17، گرايش به بازار18، گرايش به برند19، گرايش به کارآفريني20، گرايش به يادگيري21 (لاکانن و ديگران22، 2011) که هر يک از آن ها تاثيراتي بر رشد و سودآوري در کسب و کارهاي خانوادگي دارند (آلتينداگ و زهير23، 2012).
عاملي که نمي توان از اثر آن بر گرايشات استراتژيک شرکت ها (چاگانتي و سامباريا24، 1987) چشم پوشي کرد و به خودي خود بر رشد کسب و کارها تأثير گذار است (پترسون و ديستلبرگ25، 2011)، گرايشات ارزشي26 مي باشد. ديستلبرگ و سورسون27(2009) معتقدند که کسب و کارهاي خانوادگي ميتوانند به واسطه ي گرايش ارزشيشان سازماندهي شوند. در مجموع، ارزشها به عنوان نيروي محرک و پيش زمينه اي براي اهداف کسب و کار مي باشند و به اندازهي مالکيت و انتقال منابع در حمايت از اين اهداف اهميت دارند.
از آنجايي که صنعت پوشاک (ورزشي) که به عنوان صنعت و محصولات مصرفي در عرصه رقابت حضور دارد و از جمله صنايعي است در ايران که درصد بالايي از آنها به صورت خانوادگي اداره مي شوند (به نقل از رئيس صنف مربوطه) و همچنين توليد در اين صنعت رو به رشد است به دنبال پاسخ به اين سؤال هستيم که چگونه گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير ميگذارند.
2-1 اهميت و ضرورت موضوع
مطالعات بين المللي نشان مي دهد که خانواده ها تقريبا بين 60 تا 95 درصد کسب و کارها را در هر ملتي در دست دارند، به طوري که شرکت هاي خانوادگي حدود 60-93 درصد کل شرکت هاي اروپايي و 90 درصد کسب و کارهاي آمريکاي شمالي را تشکيل مي دهند (ايراندوست، 1390 به نقل از داير28، 2010). اين رقم براي ايالت متحده – به عنوان بزرگترين اقتصاد جهاني – بيش از 90% مي باشند، که تقريبا 13 ميليون کسب و کار را در هر اندازه و هر نوعي از موسسات تشکيل مي دهد. تحقيقات نشان داده اند که سهم اين کسب وکارها از GDP جهاني بين 70 تا 90 درصد مي باشد (ايراندوست، 1390 به نقل از جوهان و لزيور29،2011).
در جدول ذيل اطلاعات مربوط به سهم شرکت ها ي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي از کشور هاي جهان قابل مشاهده است.
جدول 1-1: سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي از کشور هاي جهان
کشوردرصد سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص مليدرصد نيروي کار استخدام شده توسط شرکت هاي خانوادگي نسب به کل نيروي استخدام شده در کشورايلات متحده4060ايتاليا79فنلاند40-4540-60اسپانيا65هلند5443پرتغال60بلژيک55انگلستان<50آلمان5558فرانسه6045استراليا5050منبع: موسسه بين المللي تحقيقات کسب و کارهاي خانوادگي
در ايران نيز با اينکه آمار رسمي از سوي مراجع معتبر در زمينه کسب و کارهاي خانوادگي منتشر نشده است ولي روند رو به رشد شکل گيري اين کسب و کارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده مي باشد بنابرين لازم است برنامه ريزي هاي بسيار دقيق و هدفمند در خصوص رشد و توسعه کسب و کاهاي خانوادگي در ايران انجام گيرد.
هدف اصلي فرايندهاي مديريت استراتژيک، رساندن شرکت ها اعم از شرکت هاي خانوادگي به عملکردي است که امکان موفقيت آن ها در محيط رقابتي را فراهم کند (هابرشان30، ويليامز31، مک ميلان32، 2003) متغيير گرايش استراتژيک اثري عميق بر ابعاد مختلف کسب و کار، کارايي و مزيت رقابتي دارند (ماريون33،2006). از طرفي اهداف کسب و کار نيز به عنوان عنصري استراتژيک، در کسب و کار هاي خانوادگي برخاسته از گرايشات ارزشي مالکين يا مديران آن مي باشند (پترسون و ديستلبرگ،2011).
در اين تحقيق تلاش بر اين است که تاثير دو متغيير- گرايشات ارزشي و استراتژيک- بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي که در صنعت پوشاک ورزشي فعاليت مي کنند، سنجيده شود. از آنجايي که فعاليت هاي کسب و کار خانوادگي به شدت تحت تاثير مديريت ارشد آن مي باشد (آلتينداگ و زهير، 2012)، تحقيق حاضر به مديريت اين شرکت ها کمک خواهد کرد تا تصميمات استراتژيک خود را در جهت رشد کسب و کار هدايت کنند.
3-1 اهداف تحقيق
1-3-1 هدف اصلي
هدف اين تحقيق، بررسي تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار هاي خانوادگي صنعت پوشاک ورزشي است.
2-3-1 هدف کاربردي
کمک به مديران کسب و کارهاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي در جهت آگاهي از اثرات گرايشات ارزشي و استراتژيک آن ها بر رشد کسب و کارشان، تا بتوانند از مزاياي بکارگيري گرايشات استراتژيک (مشتري گرايي، بازار‌گرايي، برند‌گرايي، گرايش به نوآوري، گرايش کارآفرينانه و گرايش به يادگيري) بهره برند و با تعديل و اصلاح گرايش ارزشي جاري در کسب و کارشان به وسيله ي رسمي تر کردن فعاليت هايشان، گامي در جهت رشد بيشتر کسب و کارشان بردارند.
4-1 سؤالات اصلي و فرعي تحقيق
1-4-1 سؤال اصلي تحقيق
گرايشات ارزشي و استراتژيک چه تأثيري بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي دارد؟
2-4-1 سؤالات فرعي تحقيق
آيا گرايش ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا گرايشات استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا گرايش ارزشي بر رسمي سازي کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا رسمي سازي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
5-1 فرضيههاي تحقيق
با توجه به سؤالات تحقيق و مدل نظري مورد بررسي، فرضيه‏هاي تحقيق بدين صورت است:
H1: گرايش ارزشي بر رسمي سازي در کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
H2: رسمي سازي در کسب و کارهاي خانوادگي بر رشد آن‌ها تأثير مثبت دارد.
H3: گرايش استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
H4: گرايش ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
6-1 متغيرهاي تحقيق
در يک تحقيق علمي ‏براي پاسخ دادن به سؤالهاي تحقيق و يا آزمون فرضيهها، تشخيص متغيرها امري ضروري است (سرمد، بازرگان و حجازي، 1387). در تحقيق حاضر دو نوع متغير در نظر گرفته شده است:
1-6-1 متغير برونزا (مستقل)
متغيري که بر روي متغير ديگر تأثير دارد، اما خودش تحت تأثير قرار نميگيرد (سرمد و ديگران، 1387). براساس اين تعريف، گرايش ارزشي و گرايش استراتژيک متغيرهاي برونزا هستند.
2-6-1 متغير درونزا (وابسته)
متغيري که از متغيرهاي ديگر تأثير ميپذيرد (سرمد و ديگران، 1387). بنابراين، رسمي سازي و رشد کسب و کار، متغير درونزا در نظر گرفته مي‏شوند.
7-1 روششناسي تحقيق
تحقيق حاضر از نظر نوع هدف، کاربردي بوده و از لحاظ شيوه جمع آوري داده‏ها توصيفي، از نوع پيمايشي مي‏باشد. تحقيق توصيفي شامل جمع آوري اطلاعات براي آزمون فرضيه يا پاسخ به سؤالات مربوط به وضعيت فعلي موضوع مطالعه مي‏شود. يک مطالعه توصيفي چگونگي وضع موجود را تعيين و گزارش مي‏کند. يک نمونه متعارف تحقيق توصيفي شامل ارزيابي نگرش‏ها يا عقايد نسبت به افراد، سازمان‏ها، رويدادها يا رويه‏ها مي‏گردد و به شرايط يا روابط موجود، عقايد متداول، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد (خاکي، 1378).
در اين پژوهش براي تجزيه و تحليل داده هاي به دست آمده از نمونه ها از روش آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است. در ابتدا با استفاده از داده هاي جمع آوري شده از بخش اول پرسشنامه به کمک آمار توصيفي، اطلاعات جمعيت شناختي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و در بخش آمار استنباطي، داده‏هاي اين تحقيق با مقياس ليکرت جمع آوري شده و براي سنجش پايايي پرسشنامه از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده شده است. براي تعيين رابطه متغيرها و آزمون فرضيات، از نرم افزارهاي SPSS و SMARTPLS2 و براي ارزيابي مدل مفهومي از مدل معادلات ساختاري بهره گرفته شده است.
8-1 قلمرو تحقيق
1-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق
قلمرو موضوعي تحقيق حاضر با عنوان “تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار‌هاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي” حوزه بازاريابي استراتژيک، کارآفريني و کسب و کار‌ خانوادگي مي‏باشد.
2-8-1 قلمرو مکاني تحقيق
اين تحقيق در سطح شهر تهران انجام شده است و جامعه آماري مورد بررسي، کسب و کار‌هاي خانوادگي موجود در صنعت پوشاک ورزشي در سطح تهران هستند.
3-8-1 قلمرو زماني تحقيق
جمع آوري داده‏هاي اين تحقيق از اوايل آذر ماه، سال 1392 تا تابستان سال 1393 انجام شده و کل تحقيق تا زمستان سال 1393 به طول انجاميده است.
9-1 روش نمونه گيري و تخمين حجم جامعه
در اين پژوهش از روش نمونه برداري تصادفي از جامعه آماري نمونه برداري مي شود و براي تعيين حجم نمونه از جامعه آماري به جدول استاندارد مفروض که توسط (مورگان34،1970) تنظيم و ارائه شده است ارجاع داده شده که حداقل حجم نمونه مناسب براي اين تحقيق برابر با 80 نمونه مي باشد (سکاران،1381).
10-1 ابزار گردآوري اطلاعات
ابزارهاي گوناگوني براي به دست آوردن داده‏ها وجود دارد. هر يک از ابزارها معايب و مزايايي دارند که هنگام استفاده از آنها بايد مورد توجه قرار گيرند تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود و از طرفي نقاط قوت ابزار، تقويت گردد. در اين تحقيق، براي گردآوري داده‏ها و اطلاعات ميداني از ابزار پرسشنامه استفاده شده و همچنين جهت تدوين مباني نظري و ادبيات تحقيق، اطلاعات کتابخانه اي، اينترنت و ساير منابع فارسي و لاتين مورد استفاده قرار گرفته است.
11-1 شرح واژهها و اصطلاحات تحقيق
کسب و کار خانوادگي:
در تمامي تعاريفي که براي کسب و کار خانوادگي بيان شده است، به نوعي خانواده در کنار کسب و کار قرار گرفته است و نقش يا وظايفي که اعضاي خانواده در کسب و کار ايفا مي کنند، ارائه شده است.
از نظر رزنبلت و اندرسون (1985) هر نوع کسب و کاري که بخش عمده مالکيت يا کنترل آن در اختيار يک خانواده باشد و خانواده به طور کامل و يا پاره وقت، مستقيما در آن درگير باشد خانوادگي خوانده مي شود.
ادوارد هس35(2006) کسب و کارهاي خانوادگي را از اهميت خاصي برخوردار مي داند و دليل آن را دو سنگ بنا “کسب و کار” و “خانواده” مي داند که سبب ايجاد هم افزايي در اين نوع کسب و کارها شده است، و علاوه بر ايجاد درآمد براي اعضاي خانواده، باعث بهبود روابط ميان اعضا و کاهش مسائل و مشکلات اجتماعي براي خانواده ها خواهد شد (شاه بابايي 1390).
گرايش ارزشي:
ديسلبرگ و سورنسون (2009) معتقدند که کسب و کار هاي خانوادگي ميتوانند توسط گرايش ارزشيشان سازماندهي شوند و اين نکته اهميت دارد که گرايش ارزشي چه امتيازي را براي اهداف سيستم کسب و کار و اهداف سيستم خانواده در نظر مي گيرد. در واقع گرايشهاي ارزشي يک نوع شناسي است که تفاوت يک نوع از سيستم کسب و کار خانوادگي، نسبت به ديگري را مشخص مي کند
گرايش استراتژيک:
ژو36 و همکاران (2005) معتقدند که توانمندي هاي سازماني هر مجموعه اي از گرايشات استراتژيک آن مجموعه قابل شناسايي است. آنها گرايشات استراتژيک را به عنوان فلسفه شرکت جهت چگونگي هدايت کسب و کار از طريق تعدادي ارزش ها و باورهاي عميق که تلاش هاي شرکت را جهت دستيابي به کارايي برتر سوق مي دهد، تعريف ميکنند.
رشد کسب و کار:
رشد کسب و کار به معني افزايش در ميزان فروش سال جاري کسب و کار نسبت به سال مالي سال گذشته مي باشد (اين معيار در تحقيقات محققيني همچون رادرفورد37، بالر38 و مک مولان39(2003) و شواددز40 و همکاران (2001) مورد استفاده قرار گرفته است. معيار افزايش تعداد کارمندان کسب و کار (اتليو رابنستن،1987) به عنوان معيار رشد مطرح مي باشد (شاه بابايي، 1390).
گرايش ارتباط با مشتري:
گرايش ارتباط با مشتري به بازارگرايي بسيار وابسته مي باشد. ارتباط با مشتري به عنوان يکي از دارايي هاي مهم کسب و کار تلقي مي شود (جاياچاندران41 و ديگران،2005)، و در قلب استراتژي کسب و کار قرار دارند (سين42 و ديگران،2005). کسب و کاري که به ارتباط با مشتري گرايش دارد داراي ويژگي هاي زير است:1) همه ي کارکنان بر اين باورند که حفظ مشتري ضروري است 2) اطلاعات مشتري آزادانه به اشتراک گذاشته مي شود) مشتريان بر اساس اين که چطور انتظار مي رود در بلند مدت ايجاد ارزش کنند تقسيم مي شوند (دي43،2003)، در نتيجه اين نوع کسب و کار ارتباطات مؤثر و سودآوري ميان کارمندان و مشتريان ايجاد کرده، توسعه ميدهد و حفظ مي کند (کاماررو44،2007).
گرايش به نوآوري:
دراکر45(1954) از اولين کساني بود که اهميت نواوري را نشان داد و بر غفلت از آن در تحقيقات سازماني تاکيد کرد. بر اساس بسياري از محققان شرکت بايد براي بقا در محيط پر تلاطم نوآورانه عمل کند (جانسون46 و ديگران، 1997) اين موضوع با افکار هورلي و هالت47 (1998) همراستا است، که شرکت هايي که از ظرفيت بالاتري براي نوآوري برخوردارند در واکنش به محيط و ايجاد توانايي هايي که منجر به مزيت رقابتي و عملکرد ممتاز مي شود موفق تر خواهند بود.
گرايش به بازار:
کوهلي و جاوورسکي (1990) ادعا مي کنند که ديدگاه بازارگرايي شامل:
1_ توليد هوشمندي بازار
2- انتشار تسهيم و به اشتراک گذاري اين درک در ميان بخش ها
3 و پاسخگويي به نياز مشتريان مي باشد.
گرايش به بازار در زنجيره اي که شرکت ها اطلاعاتي که از مشتري، کانالهاي توزيع و رقبا جمع آوري مي شود را به دست مي آورند، به اشتراک مي گذارند و به آ‌ن‌ها پاسخ مي دهند وجود دارد (لاکانن و ديگران،2011؛ جاهورسکي و کوهلي48 1993؛ کوهلي و جاهورسکي،1990؛ کوهلي و ديگران،1993)
گرايش به برند:
گرايش به برند بر اساس بازارگرايي ايجاد مي شود (ريد49 و ديگران،2005؛ آرده50،1999). ذهنيت نسبت به برند به عنوان جزعي از استراتژي بازاريابي شرکت گرايش به برند ناميده مي شود (آرده،1999؛ وانگ و مريليس51،2008)، در نتيجه نمايي ظاهري از گرايش به بازار است (آرده، 1999). در واقع شرکت هايي که گرايش به برند دارند ممکن است حتي فرصت هايي که در تضاد با اهداف بلند مدت برند شرکت مي باشد را رد کنند.
گرايش به کارآفريني:
گرايش کارآفرينانه يک برداشت کارآفرينانه از سبک ها، رويه ها و فعاليت هاي تصميم گيري را شرح مي دهد (ويکلاند و شفرد52، 2005). کسب و کارهاي با گرايش کارآفرينانه به صورت خود مختار، سلطه جو در برابر رقابت، پيش فعال، نوآور و متمايل به مخاطره پذيري تعريف مي شوند (لامپکين و دس53،1996). در مجموع اينگونه کسب و کارها خوب ميدانند چطور بازاريابي کنند و به درک نياز مشتري، برنامه ريزي بلندمدت و عملکرد بلند مدت توجه خاص دارند (اسمارت و کاننت54، 1994).
گرايش به يادگيري:
گرايش به يادگيري تمايل شرکت به ايجاد و استفاده از انواع دانش را تحت تاثير قرار ميدهد. شرکت هايي که گرايش بيشتري به يادگيري دارند اشتياق بيشتري دارند که پيش فرض هاي قديمي و فلسفه عمليات قديمي را مورد سوال قرار دهند (سنج55، 1990؛ اسلاتر و نارور56،1995) و کارکنان را تشويق مي کنند و يا حتي ملزوم مي کنند به اين که مرتبا نورم هاي سازمان که هدايت کننده ي فعاليت هاي سازماني و فعاليت هاي فرايند اطلاعات بازار مي باشد را مورد سوال قرار دهند (دي، 1991؛ سينکولا57،1994: سينکولا و ديگران،1997).
رسمي سازي:
لوسير و سانفيلد58(2004) رسمي سازي را همانند با در کنار هم کار کردن اعضاي خانواده و تشکيل انجمن ها و برگزاري جلسات خانوادگي در نظر گرفته اند و بر اين باور بودند که سطح بالاتري از رسمي گرايي نتايج بهتري را براي کسب و کار پيش بيني مي کند. (پترسون و ديستلبرگ،2001؛ باسکو و پرس رودريگز59،2009؛ داير و داير60،2009؛ وارد61،1997)
فصل دوم:
مباني نظري و پيشينه تحقيق
مقدمه
اين فصل از 3 بخش تشکيل شده است که بخش اول مباني نظري تحقيق مي‏باشد که در آن ابعاد اصلي چارچوب نظري يعني عناصر گرايشات ارزشي و استراتژيک، رسمي سازي و رشد کسب و کار تشريح شده است. بخش دوم به مرور پيشينه تحقيق که دربرگيرنده تعدادي از تحقيقات صورت گرفته در ايران و جهان است و نيز مدل مفهومي پژوهش مي‏پردازد و بخش سوم يا پيوست بخش دوم، به صنعت پوشاک و معرفي کسب و کارهاي خانوادگي حوزه پوشاک ورزشي در ايران و جهان اختصاص يافته است.
1-2 مباني نظري تحقيق
در اين بخش ابتدا به مرور بر تعاريف کسب و کارهاي خانوادگي خواهيم پرداخت سپس به تعاريف و ابعاد رشد کسب و کار و به طور خاص کسب و کارهاي خانوادگي مي پردازيم در ادامه عناصر گرايش ارزشي و ابعاد گرايش استراتژيک را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
1-1-2 کسب و کار
نويسندگان مختلف تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه ي آکسفورد، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه ي لانگ من کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از پول حاصل شود، گفته مي شود.
به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود در بر مي گيرد. پترسن و بلومن62 بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت مي گيرد، کسب و کار نيست بکه کسب و کار هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.
پروفسور اون، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند (شاه بابايي،1390؛ به نقل از دان من و بارت63، 2004) بنابرين با توجه به تعاريف يادشده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه خدمات به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگي هاي کسب و کار عبارتند از:
فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
معامله کالاها و خدمات
تکرار معاملات
انگيزه سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره امور کسب و کار)
فعاليت توأم با ريسک کسب و کار هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو همواره کسب و کار توأم با ريسک است (دان من و بارت، 2004).
2-1-2 کسب و کار خانوادگي
خانواده و کسب و کار به عنوان دو زير سيستم از يک ابر سيستم به نام جامعه و اجتماع هستند که در اثر ارتباطات و تأثيرات متقابلي که بر روي يکديگر مي گذارند تشکيل يک نظام کلي تر به نام کسب و کار خانوادگي را مي دهند. اگر پويايي و تحرکات خانواده و کسب و کار به طور واضح و آشکار با يکديگر تعامل و ارتباط داشته باشند ميان اين دو نوعي تلفيق و ترکيب به وجود مي آيد که از ديد محققان باعث پيدايش يک نظام نوين و منحصر به فرد به نام کسب و کار خانوادگي مي شود (دانمن و بارت، 2004) چشم انداز اقتصادي اکثر کشورها تحت سلطه ي شرکت هاي تجاري خانوادگي باقي مي ماند، بنابرين تعجبي ندارد که جوامع دانشگاهي و علمي آغاز به شناسايي و تشخيص اهميت مطالعات در زمينه شرکت هاي خانوادگي کرده اند. کسب و کار هاي خانوادگي به عنوان يکي از مهمترين عوامل ايجاد ثروت و استخدام نيروي کار در تمام کشورهاي جهان و نقش عمده اي در رشد و توسعه اقتصادي بسياري از کشورهاي جهان دارا هستند. به طوري که سهم شرکت هاي خانوادگي از کل شرکت هاي موجود در اروپا حدود 60 تا 93 درصد در ايالات متحده حدود 95 درصد و در آمريکاي مرکزي و جنوبي حدود 65 درصد مي باشد. علاوه بر آن معادل 40 تا 60 درصد از توليد ناخالص ملي کشور آمريکا متعلق به اين گونه کسب و کارها مي باشد (استراچان و همکاران64، 2003).
طبق تعريف جامعي که هندلر از کسب و کار خانوادگي ارائه داده است، کسب و کار خانوادگي به مثابه سازماني است که اصلي ترين تصميمات قرارداد که اين اعضا در مالکيت و يا مديريت آن سازمان نقش اصلي را بر عهده دارند (آدندورف65، 2008).
در تعريف يک کسب و کار خانوادگي سه عامل مهم خانواده، مالکيت و مديريت مطرح مي باشند. آنچه که از يافته هاي تحقيقات بر مي آيد اين است که همگرايي عامل خانواده و تنها يکي از دو عامل مالکيت و مديريت (خانواده و مالکيت يک کسب وکار، يا خانواده و مديريت يک کسب و کار) مي تواند به تعريف يک کسب و کار خانوادگي بسنده کند. (دان من و بارت، 2004).
خانواده و کسب و کار دو سامانه اجتماعي پيچيده هستند که وقتي با هم ترکيب مي شوند، کسب و کارهاي خانوادگي متمايزي را نسبت به سازمانهاي ديگر مي سازند و درجه هاي متفاوتي از همپوشاني دارند، سامانه کسب و کار نفوذ مي کند و اين تعامل منجر به طبيعت حرفه اي منفي و محدود کننده کسب و کار در خانواده مي گردد. (استافورد و همکاران66، 1999) اسوارتز در کنار هم قرار دادن دو سامانه خانواده و کسب و کار يک چاچوب دو بعدي از کسب و کار خانوادگي را ارائه داده است. (استراچن و همکاران، 2003).
هابرسون و ويليامز67(2005) يک سيستم اجتماعي کسب و کار خانوادگي را تشکيل و مرکب از سه خرده سيستم واحد کنترل خانوادگي، نهاد کسب و کار و افراد عضو خانواده مي دانند که اين سه خرده سيستم به صورت فرايندهاي مدور بازخوردي عمل مي نمايند و بر يکديگر تأثير مي گذارند. گرسيک و همکارانش با کنار هم قرار دادن ابعاد مالکيت، خانواده و کسب و کار يک چارچوب سه بعدي از کسب و کار خانوادگي را ارائه نموده اند. طبق چارچوب سه بعدي کسب و کار خانوادگي افراد ممکن است با توجه به رابطه و نسبتي که با کسب و کار خانوادگي دارند در هر کدام از زير بخش هاي هفت گانه چارچوب قرار گيرند. افراد ممکن است که تنها يک مالک باشند، يک مدير باشند، يکي از اعضاي خانواده باشند يا ترکيب هاي متفاوتي از اين سه بعد.
3-1-2 مقياس کسب و کار خانوادگي
يکي از تحقيقاتي که به نوعي براي کسب و کار خانوادگي يک پيوستار قائل است، F-PEC68 مي باشد. کين، استرچن و سميرنيوس69(2009)، پيشنهاد نمودند که کسب و کارهاي خانوادگي مي توان از طريق اندازه گيري سه بعد: قدرت، تجربه و فرهنگ (F-PEC) تعريف نمود. وسعت و چگونگي درگيري خانواده در شرکت و تأثير آن بر شرکت يک موضوع قابل توجه است. حداقل سه بعد براي خانواده وجود دارد: قدرت، تجربه و فرهنگ. قدرت به نفوذ اعمال شده از طريق تأمين مالي کسب و کار (مثل سهامي که در دست خانواده است) و از طريق رهبري و با کنترل کسب و کار از طريق مديريت و يا مشارکت نظارتي خانواده ارجاع دارد. تجربه: به مجموع تجارب عهده داري مديريت و مالکيت ارجاع دارد. فرهنگ ارجاع دارد به ارزش ها و تعهد و پرسشنامه تعهد کسب و کار خانوادگي را بکار مي گيرد (کارلاک و وارد70، 2001)يدآ
در تعريف ديگري کسب و کار خانوادگي کسب و کاري است که به قصد شکل دادن و دنبال کردن چشم انداز کسب و کار اداره يا مديريت مي شود که اين چشم انداز توسط يک ائتلاف غالب که تحت کنترل اعضاي يک خانواده مي باشد، تعيين مي گردد. به طوري که به صورت بالقوه بين نسل هاي يک خانواده پايدار مي ماند (کريسمن و همکاران71،2003)
بر اساس تعريف سيستماتيک از خانواده، همه افرادي که با هم نسبت خوني دارند يا از طريق ازدواج يا به فرزند‌خواندگي گرفتن نسبت خانوادگي پيدا کردند معمولا خانواده در نظر گرفته مي‌شوند اما افرادي که نسبت خوني با هم ندارند و از طريق ازدواج يا فرزندخواندگي نسبت خانوادگي پيدا نکرده اند اما اهداف و منابع را به اشتراک مي گذارند و به هم متعهد هستند ممکن است خانواده در نظر گرفته شوند. با گذشت زمان اين فرد ممکن است به گونه اي که عضوي از خانواده است در نظر گرفته شود؛ مثلا فرد از منابع و املاک خانواده سهم عادلانه دريافت مي کند در صورتي که به صورت بيولوژيک يا قانوني عضوي از خانواده نباشد؛ البته تصميم در مورد اين موضوع يک تصميم خانوادگي مي باشد (ديستلبرگ و سورنسون، 2009).
4-1-2 تفاوت کسب و کار خانوادگي و غير خانوادگي
تفاوت ميان کسب و کارهاي خانوادگي از هسته اصلي کسب و کار شروع مي شود. مديران اجرايي کسب و کارهاي خانوادگي بيشتر اهداف خانواده را با اهداف و مقاصد کسب و کار درگير نموده اند. به عبارت ديگر الويت بندي اهداف توسط مالکان کسب و کارهاي کسب و کارهاي خانوادگي با مالکان کسب و کارهاي غير خانوادگي تفاوت دارد (چائو و همکاران،2003).
از نظر شخصي کمتر تحت تأثير شکست هاي کسب و کاري قرار مي گيرند، پويايي هاي دوره اي و مقامي بيشتري دارند، بيشتر به وسيله پاداش هاي شخصي- سنتي تحريک مي گردند و امنيت شغلي کمتري دارند (ونتر،2002، به نقل از آدندورف،2004).
در کسب و کارهاي خانوادگي تعارض هاي ميان افراد خانواده اغلب تا مدت زماني طولاني باقي مي ماند و مسائل شخصي خانواده با مسائل کسب و کار آميخته مي شود. افراد خانواده اغلب هويت و شخصيت خود را به همراه کسب و کارشان در تمامي زندگي نمايش مي دهند، شکست کسب و کار براي افراد خانواده با محدوديت هاي شغلي و شخصيتي مهمي همراه است در حالي که اين امر در ميان مديران ديگر کسب و کارها (غير خانوادگي) در دنيا کمتر رايج است. همچنين رهبران کسب و کارهاي خانوادگي نسبت به خود و خانواده شان کاملا حسابگر و جوابگو هستند در حالي که رهبران کسب و کارهاي غير خانوادگي تنها نسبت به سهامداران کسب و کار جوابگو و حسابگر هستند و فرايند توالي و جانشيني کسب و کار نيز در کسب و کارهاي خانوادگي بسيار مشکل آفرين و تشنج زا مي باشد (شاه بابايي،1390؛ به نقل از کاتر،2006).
کسب و کارهاي خانوادگي اغلب فرايندهاي تصميم گيري متمرکزتر و سيستم هاي کنترلي غير رسمي



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید